به گزارش
میزنفت؛ دونالد ترامپ ماجرا را در یک جمله خلاصه کرد: اروپا پذیرفته است «حجم بزرگی» از ذخایر گازوئیل خود را وارد بازار کند و این کار بلافاصله آغاز میشود. چند ساعت بعد هم گفت آمریکا صادرات گازوئیل را ممنوع نخواهد کرد.
اگر فقط همین دو جمله شنیده میشد، ماجرا ساده به نظر میرسید: واشنگتن فشار آورد، اروپا پذیرفت، سوخت بیشتری وارد بازار شد و ترامپ از تهدید ممنوعیت صادرات عقب نشست. اما کافی بود رسانههای پکن، بروکسل، لندن و واشنگتن را کنار هم بگذاریم تا چهار روایت متفاوت از یک تصمیم واحد دیده شود.
چین بیشتر درباره وابستگی اروپا و شکنندگی امنیت انرژی غرب نوشت. رسانههای اروپایی درباره فشار آمریکا و هزینه تبدیلشدن انرژی به ابزار سیاسی هشدار دادند. رسانههای آمریکایی مسئله را مستقیم به قیمت بیسابقه گازوئیل، کشاورزان و انتخابات میاندورهای وصل کردند. و خود ترامپ آن را بهعنوان نتیجه فشار برای پایینآوردن قیمت سوخت معرفی کرد.
قبل از توافق تهدید روی میز بود
داستان از
آزادسازی ذخایر آغاز نشد. اول اکتبر، رویترز به نقل از سه منبع گزارش داد دولت ترامپ به فرانسه و آلمان فشار آورده تا ذخایر اضطراری گازوئیل خود را وارد بازار کنند و در غیر این صورت احتمال دارد آمریکا صادرات گازوئیل را محدود کند.
یکی از منابع گفته بود واشنگتن خواهان آزادسازی حدود ۱۲۰ میلیون بشکه گازوئیل طی شش ماه از سوی اروپا بوده است. برای اروپا این تهدید کماهمیت نبود.
اتحادیه اروپا پس از کنارگذاشتن فرآوردههای روسی، وابستگی بیشتری به گازوئیل آمریکا پیدا کرده است. شینهوا به نقل از دادههای کمیسیون اروپا نوشته آمریکا در ماه اوت حدود نیمی از واردات گازوئیل اتحادیه اروپا را تأمین کرده بود. در برآورد دیگری که این رسانه از دادههای کپلر نقل کرد، سهم آمریکا از واردات گازوئیل اتحادیه از ابتدای ۲۰۲۶ حدود ۳۲ درصد بوده؛ تقریباً دو برابر سال قبل.
پس
ممنوعیت صادرات آمریکا میتوانست همان بازاری را که واشنگتن میگفت میخواهد آرام کند، در اروپا با شوک تازهای مواجه کند.
اروپا ابتدا گفت «نه»
واکنش اولیه بروکسل صریح بود. سخنگوی کمیسیون اروپا دوم اکتبر اعلام کرد اتحادیه اروپا تهدید ممنوعیت صادرات گازوئیل آمریکا را «کاملاً رد میکند» و هشدار داد چنین تصمیمی نهتنها سودی برای دو طرف ندارد، بلکه اعتماد اروپا به آمریکا بهعنوان شریک قابل اتکا را تضعیف خواهد کرد.
کمی قبلتر، مسئولان اروپایی گفته بودند ترجیحشان اقدام هماهنگ با آمریکا برای پایینآوردن قیمت است، نه تهدید صادراتی یکجانبه. این تفاوت واژگانی بعداً اهمیت پیدا کرد. چون پس از توافق، اروپا تلاش کرد تصمیم نهایی را نه «پذیرش دستور ترامپ»، بلکه نتیجه هماهنگی گروه هفت معرفی کند.
۱۰۰ میلیون بشکه روی میز
دوم اکتبر،
گروه هفت سرانجام اعلام کرد اعضا و شرکای این گروه با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی، طی چهار ماه ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از ذخایر اضطراری خود وارد بازار میکنند. قرار است در ۲۰ روز نخست، سهم قابل توجهی از عرضه به گازوئیل اختصاص پیدا کند.
اما نکتهای که در بسیاری از تیترها گم شد این بود که کل ۱۰۰ میلیون بشکه «گازوئیل» نیست. بیانیه رسمی تفکیک دقیق حجم نفت خام، گازوئیل و دیگر فرآوردهها یا سهم هر کشور را منتشر نکرد. در همان بیانیه، اعضای گروه هفت متعهد شدند میان خود محدودیت صادرات انرژی اعمال نکنند. چند ساعت بعد ترامپ گفت آمریکا دیگر سراغ ممنوعیت صادرات گازوئیل نمیرود. و اینجا بود که روایتها از هم جدا شدند.
روایت آمریکا: اول قیمت سوخت، بعد سیاست خارجی
در رسانههای آمریکا، بزرگترین داستان اصلاً اروپا نبود.داستان پمپبنزین آمریکا بود. آسوشیتدپرس گزارش داد متوسط قیمت گازوئیل آمریکا دوم اکتبر به حدود ۶.۳۷ دلار برای هر گالن رسیده بود؛ کمی پایینتر از رکورد ۶.۵۲ دلاری ثبتشده در ۲۲ سپتامبر.
این افزایش فقط هزینه راننده کامیون نبود. گازوئیل سوخت اصلی کامیونها، تجهیزات کشاورزی و بخش مهمی از زنجیره حمل کالا در آمریکاست. بالا رفتن آن به معنی افزایش هزینه حمل غذا، محصولات کشاورزی و کالاهای مصرفی است.
درست در همین زمان، آمریکا به انتخابات میاندورهای سوم نوامبر نزدیک میشود. رویترز گزارش داد کاهش هزینه زندگی به یکی از مسائل اصلی دولت تبدیل شده و فقط ۱۷ درصد پاسخدهندگان در نظرسنجی رویترز و ایپسوس از عملکرد ترامپ در مدیریت هزینه زندگی رضایت داشتهاند.
آسوشیتدپرس نیز تصمیم ذخایر را مستقیماً در همین زمینه قرار داد: ترامپ و حزب جمهوریخواه زیر فشار قیمتها قرار دارند و رئیسجمهور تلاش کرده نشان دهد اقدام تازه نتیجه مداخله او بوده است.
واشنگتنپست: زخمی که هنوز باز است
واشنگتنپست نیز تصمیم گروه هفت را «پس از فشار آمریکا» توصیف کرد، اما روی اندازه واقعی مداخله دست گذاشت. این روزنامه یادآوری کرد ۱۰۰ میلیون بشکه تقریباً معادل یک روز مصرف کل نفت جهان است و مصرف گازوئیل جهان بهتنهایی حدود ۲۸ میلیون بشکه در روز برآورد میشود.
بنابراین حتی اگر بخش قابل توجهی از ذخایر در همان هفتههای اول وارد بازار شود، این اقدام بیشتر میتواند زمان بخرد تا اینکه کمبود ساختاری سوخت را برطرف کند.
واشنگتنپست همچنین بحران را به وضعیت پالایشگاهها وصل کرد: جریان نفت خام از هرمز تا حدی بهتر شده، اما صادرات گازوئیل و بنزین خلیج فارس همچنان بسیار پایینتر از شرایط قبل از جنگ باقی مانده و آسیب پالایشگاههای خاورمیانه و روسیه بازار فرآوردهها را تحت فشار گذاشته است.
رسانههای آمریکا: ترامپ پیروز شد یا عقب نشست؟
اینجا حتی میان رسانههای غربی دو تعبیر شکل گرفت. ترامپ تصمیم اروپا را نتیجه فشار خودش معرفی کرد. اما فایننشال تایمز تیتر زد که آمریکا پس از توافق گروه هفت از تهدید ممنوعیت صادرات عقب نشست. در روایت این روزنامه، معامله عملاً دوطرفه بود: اروپا پذیرفت ذخایر بیشتری آزاد کند و آمریکا نیز محدودیت صادرات را کنار گذاشت.
این تفاوت کوچک نیست. یک روایت میگوید: «ترامپ اروپا را وادار کرد ذخایرش را باز کند. روایت دیگر میگوید: دو طرف برای جلوگیری از یک بحران بزرگتر، از مواضع اولیه خود کوتاه آمدند.
روایت اروپا: ذخیره اضطراری برای انتخابات آمریکا؟
فایننشال تایمز حتی پیش از توافق پرسشی حساس مطرح کرده بود: آیا اروپا باید بخشی از ذخایر اضطراری خود را مصرف کند تا قیمت گازوئیل در آمریکا پایین بیاید؟ این روزنامه گزارش کرده اروپا حدود ۳۲ میلیون تن ذخیره اضطراری گازوئیل دارد؛ حجمی تقریباً معادل دو تا سه ماه تقاضا. درخواست اولیهای که به آمریکا نسبت داده شده بود میتوانست بخش قابلتوجهی از این ذخایر را مصرف کند.
نگرانی اروپا روشن بود.
ذخایر اضطراری برای بحران ساخته شدهاند؛ و اروپا همین حالا هم در میانه دو بحران عمده انرژی قرار دارد: جنگ ایران و آسیب پالایش و صادرات در روسیه.
آسوشیتدپرس به نقل از یک پژوهشگر انرژی هشدار داد مصرف ذخایر میتواند قیمت را مدتی پایین بیاورد، اما در عوض حاشیه امنیت اروپا برای بحران بعدی را کمتر میکند و این ذخایر بعداً باید دوباره خریداری و پر شوند.
فرانسه روایت را تغییر داد
در نهایت پیشنهاد میانی از سمت فرانسه شکل گرفت. منابع رویترز گفتهاند پاریس پیشنهاد کرده بود کشورهای اروپایی حدود ۵۰ میلیون بشکه گازوئیل و اعضای آژانس بینالمللی انرژی حدود ۵۰ میلیون بشکه نفت خام آزاد کنند. نسخه نهایی توافق جزئیات سهمها را منتشر نکرد، اما مجموع ۱۰۰ میلیون بشکه حفظ شد.
امانوئل مکرون پس از نشست گروه هفت روی «تصمیم مشترک» و «وحدت» اعضا تأکید کرد و گفت این اقدامات باید قیمت سوخت را پایین بیاورد. اورزولا فوندرلاین نیز از تصمیم گروه هفت برای خودداری از ممنوعیت صادرات بین متحدان استقبال کرد و گفت شهروندان به انرژی قابلپرداخت نیاز دارند. در نتیجه اروپا اجازه نداد روایت رسمی تصمیم فقط یک جمله باشد: «ترامپ خواست و اروپا پذیرفت.»
فایننشال تایمز: تهدیدی که اروپا باید جدی بگیرد
با این حال، رسانههای اروپایی از خود تهدید ترامپ هم عبور نکردند. فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت اروپا حتی اگر تصور کند ممنوعیت کامل صادرات برای خود آمریکا نیز زیانبار است، باید اصل تهدید را جدی بگیرد.
استدلال این رسانه این بود که وابستگی اروپا به واردات فرآورده، بعد از قطع گازوئیل روسیه، حالا خودش به یک آسیبپذیری راهبردی تبدیل شده است. پیام فراتر از بحران فعلی بود: اگر سیاست انرژی آمریکا بتواند با یک تصمیم داخلی، عرضه اروپا را متزلزل کند، مسئله فقط قیمت این هفته نیست؛ مسئله امنیت انرژی اروپا است.
روایت چین: بحران غرب، نه پیروزی ترامپ
روایت رسانههای رسمی چین با رسانههای آمریکا تفاوت محسوسی داشت. شینهوا ابتدا با سرعت حرف ترامپ را مخابره کرد: اروپا پذیرفته است ذخایر گازوئیل را آزاد کند. اما در گزارشهای تحلیلی بعدی، داستان از زاویه دیگری روایت شد.
گزارش چهارم اکتبر شینهوا سه نکته را برجسته کرد: نخست اینکه قیمت گازوئیل در اروپا از پایان فوریه دو برابر شده و کمیسیون اروپا وضعیت موجود را «بحران استطاعت مالی انرژی» توصیف کرده است.
دوم اینکه اروپا فقط از جنگ خاورمیانه آسیب ندیده؛ بعد از کنارگذاشتن فرآوردههای روسی، وابستگی بیشتری به آمریکا پیدا کرده است. و سوم اینکه آزادسازی ذخایر ممکن است در کوتاهمدت قیمت عمدهفروشی گازوئیل را پایین بیاورد، اما مشکل اساسی تا زمانی که جریان فرآورده از خاورمیانه عادی نشود حل نخواهد شد. یعنی در روایت شینهوا، ۱۰۰ میلیون بشکه بیشتر یک مسکن است تا راهحل.
چین روی وابستگی اروپا دست گذاشت
رسانههای چینی به یک عدد بیشتر از رسانههای آمریکایی توجه کردند: سهم گازوئیل آمریکا در واردات اروپا. شینهوا نوشت آمریکا در ماه اوت حدود نیمی از واردات گازوئیل اتحادیه اروپا را تأمین کرده است. همین وابستگی باعث شده تهدید صادراتی ترامپ برای اروپا جدی باشد.
این رسانه در گزارشی دیگر توضیح داد حذف گازوئیل روسیه از بازار اروپا باعث شده آمریکا، خاورمیانه و هند به تأمینکنندگان اصلی جایگزین تبدیل شوند؛ حالا اختلال خاورمیانه یکی از این ستونها را تضعیف کرده و تهدید آمریکا ستون دیگر را زیر سؤال برده است. به همین دلیل در روایت چینی، بحران گازوئیل فقط بحران «کمبود چند بشکه» نیست. داستان درباره اقتصادی است که یک وابستگی را حذف کرده و با وابستگی دیگری روبهرو شده است.
رسانه چین: مقصر فقط هرمز نیست
شینهوا همچنین برخلاف روایت سادهای که همه افزایش قیمت سوخت را فقط به ایران نسبت میدهد، چند عامل را کنار هم قرار داد. عبور فرآوردههای نفتی از خلیج فارس هنوز بهشدت محدود است. حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه عرضه گازوئیل را کمتر کرده است. و همزمان تعمیرات پالایشگاهی و محدودیت ظرفیت پالایش نیز بازار را فشرده کردهاند.
این تفکیک مهم است. جنگ ایران یکی از محرکهای اصلی بحران فعلی است؛ اما تمام بحران گازوئیل جهان را نمیتوان فقط به یک عامل نسبت داد.
بازار به حرفها چگونه واکنش نشان داد؟
بازار خیلی زود واکنش نشان داد. پس از انتشار خبر بحث درباره آزادسازی ذخایر، قراردادهای آتی گازوئیل آمریکا حدود ۳.۲۵ درصد افت کرد. شاخص گازوئیل اروپا نیز حدود ۵.۷۵ درصد پایین آمد. قیمت نفت خام هم کاهش یافت؛ نفت آمریکا حدود ۱.۹ درصد پایین آمد و برنت در محدوده ۱۰۲ دلار باقی ماند.
این یعنی بازار دستکم در کوتاهمدت پیام را دریافت کرد: بشکههای بیشتری در راه است. اما مسئله بزرگتر هنوز پابرجاست.
۱۰۰ میلیون بشکه چقدر زمان میخرد؟
عدد ۱۰۰ میلیون در تیتر بزرگ است. اما باید آن را در مقیاس بازار دید. عرضه قرار است طی چهار ماه انجام شود و حتی هنوز معلوم نیست چه مقدار آن دقیقاً گازوئیل خواهد بود.
تحلیلگرانی که شینهوا به آنها استناد کردهاند برآورد کردهاند اگر حجم قابل توجهی از گازوئیل سریعاً به بازار برسد، ممکن است قیمت عمدهفروشی بین ۲۰ تا ۳۰ دلار در هر بشکه پایین بیاید.
اما همان تحلیل میگوید این ذخایر در اصل «زمان میخرند»؛ چون اگر عرضه واقعی کمتر از تقاضا باقی بماند، انبارها دوباره خالی خواهند شد.
آسوشیتدپرس نیز همین پرسش را مطرح کرده است: وقتی ذخایر امروز مصرف شوند، فردا باید دوباره پر شوند؛ و کسی نمیداند زمانی که دولتها مجبور به خرید مجدد هستند قیمتها چقدر خواهد بود.
اصل قصه: سه روایت از یک تصمیم
در نهایت هر منطقه از یک خبر واحد، داستان خودش را ساخت. در روایت ترامپ، اروپا به درخواست آمریکا پاسخ داده و یک «کمک بزرگ جهانی» برای پایینآوردن قیمت سوخت انجام داده است. در روایت غالب رسانههای آمریکایی، ماجرا بیش از هر چیز تلاش دولت برای مهار یک مشکل داخلی پیش از انتخابات است: گازوئیل ۶ دلاری و فشار هزینه زندگی.
در روایت اروپا، توافق راهی برای جلوگیری از دو بحران همزمان بود: قیمت بالای سوخت و ممنوعیت احتمالی صادرات آمریکا. به همین دلیل بروکسل روی «هماهنگی» و «ممنوعنشدن صادرات میان متحدان» تأکید کرد.
و در روایت رسانههای چین، این اتفاق بیش از آنکه نمایش قدرت ترامپ باشد، نشانه آسیبپذیری ساختار انرژی غرب است؛ ساختاری که در آن اروپا به گازوئیل آمریکا وابسته شده و اکنون ناچار است برای کاهش قیمت از ذخایر اضطراری خود خرج کند.
گازوئیل، سیاست خارجی را وارد باک خودرو کرد
بحران سوخت یک ویژگی متفاوت دارد. نفت خام ممکن است روی صفحه معاملات بالا و پایین شود، اما گازوئیل خیلی زود خودش را به زندگی روزمره میرساند: کامیون، تراکتور، کارخانه، حمل مواد غذایی و در نهایت قیمت کالا.
همین ویژگی است که یک موضوع فنی بازار انرژی را به مسئلهای انتخاباتی در آمریکا، مسئله اعتماد سیاسی در اروپا و سوژهای درباره امنیت انرژی در رسانههای چین تبدیل کرده است.
ترامپ میخواست
قیمت سوخت پایین بیاید. اروپا نمیخواست ذخایر خود را زیر تهدید آمریکا خالی کند. در نهایت هر دو طرف به نقطهای رسیدند که بخشی از ذخایر وارد بازار شود و صادرات نیز ممنوع نشود.
اما سؤال اصلی هنوز بیپاسخ است: اگر اختلال پالایش و تجارت فرآورده ادامه پیدا کند، بعد از ۱۰۰ میلیون بشکه چه؟ در آن نقطه دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی روایت رسانهای را برده است. مسئله این است که جهان چند بشکه گازوئیل واقعی برای مصرف دارد.
منابع اصلی:
رویترز، شینهوا،
آسوشیتدپرس،
فایننشال تایمز،
واشنگتنپست،
کمیسیون اروپا و بیانیه گروه هفت؛ اطلاعات تا ۴ اکتبر ۲۰۲۶.