۰
بحران هرمز، محرک برقی‌شدن اقتصاد جهان

جنگ ایران؛ شتاب عبور از نفت

میز نفت - بحران هرمز قیمت نفت و گاز را بالا برده، اما هم‌زمان خودروهای برقی، انرژی خورشیدی و گرمایش برقی را برای کشورهای واردکننده جذاب‌تر کرده است. آژانس بین‌المللی انرژی می‌گوید برقی‌شدن سریع‌تر می‌تواند تا سال ۲۰۳۵ نیاز جهان به نفت را روزانه ۱۸ میلیون بشکه کاهش دهد.
تنگه هرمز | میزنفت
تنگه هرمز | میزنفت
به گزارش میزنفت، جنگی که بازار جهانی برای هر روز ادامه آن نگران چند میلیون بشکه نفت است، ممکن است یک نتیجه متناقض به جا بگذارد: جهان را برای مصرف نفت کمتر آماده کند.

از فوریه، بازار انرژی بیش از هر چیز تعداد نفتکش‌ها را شمرده است؛ چند کشتی از هرمز عبور کردند، چند میلیون بشکه پشت مسیرهای محدود ماندند، قیمت بنزین و گازوئیل تا کجا بالا رفت و کدام کشور مجبور شد ذخایر اضطراری خود را باز کند.

اما در پشت این بحران روزانه، تغییر دیگری آرام‌تر در حال شکل‌گرفتن است. کشورهایی که برای نفت و گاز وارداتی پول بیشتری می‌پردازند، دوباره همان پرسشی را مطرح کرده‌اند که بعد از بحران نفت دهه ۱۹۷۰ و بحران گاز اروپا مطرح شده بود:

چگونه می‌شود وابستگی به سوختی را کم کرد که قیمت و دسترسی به آن در یک تنگه، یک جنگ یا یک تصمیم سیاسی تغییر می‌کند؟ پاسخ این بار بیش از گذشته یک کلمه دارد: برق.

آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش ویژه خود که ۲۲ سپتامبر منتشر شد، مستقیماً بحران هرمز را یکی از عوامل افزایش توجه کشورها به برقی‌کردن حمل‌ونقل، ساختمان‌ها و صنعت دانسته است.

این نهاد می‌گوید در قیمت‌های فعلی انرژی که تحت تأثیر بحران هرمز قرار گرفته‌اند، استفاده از برق به جای سوخت‌های فسیلی در بخش‌های بیشتری از اقتصاد از نظر مالی توجیه‌پذیر شده است.
 

از ۲۳ درصد تا نزدیکی ۳۵ درصد


امروز برق حدود ۲۳ درصد مصرف نهایی انرژی جهان را تأمین می‌کند. هدف تازه‌ای که در گفت‌وگوهای بین‌المللی برای سال ۲۰۳۵ مطرح شده، رساندن این سهم به ۳۵ درصد است.

برآورد آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد حتی با فناوری‌های موجود و قیمت‌های انرژی پیش از شوک فعلی، می‌توان سهم برق را تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۳۳ درصد رساند.

نکته مهم‌تر اینجاست: خود آژانس می‌گوید قیمت‌های بالاتر فعلی نفت و گاز، تعداد بیشتری از کاربردهای برقی را از نظر اقتصادی جذاب می‌کند. یعنی بحران هرمز فقط هزینه نفت را بالا نبرده؛ معادله رقابت نفت و برق را هم تغییر داده است. وقتی بنزین گران‌تر می‌شود، خودروی برقی جذاب‌تر می‌شود.

وقتی گاز وارداتی گران‌تر می‌شود، پمپ حرارتی و گرمایش برقی می‌تواند اقتصادی‌تر شود. وقتی هزینه تولید برق با سوخت وارداتی بالا می‌رود، خورشید و باد داخلی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. این تغییر از جنس شعار اقلیمی نیست؛ بیش از هر چیز یک محاسبه امنیت انرژی است.
 

۱۸ میلیون بشکه‌ای که ممکن است دیگر لازم نباشد


بزرگ‌ترین عدد گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی ۱۸ میلیون بشکه در روز است. این نهاد سناریویی را بررسی کرده که کشورهای واردکننده سوخت با سرعت بیشتری اقتصاد خود را برقی کنند. در این سناریو، تا سال ۲۰۳۵ مصرف نفت جهان می‌تواند روزانه ۱۸ میلیون بشکه کمتر از حالتی باشد که این شتاب اتفاق نمی‌افتد.

هم‌زمان هزینه واردات انرژی کشورهای وابسته به سوخت خارجی می‌تواند نسبت به سطح سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار در سال کاهش پیدا کند. برای فهم بزرگی این عدد کافی است آن را با هرمز مقایسه کنیم. در شرایط عادی، حدود یک‌پنجم جریان نفت جهانی از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

یعنی اگر برقی‌شدن سریع‌تر واقعاً بتواند بخش بزرگی از ۱۸ میلیون بشکه مصرف روزانه را حذف کند، در بلندمدت اندازه شوک ناشی از اختلال در یک مسیر نفتی نیز متفاوت خواهد شد. البته این اتفاق یک‌شبه رخ نمی‌دهد.

خودرو باید عوض شود، شبکه برق ساخته شود، نیروگاه و ذخیره‌ساز توسعه پیدا کند و کارخانه‌ها تجهیزاتشان را تغییر دهند. اما جهت حرکت اهمیت دارد.
 

خودرو، جایی که نفت بیشترین مشتری را دارد


نزدیک به نیمی از نفت جهان در حمل‌ونقل جاده‌ای مصرف می‌شود. به همین دلیل اگر کشوری بخواهد وابستگی نفتی خود را کم کند، خودرو یکی از اولین جاهایی است که سراغش می‌رود.

آژانس بین‌المللی انرژی محاسبه کرده ناوگان خودروهای برقی جهان فقط در سال ۲۰۲۵ مصرف حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت در روز را حذف کرده است. اگر سیاست‌های فعلی ادامه پیدا کند، این عدد تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۵ میلیون بشکه در روز می‌رسد. چین نمونه واضح آن است.

خودروهای برقی این کشور در سال گذشته حدود یک میلیون بشکه در روز از تقاضای بالقوه نفت کم کردند. این عدد فقط مسئله آلودگی یا تغییر فناوری خودرو نیست. برای بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، یک میلیون بشکه مصرف کمتر یعنی یک میلیون بشکه کمتر که لازم نیست هر روز از روسیه، خاورمیانه یا مسیرهای دریایی خریداری شود.
 

جنگ، پشت فرمان خودرو برقی


نشانه‌های سال جاری از بازار خودرو هم قابل توجه است. رویترز گزارش داده هزینه بالای سوخت پس از آغاز جنگ، فروش خودروهای برقی را در چین و اروپا تقویت کرده است.

در چین، سهم خودروهای برقی از فروش خرده‌فروشی خودروهای سواری در ماه ژوئن به ۶۳ درصد رسید؛ یک سال قبل این سهم ۵۳ درصد بود. تحلیلگران بانک آمریکا برآورد کرده‌اند برقی‌شدن حمل‌ونقل حدود یک‌سوم کاهش واردات نفت چین از ابتدای سال را توضیح می‌دهد. در اروپا نیز روند سریع‌تر شده است.

جنگ ایران و تنگه هرمز - میز نفت

در اوت، ثبت خودروهای تمام‌برقی در ۱۶ بازار مهم اروپا ۵۴.۲ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت و سهم آنها از فروش خودروهای جدید به ۳۰.۵ درصد رسید؛ رقمی بسیار بالاتر از پیش‌بینی‌های قبلی برای امسال. و همین دیروز رنو اعلام کرد طی پنج سال آینده بیش از ۱۰ میلیارد یورو در فرانسه برای خودروهای برقی و خودروهای ارزان‌تر سرمایه‌گذاری می‌کند.

در فرانسه، سهم خودروهای برقی از ثبت خودروهای جدید در سپتامبر به رکورد ۴۲ درصد رسیده است. رویترز افزایش قیمت سوخت در نتیجه جنگ ایران را یکی از عوامل تقویت تقاضا معرفی کرده است. این اتفاق هنوز به معنای مرگ موتور بنزینی نیست. اما نشان می‌دهد وقتی بنزین گران می‌شود، تصمیمی که تا دیروز محیط‌زیستی به نظر می‌رسید، ناگهان اقتصادی هم می‌شود.
 

حتی کامیون برقی هم وارد محاسبه شد


شاید مهم‌تر از خودرو سواری، تغییر در کامیون‌ها باشد. کامیون یکی از پرمصرف‌ترین وسایل نقلیه نفتی است و سال‌ها تصور می‌شد برقی‌کردن آن به دلیل قیمت باتری و نیاز به پیمایش طولانی دشوار باشد.

اما افزایش شدید قیمت گازوئیل ناشی از بحران ایران این محاسبه را هم تغییر داده است. یک بررسی تازه در اروپا نشان می‌دهد در شش بازار بزرگ اتحادیه اروپا، هزینه مالکیت و استفاده از برخی کامیون‌های برقی اکنون از کامیون‌های گازوئیلی کمتر شده است؛ این شش بازار نزدیک به نیمی از فروش کامیون جدید اروپا را تشکیل می‌دهند.

این تغییر از نظر بازار نفت مهم است. خودرو سواری بنزین مصرف می‌کند؛ اما کامیون مستقیم سراغ گازوئیل می‌رود، همان فرآورده‌ای که در بحران فعلی به یکی از کمیاب‌ترین و گران‌ترین سوخت‌های بازار تبدیل شده است.
 

اروپا هزینه جنگ را حساب کرد


اتحادیه اروپا نیز مسیر مشابهی را دنبال می‌کند. رویترز در ژوئیه گزارش داد کمیسیون اروپا در حال تدوین برنامه‌ای برای افزایش سهم برق در اقتصاد است؛ برنامه‌ای که مستقیماً با افزایش قیمت انرژی پس از جنگ ایران پیوند خورده است. تا آن زمان، افزایش قیمت نفت و گاز از اواخر فوریه حدود ۵۰ میلیارد یورو به هزینه واردات انرژی اتحادیه اروپا اضافه کرده بود.

برنامه اروپا شامل گسترش خودروهای برقی، جایگزینی دیگ‌های گازی با پمپ‌های حرارتی و استفاده بیشتر از برق در حرارت صنعتی است. همین هفته نیز اسپانیا، پرتغال و لوکزامبورگ از اتحادیه اروپا خواسته‌اند برای سال ۲۰۴۰ هدف مشخص تازه‌ای برای انرژی‌های تجدیدپذیر تعیین کند.

یکی از استدلال‌های آنها دقیقاً کاهش وابستگی به سوخت‌های وارداتی در شرایط بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی و اختلال هرمز است. پس جنگی که هزاران کیلومتر دورتر از بروکسل جریان دارد، دارد وارد طراحی سیاست انرژی اروپا می‌شود.
 

خورشید، سریع‌تر از خط لوله


در برق، مزیت برخی فناوری‌ها سرعت ساخت است. یک خط لوله گاز یا پایانه بزرگ انرژی ممکن است سال‌ها زمان ببرد، اما سامانه خورشیدی پشت‌بامی را می‌توان در چند روز نصب کرد.

همین مسئله در بحران امسال خودش را نشان داده است. رویترز گزارش کرده از اروپا تا فیلیپین و استرالیا، افزایش قیمت برق ناشی از سوخت وارداتی به رشد تقاضا برای سامانه‌های خورشیدی پشت‌بامی و باتری کمک کرده است. چین نیز از مارس تا ژوئیه تولید برق خورشیدی خود را با سرعتی بیش از سه برابر رشد تولید برق زغال‌سنگی افزایش داد.

برآورد آژانس بین‌المللی انرژی این است که تولید برق تجدیدپذیر جهان در سال جاری حدود ۸.۵ درصد افزایش پیدا می‌کند. در برابر، تولید برق زغال‌سنگی نیز افزایش می‌یابد، اما رشد آن حدود ۱.۴ درصد پیش‌بینی شده است.
 

اما یک تناقض، زغال‌سنگ هم برگشته


اینجا داستان پیچیده می‌شود. اگر جنگ ایران دنیا را به سمت انرژی پاک‌تر هل داده، چرا مصرف زغال‌سنگ هم در بعضی کشورها بالا رفته است؟ پاسخ در تفاوت کوتاه‌مدت و بلندمدت است.

کشوری که امروز گاز کافی ندارد نمی‌تواند تا هفته آینده چند گیگاوات نیروگاه خورشیدی، شبکه انتقال و باتری بسازد. بنابراین برای جلوگیری از خاموشی ممکن است نیروگاه زغال‌سنگی موجود را بیشتر روشن کند.

رویترز گزارش کرده هند، ویتنام و کره جنوبی در ماه‌های بحران استفاده از زغال‌سنگ را افزایش داده‌اند. حتی دولت ویتنام بررسی ساخت نیروگاه‌های زغال‌سنگی بیشتر را مطرح کرده است.

پس بحران دو اثر هم‌زمان دارد: در کوتاه‌مدت، بازگشت به هر سوختی که در دسترس است. در بلندمدت، تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت وارداتی. این تمایز مهم است؛ چون بدون آن می‌توان به اشتباه نتیجه گرفت جنگ فوراً گذار انرژی را سبز کرده است.
 

انتشار آلاینده هم هنوز بالا می‌رود


حتی با افزایش تولید برق تجدیدپذیر، آژانس بین‌المللی انرژی انتظار دارد انتشار گازهای گلخانه‌ای بخش برق جهان امسال حدود ۱.۱ درصد افزایش پیدا کند و به رکورد حدود ۱۴.۲ میلیارد تن برسد.

یعنی از نظر اقلیمی هنوز نمی‌توان گفت بحران نتیجه مثبتی ایجاد کرده است. افزایش زغال‌سنگ و دیگر سوخت‌ها در کوتاه‌مدت بخش مهمی از رشد انرژی پاک را خنثی کرده است. اما در سیاست انرژی، معیار دیگری هم وارد بازی شده: امنیت عرضه.

کشورها حالا فقط نمی‌پرسند کدام فناوری کربن کمتری تولید می‌کند. می‌پرسند کدام فناوری باعث می‌شود اگر یک تنگه بسته شد، خانه و کارخانه‌شان همچنان انرژی داشته باشد.
 

هرمز تا داخل خانه


نمونه دیگر، گرمایش ساختمان است. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد کرده استفاده از پمپ‌های حرارتی در اروپا، ژاپن و چین در سال ۲۰۲۵ باعث شد حدود ۵۳ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی کمتر برای گرمایش ساختمان‌ها مصرف شود.

بدون این تجهیزات، مصرف گاز برای گرمایش در اروپا بیش از ۱۰ درصد و در ژاپن و چین حدود ۳۵ درصد بیشتر می‌بود. در گذشته انگیزه اصلی توسعه چنین تجهیزاتی بیشتر کاهش آلایندگی بود.

حالا امنیت انرژی هم به همان اندازه مهم شده است. خانه‌ای که با برق داخلی گرم می‌شود، کمتر در معرض شوک قیمت گاز وارداتی قرار دارد.
 

برق خودش بدون ریسک نیست


اما جایگزین‌کردن نفت و گاز با برق، وابستگی را جادو نمی‌کند. فقط جنس وابستگی را تغییر می‌دهد. اقتصاد برقی به شبکه انتقال قدرتمند، مس، لیتیوم، باتری، ترانسفورماتور و تجهیزات الکترونیکی بیشتری نیاز دارد.

آژانس بین‌المللی انرژی می‌گوید اکنون بیش از ۲۵۰۰ گیگاوات پروژه تولید برق، ذخیره‌سازی و مصرف بزرگ در صف اتصال به شبکه‌های برق جهان قرار دارند. برای پاسخ به رشد تقاضای برق تا سال ۲۰۳۰، سرمایه‌گذاری سالانه در شبکه باید حدود ۵۰ درصد نسبت به سطح فعلی افزایش پیدا کند.

پس اگر نفتکش نقطه آسیب‌پذیر اقتصاد نفتی است، شبکه برق می‌تواند نقطه آسیب‌پذیر اقتصاد برقی باشد. جنگ سایبری، کمبود مواد معدنی، بلایای طبیعی و تمرکز زنجیره تأمین تجهیزات می‌توانند تهدیدهای تازه‌ای ایجاد کنند. آژانس بین‌المللی انرژی نیز دقیقاً درباره همین ریسک‌ها هشدار داده است.
 

نفت فردا ارزان شود، چه؟


این مهم‌ترین سؤال است. اگر مذاکرات نتیجه بدهد، هرمز عادی شود و نفت دوباره ارزان شود، آیا این موج برقی‌شدن فروکش می‌کند؟ احتمالاً بخشی از آن. قیمت بالای نفت امروز باعث می‌شود زمان بازگشت سرمایه خودرو برقی یا سامانه خورشیدی کوتاه‌تر شود. بنابراین افت دوباره قیمت نفت می‌تواند انگیزه اقتصادی بعضی مصرف‌کنندگان را کاهش دهد.

از سوی دیگر، زیرساخت انرژی با چند ماه قیمت بالا تغییر نمی‌کند. رویترز نیز تأکید کرده مشخص نیست بحران کنونی به یک تغییر دائمی با همان شدت منجر شود؛ نرخ بهره بالا، هزینه سرمایه‌گذاری و بازگشت عرضه بیشتر گاز در سال‌های آینده می‌تواند بخشی از انگیزه را کاهش دهد.

اما برخی تصمیم‌ها برگشت‌پذیر نیستند. وقتی کارخانه خودرو خط تولید برقی می‌سازد، دولت شبکه شارژ ایجاد می‌کند یا کشوری میلیاردها دلار روی شبکه و نیروگاه داخلی سرمایه‌گذاری می‌کند، حتی کاهش دوباره قیمت نفت الزاماً آن سرمایه‌گذاری را معکوس نمی‌کند.
 

درس بحران‌های قبلی


تاریخ انرژی چنین نمونه‌ای دارد. شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ باعث نشد جهان نفت را کنار بگذارد. اما استانداردهای مصرف سوخت خودرو، توسعه انرژی هسته‌ای، افزایش بهره‌وری و تلاش برای تنوع‌بخشی به منابع انرژی را سرعت داد.

آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش خودروهای برقی امسال نیز دقیقاً به همین سابقه اشاره کرده و نوشته بحران‌های انرژی می‌توانند سال‌ها بعد از پایان بحران، شکل بازار را تغییر دهند. جنگ ایران ممکن است اثر مشابهی داشته باشد. نه به این معنا که نفت ناگهان تمام می‌شود. بلکه به این معنا که دولت‌ها دوباره متوجه شده‌اند وابستگی شدید به یک سوخت وارداتی هزینه امنیتی دارد.
 

پارادوکس هرمز


برای ایران این روند یک پارادوکس مهم ایجاد می‌کند. هرچه اختلال هرمز قیمت نفت را بالاتر ببرد، ارزش هر بشکه بیشتر می‌شود. اما همان قیمت بالا می‌تواند سرمایه‌گذاری برای مصرف کمتر نفت را هم اقتصادی‌تر کند.

در کوتاه‌مدت، کشورهای تولیدکننده از قیمت بالاتر درآمد بیشتری دارند. در بلندمدت، خریداران انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند تا خودروی برقی بخرند، حمل‌ونقل عمومی را برقی کنند، گرمایش را از گاز جدا کنند و برق داخلی بیشتری بسازند. این تناقض تازه نیست؛ اما بحران امسال آن را دوباره برجسته کرده است.
 

هرمز نفت را شکست نداده


هنوز زود است بگوییم جنگ ایران باعث پایان عصر نفت شده است. نفت همچنان سوخت اصلی حمل‌ونقل جهان است، میلیون‌ها خودرو بنزینی و گازوئیلی سال‌ها در جاده خواهند ماند و صنعت پتروشیمی، هواپیمایی و کشتیرانی همچنان به آن وابسته‌اند.

اما سؤال سیاست‌گذاران تغییر کرده است. تا چند سال پیش بسیاری از کشورها برقی‌شدن را عمدتاً با زبان کاهش آلایندگی توضیح می‌دادند. امروز یک استدلال دیگر کنارش قرار گرفته: اگر انرژی را در داخل با برق تولید کنیم، کمتر به نفتکش، خط لوله و آبراهی وابسته‌ایم که ممکن است فردا بسته شود.

شاید بزرگ‌ترین اثر بلندمدت بحران هرمز نه در قیمت برنت امروز، بلکه در کارخانه خودرو، پشت‌بام خورشیدی و شبکه برقی دیده شود که چند سال دیگر ساخته می‌شود. جنگ برای نفت آغاز نشده باشد، اما نتیجه اقتصادی آن می‌تواند این باشد که برخی مشتریان نفت، سریع‌تر دنبال راهی برای خریدن بشکه‌های کمتر بروند. و این همان پارادوکس امروز هرمز است: هرچه نفت ناامن‌تر و گران‌تر شود، برق برای جهان جذاب‌تر می‌شود.

منابع:
آژانس بین‌المللی انرژی 
رویترز
يکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۲
کد مطلب: 50905
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *