۰
دو پرونده نفتی ترامپ

ترامپ نفت ایران را می‌خواهد؟

میز نفت - مسیر سیاست ترامپ در ونزوئلا از تحریم شرکت نفت و تهدید خریداران آغاز شد و در سال ۲۰۲۶ به توافق‌های مستقیم بر سر میدان‌های نفتی رسید. اما ونزوئلای امروز با وجود افزایش تولید همچنان در پالایش و تأمین سوخت مشکل دارد. آیا واشنگتن برای ایران هم همان مسیر را دنبال می‌کند؟
دو پرونده نفتی ترامپ | میزنفت
دو پرونده نفتی ترامپ | میزنفت
به گزارش میزنفت؛ ونزوئلا روی یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان نشسته است؛ اما هنوز برای تأمین بخشی از سوخت و مواد مورد نیاز پالایشگاه‌هایش به واردات وابسته است. این شاید عجیب‌ترین تصویر از کشوری باشد که نفت برای سال‌ها مهم‌ترین دارایی سیاسی و اقتصادی آن بوده است.

در طرف دیگر ماجرا دونالد ترامپ قرار دارد؛ رئیس‌جمهوری که در دوره نخست خود صنعت نفت ونزوئلا را تحریم کرد، در دوره دوم خریداران نفت این کشور را نیز به تعرفه تهدید کرد و در نهایت، پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۶، واشنگتن وارد ترتیباتی شد که به شرکت‌های مورد حمایت آمریکا دسترسی مستقیم به بخشی از میدان‌های نفتی ونزوئلا می‌دهد.

حالا که نفت بار دیگر در مرکز اختلاف تهران و واشنگتن قرار گرفته، یک سؤال مهم مطرح می‌شود: ترامپ با ونزوئلا چه کرد و آیا چیزی شبیه همان الگو را برای ایران می‌خواهد؟ پاسخ کوتاه این است: ابزارها شباهت‌هایی دارند، اما تا امروز هدف‌های اعلامی یکسان نیستند.
 

مرحله اول؛ زدن منبع اصلی درآمد


ماجرای نفت ونزوئلا برای ترامپ از سال ۲۰۲۶ آغاز نشده است. در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۹ وزارت خزانه‌داری آمریکا شرکت دولتی نفت ونزوئلا را تحریم کرد. واشنگتن در آن زمان صریحاً اعلام کرد هدف، محدودکردن منابع مالی دولت نیکلاس مادورو است؛ زیرا نفت اصلی‌ترین منبع درآمد ارزی کاراکاس بود.

اما در آغاز دوره دوم ترامپ، فشار یک مرحله جلوتر رفت. در مارس ۲۰۲۵ دولت آمریکا مجوزی را که به شرکت شورون اجازه می‌داد در ونزوئلا فعالیت و نفت صادر کند لغو کرد. در آن زمان شورون روزانه بیش از ۲۰۰ هزار بشکه نفت ونزوئلا را صادر می‌کرد و فعالیت مشترک این شرکت سهم مهمی در تولید کشور داشت.

چند هفته بعد ترامپ ابزار دیگری را روی میز گذاشت: خریدار نفت ونزوئلا هم ممکن بود هزینه بدهد. طبق فرمان ۲۴ مارس ۲۰۲۵، آمریکا می‌توانست بر کالاهای وارداتی از هر کشوری که مستقیم یا غیرمستقیم نفت ونزوئلا می‌خرید، تعرفه ۲۵ درصدی وضع کند. این تهدید فقط پالایشگاه ونزوئلا را هدف نمی‌گرفت؛ مشتری نفت را هم وارد محاسبه می‌کرد.

اثر اولیه سریع بود. صادرات نفت و سوخت ونزوئلا در مارس ۲۰۲۵ حدود ۱۱.۵ درصد کاهش یافت و به نزدیک ۸۰۵ هزار بشکه در روز رسید. بخشی از خریداران چینی و هندی محموله‌های خود را متوقف یا به تعویق انداختند. یعنی سیاست از تحریم فروشنده به ریسک‌دارکردن خرید منتقل شده بود.
 

مرحله دوم؛ ۵۰ میلیون بشکه روی میز آمریکا


نقطه عطف اصلی در ژانویه ۲۰۲۶ رخ داد. در سوم ژانویه نیروهای آمریکایی در عملیاتی در ونزوئلا، نیکلاس مادورو را بازداشت کردند و او به آمریکا منتقل شد. پس از آن، دیوان عالی ونزوئلا دلسی رودریگز، معاون مادورو، را به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت منصوب کرد.

چند روز بعد نفت دوباره وسط صحنه آمد. ترامپ اعلام کرد آمریکا قصد دارد تا ۵۰ میلیون بشکه نفت ونزوئلا را که در نتیجه تحریم و محاصره امکان فروش عادی نداشت، وارد چرخه پالایش و فروش کند. هم‌زمان واشنگتن چند نفتکش مرتبط با صادرات ونزوئلا را نیز توقیف کرد.

در همان مقطع دولت آمریکا از کاهش انتخابی بخشی از محدودیت‌های نفتی نیز سخن گفت. این تغییر جهت قابل توجه بود. واشنگتن سال قبل در حال بستن مسیر فروش نفت ونزوئلا بود؛ حالا درباره چگونگی فروش همان نفت و محل رفتن درآمد آن تصمیم‌گیری می‌کرد.
 

مرحله سوم؛ از تحریم نفت تا ورود به میدان نفتی


اواخر اوت ۲۰۲۶، رابطه آمریکا و نفت ونزوئلا وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت شد. طبق توافقی که واشنگتن و مقام‌های موقت ونزوئلا اعلام کردند، یک شرکت خصوصی مورد حمایت آمریکا قرار است در ۱۷ میدان نفتی ونزوئلا فعالیت کند؛ میدان‌هایی که مجموع ذخایر اثبات‌شده آنها حدود ۶۴ تا ۶۵ میلیارد بشکه اعلام شده است.

کاخ سفید اعلام کرده امتیاز برخی از این میدان‌ها برای دوره‌ای بسیار طولانی ــ تا ۱۰۰ سال ــ در اختیار شرکت قرار می‌گیرد. دولت آمریکا نیز طبق ساختار اعلام‌شده، ۳۵ درصد سهم در شرکت طرف قرارداد خواهد داشت.

بر اساس گزارش رویترز، آمریکا همچنین برای حدود ۲۰ درصد تولید این مجموعه دسترسی ترجیحی با قیمت هزینه خواهد داشت و برای بخش باقی‌مانده نیز حق تقدم خرید پیش‌بینی شده است. البته این قرارداد بدون ابهام نیست.

رویترز گزارش کرده درباره مبانی حقوقی، شیوه واگذاری، نبود مناقصه رقابتی و امکان عملیاتی‌کردن چنین پروژه بزرگی پرسش‌های حل‌نشده‌ای وجود دارد. بنابراین ارقام اعلام‌شده را باید شرایط توافق و برنامه اعلامی دانست، نه تولید قطعی آینده.

اما جهت حرکت روشن است: سیاست نفتی آمریکا در ونزوئلا از محدودکردن فروش نفت، به حضور مستقیم‌تر در ساختار تولید نفت رسیده است.
 

حالا ونزوئلا چقدر نفت تولید می‌کند؟


با وجود همه بحران‌های سیاسی و زیرساختی، تولید نفت ونزوئلا نسبت به سال‌های سقوط تاریخی آن افزایش پیدا کرده است. طبق آمار ارائه‌شده به اوپک، تولید نفت این کشور در اوت به حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز رسید؛ تقریباً بدون تغییر نسبت به ژوئیه، اما بالاتر از مدت مشابه سال قبل.

صادرات در سپتامبر اما نزدیک ۹ درصد کاهش پیدا کرد و به حدود ۱.۰۸ میلیون بشکه در روز رسید. علت اصلی این کاهش، افت تولید نبود؛ هزینه بالای حمل‌ونقل و درخواست خریداران برای تخفیف بیشتر باعث تأخیر و تغییر مسیر برخی نفتکش‌ها شد.

اما مقصد نفت ونزوئلا تغییر مهمی کرده است. در سپتامبر روزانه حدود ۶۲۹ هزار بشکه نفت ونزوئلا به آمریکا رفت؛ در حالی که این رقم در اوت حدود ۵۵۳ هزار بشکه بود.

صادرات به هند به حدود ۲۵۳ هزار بشکه و به اروپا به حدود ۸۶ هزار بشکه در روز کاهش یافت. شورون به‌تنهایی از پروژه‌های مشترک خود حدود ۲۸۳ هزار بشکه در روز صادر کرده است. یعنی آمریکا که یک سال قبل می‌خواست مسیر نفت ونزوئلا را محدود کند، امروز بزرگ‌ترین مقصد بخشی مهم از صادرات این کشور شده است.
 

کشور نفتی که هنوز مشکل سوخت دارد


اینجا تناقض ونزوئلا خودش را نشان می‌دهد. افزایش تولید نفت خام الزاماً به معنی فراوانی بنزین و گازوئیل داخل کشور نیست. پالایشگاه‌های ونزوئلا سال‌هاست با کمبود سرمایه‌گذاری، خرابی تجهیزات، تعمیرات عقب‌افتاده و فرسودگی روبه‌رو هستند.

مجموعه پالایشی پاراگوانا که ظرفیت اسمی آن حدود ۹۵۵ هزار بشکه در روز است، تنها با بخشی از ظرفیت طراحی‌شده فعالیت می‌کند. رویترز در تابستان گزارش داد ظرفیت واقعی پالایش کشور هنوز برای پوشش کامل تقاضای داخلی کافی نیست.

تقاضای داخلی فرآورده‌های نفتی ونزوئلا حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز برآورد شده، اما پالایشگاه‌ها قادر نیستند این حجم را به‌طور پایدار تأمین کنند.

برای بازسازی کامل شبکه پالایشی بیش از ۲۰ میلیارد دلار سرمایه مورد نیاز برآورد شده و کارشناسانی که رویترز با آنها گفت‌وگو کرده معتقدند احیای کامل آن پیش از سال ۲۰۲۷ بعید است.

نتیجه عجیب است: ونزوئلا نفت خام صادر می‌کند، اما برای اینکه پالایشگاه‌های خودش کار کنند، همچنان به واردات مواد و فرآورده نیاز دارد. در سپتامبر واردات نفتای سنگین و سایر فرآورده‌های پالایشی این کشور حدود ۹۹ هزار بشکه در روز بود؛ این رقم در اوت حدود ۱۶۶ هزار بشکه در روز بود.
 

مشکل فقط نفت نیست


یک مانع دیگر هم جلوی احیای صنعت نفت ونزوئلا ایستاده: برق. مدیران صنعت انرژی این کشور در نشست نفت و گاز کاراکاس در پایان سپتامبر هشدار دادند کمبود برق حالا یکی از موانع اصلی افزایش تولید نفت است.

ونزوئلا بیش از ۱۵۰۰ مگاوات کسری برق دارد و خاموشی روزانه در نقاط مختلف همچنان ادامه دارد. از ظرفیت نصب‌شده حدود ۳۲ هزار و ۸۰۰ مگاواتی شبکه برق، تنها حدود ۴۰ درصد در مدار عملیاتی قرار دارد.

ترامپ و نفت - میز نفت

این مسئله برای نفت حیاتی است. میدان نفتی بدون برق نمی‌تواند پمپ کند، آب تزریق کند، گاز را فشرده کند یا نفت سنگین را آماده انتقال کند. یعنی حتی اگر سرمایه و قرارداد جدید وجود داشته باشد، افزایش تولید نفت به شبکه برقی وابسته است که خودش نیازمند میلیاردها دلار بازسازی است.
 

آیا ونزوئلا الگوی ایران است؟


اینجا باید مراقب یک قیاس ساده بود. میان ایران و ونزوئلا شباهت‌هایی وجود دارد: هر دو عضو اوپک‌اند، هر دو تحت تحریم گسترده آمریکا قرار گرفته‌اند و درآمد نفتی برای اقتصادشان اهمیت زیادی دارد.

اما هیچ سند علنی معتبری تا امروز نشان نمی‌دهد دولت ترامپ از ایران خواسته است مالکیت یا سهمی از میدان‌های نفت و گاز ایران را به آمریکا واگذار کند. در پرونده ایران، نفت بیشتر ابزار فشار است؛ نه ــ دست‌کم بر اساس مواضع علنی ــ موضوع یک مطالبه مالکیتی.

سیاست رسمی «فشار حداکثری» دولت ترامپ از فوریه ۲۰۲۵ بر کاهش درآمدهای ایران از نفت و اجرای سخت‌گیرانه تحریم‌ها تأکید داشته است. همان سند اهداف گسترده‌تری مانند جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، محدودشدن برنامه موشکی و قطع منابع شبکه‌های منطقه‌ای مورد حمایت تهران را نیز مطرح می‌کند.

در سال ۲۰۲۶ فشار از تحریم مالی فراتر رفت و محاصره دریایی نیز به یکی از ابزارهای واشنگتن برای محدودکردن صادرات نفت ایران تبدیل شد. رویترز در هفته‌های اخیر گزارش داده کاهش درآمد نفتی یکی از مهم‌ترین فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و محاصره بر ایران بوده است.
 

ترامپ امروز دقیقاً از ایران چه می‌خواهد؟


اگر مواضع رسمی و مذاکرات چند ماه اخیر را کنار هم بگذاریم، سه پرونده اصلی دیده می‌شود. اول، موضوع هسته‌ای است.

ترامپ بارها گفته ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. کاخ سفید علاوه بر این، در مواضع رسمی خود بر نبود مسیر ایران به سمت تولید سلاح و محدودیت غنی‌سازی تأکید کرده است؛ هرچند جزئیات یک توافق نهایی هسته‌ای هنوز میان دو طرف حل نشده است.

دوم، تنگه هرمز است. در توافق موقت ژوئن، آمریکا متعهد شده بود محاصره بنادر ایران را بردارد و ایران نیز عبور آزاد تجاری از هرمز را برای دوره مشخص تضمین کند. این تفاهم بعداً دوام نیاورد و محاصره دوباره برقرار شد.

در مذاکرات تازه سپتامبر نیز هرمز دوباره در مرکز گفت‌وگوها قرار گرفته است. تهران پیشنهاد کرده در چارچوب یک برنامه مرحله‌ای عبور عادی کشتی‌ها از هرمز احیا شود؛ در مقابل ایران خواهان رفع محاصره، کاهش تحریم‌ها و آزادسازی برخی دارایی‌هاست.

ترامپ پیشنهاد اولیه را نپذیرفت، اما گفت‌وگوهای غیرمستقیم با میانجی‌گری قطر ادامه پیدا کرده و اختلاف فعلی تا حد زیادی بر ترتیب اجرای اقدامات دو طرف متمرکز است.

سوم، پرونده موشکی و نیروهای منطقه‌ای است. این موضوع در همه مراحل مذاکرات جاری الزاماً روی میز اصلی قرار ندارد، اما در سند رسمی فشار حداکثری دولت ترامپ، مهار برنامه موشکی و کاهش حمایت ایران از گروه‌های منطقه‌ای از اهداف سیاست آمریکا معرفی شده است.

بنابراین وقتی گفته می‌شود «ترامپ از ایران چه می‌خواهد»، باید میان مطالبات فوری مذاکرات فعلی و اهداف گسترده‌تر سیاست آمریکا تفاوت گذاشت.
 

پس نفت ایران کجای معامله است؟


نفت ایران در قلب فشار اقتصادی قرار دارد. اما نه لزوماً به همان شکل ونزوئلا. در ونزوئلا، مسیر تحولات در نهایت به جایی رسیده که آمریکا در ساختار اعلام‌شده قراردادهای نفتی، سهم، حق خرید و نفوذ مدیریتی دارد.

در ایران، ابزار فعلی متفاوت است: محدودکردن صادرات، فشار بر خریداران، تحریم، محاصره و استفاده از بازشدن هرمز به‌عنوان بخشی از مذاکرات سیاسی.

تا امروز هیچ مدرک عمومی معتبری وجود ندارد که واشنگتن شرط کرده باشد در برابر توافق با تهران، سهمی از نفت ایران یا مالکیت میدان‌های نفتی به شرکت‌ها یا دولت آمریکا داده شود. این تفاوت برای فهم پرونده ایران مهم است.

ونزوئلا نشان می‌دهد ترامپ آماده است نفت را هم ابزار فشار و هم موضوع معامله قرار دهد؛ اما این به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند مقصد نهایی سیاست او درباره ایران نیز مالکیت نفت ایران است.
 

تجربه ونزوئلا چه چیزی نشان می‌دهد؟


شاید مهم‌ترین نکته پرونده ونزوئلا نه تحریم باشد و نه قرارداد ۱۰۰ ساله. بلکه سرعت تغییر سیاست است. در مارس ۲۰۲۵، واشنگتن مجوز شورون را لغو می‌کرد و مشتریان نفت ونزوئلا را به تعرفه تهدید می‌کرد.

کمتر از دو سال بعد، در سپتامبر ۲۰۲۶، آمریکا روزانه بیش از ۶۰۰ هزار بشکه نفت ونزوئلا دریافت می‌کند و شرکت‌های نزدیک به ساختار جدید، در حال مذاکره برای توسعه ده‌ها میلیارد بشکه ذخیره نفتی این کشورند. در سیاست ترامپ، فشار و معامله الزاماً دو مسیر جدا نیستند.

فشار می‌تواند تا زمانی ادامه پیدا کند که شرایط یک معامله مورد قبول واشنگتن فراهم شود؛ و وقتی معامله شکل گرفت، همان کالایی که دیروز تحت تحریم بود می‌تواند دوباره وارد بازار آمریکا شود.

این تجربه شاید مهم‌ترین نقطه برای مقایسه با ایران باشد. نه اینکه «ایران حتماً ونزوئلای بعدی است»، بلکه اینکه در سیاست انرژی ترامپ، نفت فقط کالای صادراتی نیست؛ بخشی از میز مذاکره است.

و امروز تفاوت اصلی کاراکاس و تهران همین‌جاست: در ونزوئلا، معامله نفتی وارد مرحله قرارداد و تولید شده است. در ایران، هنوز دعوا بر سر این است که چه کسی اول قدم بردارد؛ آمریکا محاصره و فشار را کم کند یا ایران مسیر هرمز و پرونده‌های مورد اختلاف را تغییر دهد.

منابع:
رویترز
وزارت خزانه‌داری آمریکا
اوپک و اسناد رسمی مذاکرات ایران و آمریکا؛ داده‌ها تا ۱۱ مهر ۱۴۰۵
شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۴۵
کد مطلب: 50885
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *