به گزارش
میزنفت؛ هنوز بخاریها در خانهها روشن نشدهاند، اما «زمستان سخت» از حالا وارد گفتوگوهای روزمره شده است. این بار نه درباره اروپا؛ درباره ایران. خبرها از شمال کشور شروع شد. یک مقام استانداری گلستان از احتمال قطعی طولانی گاز در ماههای سرد گفت و عدد «۶۰ تا ۹۰ روز» خیلی زود در کانالها و شبکههای اجتماعی چرخید. در یکی از کانالهای محلی گلستان، کاربران با لحنی تلخ نوشتند از حالا باید به فکر کپسول، پیکنیک و بخاری نفتی بود. در کانالی محلی در مازندران نیز پس از انتشار خبر الزام مشترکان غیرخانگی به تهیه سوخت دوم، واکنش کوتاه اما معناداری منتشر شد: «تابستان سخت! زمستان سخت!»
این واکنشها الزاماً نماینده کل افکار عمومی نیستند، اما یک نگرانی را نشان میدهند: مردمی که تابستان را با محدودیت برق پشت سر گذاشتهاند، حالا میپرسند زمستان چه خواهد شد؟ پرسشی که این بار فقط از فضای مجازی نیامده است. اول یک فکتچک؛ گاز شمال ۹۰ روز قطع میشود؟ نه؛ دستکم فعلاً نمیتوان چنین چیزی را بهعنوان تصمیم یا پیشبینی رسمی منتشر کرد.
سعید داوریپور، سرپرست روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران، صراحتاً ادعای قطعی ۶۰ تا ۹۰ روزه گاز در شمال کشور را رد کرده و گفته چنین برآوردی از سوی شرکت ملی گاز یا مقام تخصصی این شرکت اعلام نشده است. بنابراین تیترهایی از جنس «قطعی سهماهه گاز قطعی شد» از آزمون راستیآزمایی عبور نمیکنند.
اما تکذیب این عدد به معنای عادیبودن وضعیت هم نیست. در مازندران، شرکت گاز از ماهها قبل مشترکان غیرخانگی را موظف کرده برای فصل سرد، سوخت دوم و تجهیزات مورد نیاز آن را آماده کنند. صنایع، واحدهای تولیدی، گلخانهها و مرغداریها در میان بخشهایی هستند که باید برای شرایط محدودیت احتمالی گاز آمادگی داشته باشند. اولویت اعلامشده شرکت گاز در زمستان نیز حفظ پایداری گاز بخش خانگی است.
در نتیجه واقعیت جایی میان دو روایت قرار دارد: قطعی چندماهه خانگی تأیید نشده، اما دستگاههای مسئول خود را برای محدودیت جدی در بعضی بخشها آماده کردهاند.
۲۳۰ میلیون مترمکعب، عددی که زمستان را متفاوت کرد
ناترازی گاز برای ایران تازه نیست. سعید پاکسرشت، مدیر برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی گاز ایران، پیشتر اعلام کرده بود زمستان گذشته ناترازی روزانه گاز در مقاطعی در محدوده ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب قرار داشته است. اما امسال یک متغیر دیگر نیز به معادله اضافه شده: آسیب جنگ به تأسیسات گازی.
طبق تازهترین گزارش شرکت ملی گاز، در جریان حملات به تأسیسات گازی کشور، روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت پالایش گاز از چرخه خارج شد. برنامه بازیابی زودهنگام در چهار مرحله طراحی شده و تا ۳۰ شهریور دو مرحله آن به پایان رسیده بود. مرحله چهارم در برنامه اولیه تا اردیبهشت ۱۴۰۶ زمانبندی شده، هرچند شرکت ملی گاز میگوید تلاش میشود بخشی از ظرفیت زودتر به شبکه بازگردد.
همین تفاوت است که زمستان پیشرو را از سالهای معمول ناترازی جدا میکند. کشور پیش از جنگ نیز در روزهای سرد با کسری عرضه مواجه بود؛ حالا باید همزمان بخشی از ظرفیت آسیبدیده را بازسازی کند و افزایش مصرف زمستانی را نیز مدیریت کند.
از فضای مجازی تا نقد کارشناسی
در شبکههای اجتماعی دو روایت عمده دیده میشود. روایت اول طعنهآمیز است؛ بازگشت عبارت «زمستان سخت» که چند سال قبل درباره اروپا استفاده میشد. اکنون در بعضی کانالهای محلی همین عبارت برای توصیف نگرانی از وضعیت انرژی داخل کشور استفاده میشود.
روایت دوم جدیتر و فنیتر است. جواد نوفرستی، پژوهشگر حوزه انرژی، پس از اظهارات مسعود پزشکیان درباره امکان عبور از زمستان با کاهش ۱۰ درصدی مصرف، این ارزیابی را نقد کرد و نوشت با توجه به حجم ناترازی، کاهش ۱۰ درصدی را نمیتوان بهتنهایی تضمینکننده حل مسئله دانست و از «
زمستان سخت» سخن گفت. این یک دیدگاه کارشناسی است، نه پیشبینی رسمی.
پزشکیان ۲۱ مرداد در ستاد ملی مدیریت مصرف آب و انرژی گفته بود با کاهش حدود ۱۰ درصدی مصرف انرژی میتوان فشار فصل سرد را مدیریت کرد و خواستار طراحی مشوق برای کاهش مصرف شده بود.
فاصله میان این دو نگاه خود یکی از نقاط اصلی بحث زمستان امسال است: دولت روی مدیریت مصرف حساب باز کرده، درحالیکه منتقدان میپرسند آیا صرفهجویی میتواند هم ناترازی قدیمی و هم ظرفیت ازدسترفته ناشی از جنگ را جبران کند؟
اگر گاز خانهها بماند، چه کسی کمتر میگیرد؟
در سیاست توزیع گاز ایران، بخش خانگی و تجاری در روزهای سرد اولویت بالایی دارد. بنابراین «نداشتن قطعی گسترده در خانهها» الزاماً به معنای نبود بحران نیست. کمبود میتواند جای دیگری ظاهر شود: در نیروگاه، کارخانه فولاد، سیمان، پتروشیمی یا صنایع دیگر.
نمونه آن در برنامه زمستانی امسال دیده میشود. مدیرعامل شرکت گاز استان زنجان اعلام کرده همه استانها برای سه سناریوی محدودیت ۳۰، ۵۰ و ۷۰ درصدی آماده میشوند. در سناریوی ۳۰ درصدی، محدودیت عمدتاً متوجه نیروگاهها و صنعت سیمان است؛ در سناریوی ۵۰ درصدی دامنه آن به پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم، مس و گروههای دیگر میرسد و سناریوی ۷۰ درصدی محدودیت گستردهتری را در نظر میگیرد. این ارقام سناریوهای مدیریتی برای آمادگی شبکهاند و نباید بهعنوان پیشبینی قطعی زمستان معرفی شوند.
همین برنامهریزی نشان میدهد بخش مهمی از راهبرد زمستان، حفاظت از شبکه با کاهش مصرف بخشهای قابلمحدودسازی است.
پتروشیمی، اولین نشانه فشار زمستان
صنعت پتروشیمی از حالا نسبت به فصل سرد حساس شده است. امید شاکری، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، ششم مهر اعلام کرد حدود ۶۰ درصد ظرفیت ازدسترفته پتروشیمیها دوباره به چرخه تولید بازگشته است؛ اما همزمان هشدار داد محدودیت گاز و خوراک در زمستان میتواند شرایط فعالیت مجتمعها را دشوارتر کند.
برای صنعتی که بخشی از آن گاز را نه فقط بهعنوان سوخت، بلکه بهعنوان خوراک اصلی مصرف میکند، کمبود گاز مستقیماً به کاهش تولید تبدیل میشود. فولاد و سیمان نیز در موقعیتی مشابه قرار دارند؛ هر مترمکعبی که برای حفظ فشار شبکه از صنایع گرفته شود، در نهایت میتواند خود را در آمار تولید نشان دهد.
به همین دلیل شاید سؤال دقیق زمستان امسال این نباشد که «
گاز خانهها قطع میشود یا نه؟» سؤال مهمتر این است: برای اینکه گاز خانهها قطع نشود، چه کسی باید کمتر گاز بگیرد؟
نیروگاهها، گاز کم شود، سوخت مایع میآید
حلقه بعدی نیروگاهها هستند. چهارم مهر، رمضانعلی سنگدوینی، رئیس قرارگاه رفع ناترازی انرژی مجلس، اعلام کرد ۳.۲ میلیارد لیتر نفتگاز برای زمستان ذخیره شده و برنامه این است که این رقم به حدود ۳.۵ تا چهار میلیارد لیتر برسد. همچنین جدول ماهانهای برای آبان تا اسفند تنظیم شده که مشخص میکند چه مقدار گاز، گازوئیل و نفتکوره در اختیار نیروگاهها قرار گیرد.
این برنامه یک پیام روشن دارد: سیاستگذار از حالا فرض را بر این گذاشته که گاز بهتنهایی جوابگوی تمام نیاز زمستان نیست. وقتی تحویل گاز به نیروگاه کاهش یابد، باید بخشی از انرژی با گازوئیل یا نفتکوره جایگزین شود. این کار میتواند به حفظ تولید برق کمک کند، اما استفاده بیشتر از سوخت مایع هزینه و ملاحظات محیطزیستی خود را دارد.
درواقع ناترازی گاز میتواند از لوله گاز خارج شود و به نیروگاه و سپس به مسئله
سوخت مایع منتقل شود.
شمال، حساسترین نقطه؟
نگرانی در استانهای شمالی بیدلیل نیست. گلستان، مازندران و خراسان شمالی در بخشهایی از شبکه در موقعیت حساستری قرار دارند و سابقه افت فشار در روزهای سرد را نیز تجربه کردهاند. نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس پیشتر درباره وضعیت شمال هشدار داده و افزایش دریافت گاز از ترکمنستان را یکی از گزینههای کمک به شبکه دانسته بود.
اما اتفاق مهمتر در رفتار دستگاههای اجرایی دیده میشود. در مازندران حدود ۵۰۰ واحد صنعتی گازسوز شناسایی شدهاند که در صورت محدودیت باید امکان استفاده از سوخت دوم را داشته باشند و از واحدها خواسته شده مخازن ذخیره سوخت را پیش از زمستان آماده کنند.
بنابراین حتی اگر روایت «قطع ۹۰ روزه» را کنار بگذاریم، نفس این سطح از آمادگی نشان میدهد زمستان شمال در برنامهریزی انرژی، یک زمستان معمولی فرض نشده است.
آیا زمستان ۱۴۰۵ حتماً بحرانی است؟
هنوز نمیتوان چنین حکمی داد. شدت سرما، مدت ماندگاری موجهای سرد، سرعت بازسازی تأسیسات آسیبدیده، میزان صرفهجویی، حجم واقعی گاز تزریقشده به شبکه و موجودی سوخت مایع نیروگاهها همگی میتوانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.
حتی اختلاف چند درجه دما میتواند مصرف خانگی را بهطور محسوس تغییر دهد. از سوی دیگر،
شرکت ملی گاز میگوید بازسازی ظرفیت آسیبدیده طبق برنامه ادامه دارد و دو مرحله از برنامه بازتولید زودهنگام تا پایان شهریور تکمیل شده است.
پس عبارت «زمستان بحرانی قطعی است» همانقدر بیاحتیاط است که گفتن «هیچ مشکلی نداریم». آنچه امروز میتوان با اطمینان گفت این است که حاشیه اطمینان شبکه نسبت به یک زمستان عادی کمتر شده است.
زمستان سخت شاید پشت در کارخانه باشد
فضای مجازی معمولاً بحران انرژی را با یک نشانه ساده اندازه میگیرد: بخاری روشن میماند یا نه؟ اما اقتصاد انرژی پیچیدهتر است.
ممکن است خانهها گرم بمانند و همزمان کارخانهای با نصف ظرفیت کار کند. ممکن است گاز خانگی برقرار باشد، اما نیروگاه گازوئیل بیشتری بسوزاند. ممکن است هیچ محلهای با قطع چندروزه مواجه نشود، اما پتروشیمی یا فولاد خوراک کافی نداشته باشد.
به همین دلیل زمستان سخت الزاماً فقط زمستان خانههای سرد نیست. ممکن است شکل واقعی آن در آمار تولید صنعتی، مصرف گازوئیل نیروگاهها، محدودیت خوراک پتروشیمی و هزینههای اقتصادی ظاهر شود. این دقیقاً نقطهای است که نگرانی فضای مجازی به یک مسئله واقعی اقتصادی میرسد.
هنوز چند ماه برای قضاوت درباره شدت زمستان باقی مانده؛ اما برنامهریزی برای سناریوهای محدودیت، ذخیره میلیاردها لیتر سوخت دوم و ادامه بازسازی تأسیسات گازی یک پیام مشترک دارند: زمستان ۱۴۰۵ قرار نیست با همان حاشیه امن سالهای عادی آغاز شود و شاید سؤال اصلی این زمستان نه این باشد که «گاز داریم یا نداریم؟»؛ بلکه این باشد: برای اینکه گاز خانهها بماند، هزینه کمبود را چه کسی خواهد داد؟