به گزارش
میزنفت؛ سالها وقتی از هوش مصنوعی حرف زده میشد، تصویر اصلی تراشه، سرور و مراکز داده بود. حالا به این فهرست باید یک تصویر قدیمیتر را هم اضافه کرد: خط لوله گاز.
رونق
هوش مصنوعی نهفقط شرکتهای فناوری و سازندگان تراشه، بلکه بخشهایی از
صنعت انرژی آمریکا را نیز تغییر داده است. ساخت مراکز داده عظیم به برق شبانهروزی نیاز دارد و همین مسئله دوباره نیروگاههای گازی، خطوط انتقال گاز و حتی سرمایهگذاری در زیرساختهای الانجی را به مرکز توجه سرمایهگذاران بزرگ کشانده است.
تازهترین دادهها نشان میدهد سرمایه جایگزین، صندوقهای زیرساختی و پول شرکتهای بیمه در سال ۲۰۲۶ با سرعتی کمسابقه وارد پروژههای گاز و الانجی آمریکا شدهاند.
بر اساس دادههای «اینفرالاجیک» که رویترز منتشر کرده، سرمایهگذاران جایگزین در سال جاری در معاملاتی به ارزش ۲۰.۳۵ میلیارد دلار در بخش الانجی و زیرساختهای میاندستی آمریکا مشارکت داشتهاند؛ رقمی بیش از دو برابر کل ارزش معاملات مشابه در سال ۲۰۲۴.
پشت این عدد فقط یک داستان مالی نیست. داستان اصلی آنجاست که سرمایهگذاران بزرگ تصور میکنند تقاضای گاز آمریکا دیگر فقط به زمستان، صادرات و صنایع وابسته نیست؛ برق مورد نیاز اقتصاد دیجیتال نیز وارد معادله شده است.
سرورهایی که نیروگاه میخواهند
مرکز داده بدون برق کار نمیکند و مرکز داده هوش مصنوعی برق بسیار بیشتری میخواهد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده مصرف برق این کشور پس از بیش از یک دهه رشد بسیار محدود، دوباره وارد دوره صعود شده است. این نهاد انتظار دارد
تولید برق آمریکا در سال ۲۰۲۶ با رشد ۲.۲ درصدی به رکورد ۴۳۶۸ میلیارد کیلوواتساعت برسد و در سال ۲۰۲۷ نیز رشد بیشتری ثبت کند.
طبق همین برآورد، توسعه مراکز داده در کنار افزایش فعالیتهای تولیدی، یکی از مهمترین عوامل افزایش تقاضای برق آمریکا محسوب میشود. فروش برق در آمریکا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۱۳۵ میلیارد کیلوواتساعت میرسد و برای سال آینده نیز رقم ۴۲۱۱ میلیارد کیلوواتساعت پیشبینی شده است.
مسئله فقط مقدار برق نیست؛ زمان تحویل آن هم مهم است. ساخت خطوط انتقال برق و اتصال مراکز داده بزرگ به شبکه در بعضی مناطق آمریکا ممکن است سالها طول بکشد. اما شرکت فناوری که میلیاردها دلار برای تجهیزات هوش مصنوعی هزینه کرده، نمیتواند چند سال منتظر اتصال برق بماند. همین شکاف زمانی، نیروگاه گازی را دوباره جذاب کرده است.
گاز برگشت، این بار با هوش مصنوعی
اداره اطلاعات انرژی آمریکا در یک سناریوی ویژه بررسی کرده که اگر
تقاضای برق مراکز داده سریعتر از پیشبینیهای معمول رشد کند، چه اتفاقی برای ترکیب تولید برق میافتد. نتیجه قابل توجه است.
در سناریوی پایه، تولید برق با گاز طبیعی آمریکا از سال ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۷ حدود ۱.۷ درصد یا ۲۹ میلیارد کیلوواتساعت افزایش پیدا میکند. اما در سناریوی رشد شدید تقاضای برق، افزایش تولید برق گازی به ۷.۳ درصد یا ۱۲۳ میلیارد کیلوواتساعت میرسد.
در تگزاس نیز اختلاف محسوستر است؛ در سناریوی تقاضای بالا، تولید برق گازی میتواند ۱۰۵ میلیارد کیلوواتساعت افزایش یابد.
معنای ساده این اعداد روشن است: هرچه مراکز داده سریعتر ساخته شوند، احتمال اینکه بخشی از برق مورد نیازشان از گاز تأمین شود بیشتر میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که «هوش مصنوعی» از صنعت فناوری خارج میشود و وارد بازار انرژی میشود.
سرورها در ظاهر برق مصرف میکنند، اما در پشت شبکه، ممکن است این برق از گازی بیاید که هزاران کیلومتر از میدان تولید، از داخل خطوط لوله عبور کرده و به نیروگاه رسیده است.
پولهای بزرگ راه گاز را پیدا کردهاند
بازار سرمایه این تغییر را زودتر از بسیاری از مصرفکنندگان دیده است. رویترز گزارش داده شرکتهایی مانند بلکاستون، آپولو و کیکیآر با استفاده از منابع شرکتهای بیمه و صندوقهای سرمایهگذاری، به تأمینکنندگان مهم سرمایه پروژههای الانجی، خطوط لوله و زیرساختهای انرژی آمریکا تبدیل شدهاند.
یکی از بزرگترین نمونهها، سرمایهگذاری ۷ میلیارد دلاری در فاز دوم پروژه الانجی «پورت آرتور» متعلق به سمپراست. کنسرسیومی با محوریت بلکاستون و حضور صندوقهای تحت مدیریت کیکیآر، آپولو و گلدمن ساکس، ۴۹.۹ درصد این پروژه را در اختیار گرفته است. فاز دوم پورت آرتور شامل دو واحد مایعسازی جدید است و ظرفیت اسمی آن حدود ۱۳ میلیون تن الانجی در سال خواهد بود. عملیات تجاری واحدهای جدید برای سالهای ۲۰۳۰ و ۲۰۳۱ برنامهریزی شده است.
این تنها نمونه نیست. طبق گزارش رویترز، سرمایهگذاری ۵.۳۴ میلیارد دلاری دیگری برای حمایت از پنج پروژه تولید برق شرکت «ویلیامز» انجام شده و آپولو نیز ساختار مالی ۹ میلیارد دلاری برای شرکت «واناوک» ایجاد کرده است. رقمها نشان میدهند بازار دیگر زیرساخت گاز را فقط یک تجارت سنتی نفت و گاز نمیبیند.
چرا شرکتهای بیمه عاشق خط لوله شدهاند؟
پاسخ در نوع درآمد این پروژههاست. شرکتهای بیمه حجم بسیار بزرگی از پول را در اختیار دارند و باید آن را در داراییهایی سرمایهگذاری کنند که بتوانند برای سالهای طولانی درآمد نسبتاً قابل پیشبینی ایجاد کنند.
خطوط لوله، تأسیسات انتقال انرژی و پایانههای الانجی دقیقاً چنین ویژگیای دارند. یک کارخانه الانجی ممکن است قراردادهای فروش ۲۰ ساله داشته باشد. خط لوله نیز معمولاً براساس قراردادهای بلندمدت ظرفیت خود را در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهد.
در نتیجه، بخشی از بازار مالی این پروژهها را کمتر شبیه معامله روی قیمت روز گاز و بیشتر شبیه زیرساختی با درآمد بلندمدت میبیند. رویترز میگوید از سال ۲۰۲۵ تقریباً همه پروژههای بزرگ الانجی آمریکا که به مرحله تصمیم نهایی سرمایهگذاری رسیدهاند، در کنار بانکها از ترکیبی از صندوقهای زیرساخت، سرمایه خصوصی، صندوقهای ثروت ملی یا سرمایهگذاران نهادی استفاده کردهاند.
این تحول مهم است؛ چون ساخت تأسیسات الانجی و خطوط لوله به میلیاردها دلار سرمایه اولیه نیاز دارد و دسترسی به منابع جدید میتواند پروژههایی را که روی کاغذ ماندهاند، وارد مرحله ساخت کند.
فقط هوش مصنوعی نیست
اما باید یک مرز مهم را حفظ کرد: تمام این موج سرمایهگذاری را نمیتوان فقط به هوش مصنوعی نسبت داد. بخش بزرگی از رونق الانجی آمریکا ریشه در تقاضای صادراتی دارد. نااطمینانی در بازار انرژی اروپا، تحولات روسیه و بحرانهای خاورمیانه، کشورهای بیشتری را به سمت قراردادهای بلندمدت گاز آمریکا سوق داده است.
رویترز نیز صراحتاً دو محرک را کنار هم قرار میدهد: افزایش نیاز به انرژی برای صادرات و رشد تقاضای برق برای زیرساختهای جدید هوش مصنوعی. بنابراین اتفاق تازه، ظهور یک مشتری جدید برای گاز نیست؛ بلکه اضافهشدن یک منبع بزرگ تقاضا به بازاری است که پیش از آن هم تحت فشار صادرات و مصرف داخلی قرار داشت.
این ترکیب است که سرمایهگذاران را امیدوار کرده تقاضا برای خطوط لوله، نیروگاههای گازی و زیرساخت گاز برای سالهای طولانی باقی بماند.
آژانس بینالمللی انرژی هم تغییر مسیر پول را میبیند
گزارش «سرمایهگذاری جهانی انرژی ۲۰۲۶» آژانس بینالمللی انرژی نیز همین جابهجایی را نشان میدهد. این نهاد برآورد کرده کل سرمایهگذاری انرژی آمریکا در سال جاری با حدود ۶ درصد رشد به نزدیک ۶۱۰ میلیارد دلار برسد.
در عین حال، افزایش تصمیمهای سرمایهگذاری برای نیروگاههای گازسوز میتواند سرمایهگذاری در تولید برق مبتنی بر سوختهای فسیلی آمریکا را تقریباً دو برابر کند. آژانس علت اصلی رشد سرمایهگذاری در بخش تولید برق را افزایش تقاضا میداند و مراکز داده را یکی از محرکهای اصلی معرفی میکند.
انتظار میرود سرمایهگذاری در بخش تولید برق آمریکا در سال جاری از ۱۴۰ میلیارد دلار عبور کند. این یعنی مسابقه هوش مصنوعی فقط مسابقه خرید تراشه نیست؛ مسابقه ساخت نیروگاه هم هست.
پشت هر مرکز داده یک شبکه انرژی ایستاده است
یک مرکز داده در ظاهر مجموعهای از ساختمانها، رکهای سرور و تجهیزات خنککننده است. اما در مقیاس چندصد مگاوات یا حتی گیگاوات، داستان بسیار بزرگتر میشود. برق باید تولید و اگر نیروگاه گازی باشد، گاز باید تأمین شود.
برای انتقال گاز، خط لوله لازم است. برای صادرات بیشتر، تأسیسات مایعسازی و پایانههای الانجی توسعه پیدا میکنند. و برای ساخت همه اینها، دهها میلیارد دلار سرمایه جدید وارد بازار میشود.
به همین دلیل است که پولی که ظاهراً برای انقلاب هوش مصنوعی خرج میشود، در انتهای زنجیره میتواند به فولاد خط لوله، توربین گازی و مخزن الانجی تبدیل شود.
هوش مصنوعی، مشتری تازه صنعت قدیمی
بزرگترین تناقض موج جدید فناوری شاید همین باشد. صنعتی که نماد آینده دیجیتال معرفی میشود، برای رشد سریع خود فعلاً به یکی از قدیمیترین زیرساختهای اقتصاد صنعتی متکی است.
هوش مصنوعی هنوز نمیتواند با نرمافزار برق تولید کند. هر مدل بزرگ، هر مرکز داده و هر هزاران پردازنده جدید در نهایت به یک پریز برق ختم میشود؛ و آن پریز در بخشی از آمریکا بیش از گذشته به نیروگاهی وصل است که گاز میسوزاند.
سرمایهگذاران نیز این رابطه را دیدهاند. ۲۰.۳۵ میلیارد دلار معامله در یک سال فقط یک عدد مالی نیست؛ نشانهای است از اینکه رونق هوش مصنوعی در حال بازطراحی نقشه سرمایهگذاری انرژی است. پشت اتاقهای سرد و سفید مراکز داده، دوباره صدای توربین، کمپرسور و خط لوله شنیده میشود.
منابع:
رویترز،
اداره اطلاعات انرژی آمریکا،
آژانس بینالمللی انرژی،
سمپرا؛ دادهها تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶.