به گزارش
میزنفت، نشنال این موضوع را در آستانه دیدار رؤسایجمهور آمریکا و چین مطرح کرده است. به نوشته زانون، در حالی که تعرفهها، فناوری و مواد معدنی در مرکز توجه این دیدار قرار دارند،
مسیر انتقال انرژی خلیج فارس نیز بر محاسبات دو کشور اثر میگذارد. استدلال او این است که پکن میخواهد خطر اتکای واردات نفت خود به یک مسیر دریایی را کاهش دهد.
خط لولهای بیرون از هرمز
امارات اکنون از طریق خط لوله حبشان به فجیره، بخشی از نفت خود را به ساحل دریای عمان منتقل میکند. نفتکشها میتوانند این محمولهها را در بندری بارگیری کنند که خارج از تنگه هرمز قرار دارد. نشنال مینویسد پیش از جنگ، عربستان و امارات دو تولیدکننده خلیج فارس بودند که خط لوله عملیاتی برای دورزدن هرمز داشتند. به روایت این روزنامه، توقف خط شرق به غرب عربستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اهمیت مسیر فجیره را بیشتر کرده است.
ابوظبی در ماه مه اعلام کرد اجرای خط لوله دوم به فجیره را سرعت میدهد. هدف اعلامشده، دو برابر کردن ظرفیت
صادرات نفت از این بندر تا سال ۲۰۲۷ است. این افزایش ظرفیت هنوز محقق نشده و به تکمیل طرح وابسته است. نشنال در گزارشی جداگانه، ظرفیت مسیر موجود را حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز و ظرفیت مورد انتظار پس از توسعه را حدود ۳ تا ۳.۴ میلیون بشکه در روز ذکر کرده است.
پکن بهدنبال تنوع مسیر
به نوشته نشنال، رئیسجمهور چین در ماه مه علاقه خود را به خرید نفت بیشتر از آمریکا برای کاهش وابستگی کشورش به هرمز مطرح کرده بود. نویسنده نتیجه میگیرد که نفت آمریکا و محمولههایی که خارج از تنگه بارگیری میشوند، میتوانند دو بخش از پاسخ پکن به این نگرانی باشند. این تحلیل به معنای اعلام قرارداد تازه میان چین و امارات یا تصمیم قطعی پکن برای افزایش خرید از فجیره نیست.
زانون معتقد است امارات در چنین شرایطی میتواند برای هر دو قدرت اهمیت پیدا کند: چین به
عرضه نفت با مسیر مطمئنتر نیاز دارد و آمریکا نیز از کاهش وابستگی پکن به نفت ایران استقبال میکند. بااینحال، یادداشت هشدار میدهد که نزدیکشدن همزمان ابوظبی به واشنگتن و پکن، بهویژه در حوزه فناوری و مراکز داده، مدیریت رابطه با دو طرف را دشوارتر خواهد کرد.
در نتیجه، بحث نشنال صرفاً بر سر ظرفیت یک بندر نیست. پرسش اصلی این است که اگر اختلال هرمز ادامه یابد، کدام صادرکننده میتواند نفت را بهطور منظم به بازار آسیا برساند. پاسخ نویسنده فجیره است؛ جایگاهی که تثبیت آن به عملکرد مسیر موجود و تکمیل خط لوله دوم بستگی دارد.