به گزارش
میزنفت، پیش از جنگ روزانه حدود ۱۸.۷ میلیون بشکه نفت از کشورهای خلیج فارس صادر میشد. با آغاز بحران و اختلال در تردد نفتکشها، میانگین صادرات منطقه در هفته نخست به ۹.۵ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. این رقم در هفته دوم به ۱۰.۵ میلیون بشکه، در هفته سوم به ۱۲ میلیون بشکه و در هفته چهارم به ۱۳.۵ میلیون بشکه رسید.
صادرات هفته چهارم هنوز ۵.۲ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ است و شکاف ۲۸ درصدی را نشان میدهد؛ با این حال جهت حرکت بازار اهمیت بیشتری دارد.
کشورهای صادرکننده تنها در سه هفته توانستهاند چهار میلیون بشکه از افت اولیه را جبران کنند. این بازگشت در حالی رخ داده که ظرفیت عبور از تنگه هرمز همچنان محدود است.
صادرات منطقه ۴۲ درصد احیا شد
مقایسه هفته نخست و چهارم نشان میدهد صادرات روزانه نفت منطقه ۴۲ درصد افزایش یافته است. این رشد از بازگشت کامل شرایط عادی در هرمز ناشی نمیشود. بخشی از محمولهها از مسیرهای خارج از تنگه صادر شدهاند و بخشی دیگر با سازوکارهای جدید تردد، زمانبندی متفاوت حرکت نفتکشها و مدیریت ریسک بیمهای راهی بازار شدهاند.
افزایش پلکانی صادرات از ۹.۵ به ۱۰.۵، سپس ۱۲ و در نهایت ۱۳.۵ میلیون بشکه در روز نشان میدهد شوک اولیه در حال تبدیلشدن به یک مسئله مدیریتی است. در هفته نخست، ابهام درباره امنیت دریایی، بیمه کشتیها و نحوه عبور نفتکشها بخش بزرگی از صادرات را متوقف کرد. با گذشت زمان، شرکتها و دولتهای منطقه راههای تازهای برای ادامه جریان نفت پیدا کردند.
این اعداد هنوز پایان بحران را اعلام نمیکنند، اما یک پیام راهبردی دارند: هرچه دوره اختلال طولانیتر شود، سازگاری خریداران، شرکتهای کشتیرانی و تولیدکنندگان افزایش مییابد. در چنین شرایطی اثر اولیه محدودیت هرمز بهتدریج کاهش پیدا میکند.
عربستان و امارات از هرمز فاصله گرفتند
عربستان با خط لوله شرق به غرب میتواند بخشی از نفت تولیدشده در مناطق شرقی را به بندر ینبع در
دریای سرخ منتقل کند. این مسیر بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی متصل میشود. افزایش استفاده از ظرفیت این خط لوله، وابستگی ریاض به آبراه جنوبی خلیج فارس را کاهش میدهد.
امارات نیز خط لوله حبشان به فجیره را در اختیار دارد. نفت از طریق این خط به ساحل دریای عمان میرسد و در نقطهای خارج از تنگه هرمز بارگیری میشود. پایانه فجیره طی سالهای گذشته دقیقاً با هدف کاهش آسیبپذیری صادرات امارات توسعه یافته است.
عراق نیز میتواند بخشی از نفت خود را از مسیر شمال و بندر جیهان ترکیه صادر کند. ظرفیت عملیاتی این مسیرها برای جایگزینی کامل صادرات عبوری از هرمز کافی نیست، اما همین ظرفیت محدود مانع توقف کامل صادرات منطقه میشود. احیای چهار میلیون بشکهای صادرات طی سه هفته، کارکرد همین شبکه جایگزین و سازگاری عملیاتی را آشکار کرده است.
تهدید هرمز دیگر اثر سابق را ندارد
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و بستهشدن کامل آن میتواند قیمت نفت، هزینه بیمه و کرایه نفتکشها را افزایش دهد. موضوع اصلی، حذف اهمیت جغرافیایی هرمز نیست؛ مسئله کاهش تدریجی انحصار آن است.
در گذشته تقریباً تمام
صادرات نفت کشورهای جنوبی خلیج فارس به عبور از هرمز وابسته بود. اکنون عربستان و امارات بخشی از ظرفیت صادراتی خود را به دریای سرخ و دریای عمان منتقل کردهاند. خریداران نیز ذخایر راهبردی، منابع جایگزین و قراردادهای متنوعتری در اختیار دارند. در نتیجه، هر بحران تازه به سرمایهگذاری بیشتر برای دورزدن هرمز منجر میشود.
تهدیدی که بیش از اندازه تکرار شود، طرف مقابل را به ساختن راه فرار وادار میکند. توسعه ینبع، فجیره و دیگر مسیرهای جایگزین نیز محصول همین محاسبه است. کشورهای منطقه نمیخواهند صادرات، درآمد ارزی و امنیت اقتصادی خود را به تصمیم یا واکنشی در تهران گره بزنند.
ایران از مسیر جایگزین خود استفاده نکرد
تناقض بزرگ در سمت ایران دیده میشود. عربستان و امارات مسیرهای جایگزین خود را عملیاتی کردهاند، اما خط لوله گوره–جاسک با وجود صرف نزدیک به دو میلیارد دلار هنوز به ظرفیت طراحیشده یک میلیون بشکه در روز نرسیده است. این خط باید بخشی از نفت ایران را بدون عبور از هرمز به دریای عمان منتقل میکرد.
در نتیجه، رقبای نفتی ایران همزمان با کاهش وابستگی به هرمز، انعطاف صادراتی بیشتری به دست آوردهاند؛ در مقابل، خود ایران همچنان از مسیر جایگزین مؤثر محروم مانده است. ادامه این وضعیت به معنای تضعیف یکطرفه کارت هرمز خواهد بود: دیگران برای دورزدن تنگه آمادهتر میشوند، اما صادرات ایران همچنان در برابر اختلالهای منطقهای آسیبپذیر باقی میماند.
هر بحران یک گام به سوی دورزدن ایران
رشد ۴۲ درصدی
صادرات منطقه در چهار هفته به معنای بیاهمیتشدن فوری تنگه هرمز نیست، بلکه سرعت فرسایش این اهرم را نشان میدهد. صادرات هنوز ۲۸ درصد پایینتر از دوران پیش از جنگ قرار دارد، اما بازیابی سریع جریان نفت ثابت میکند کشورهای منطقه و بازار جهانی منتظر بازگشت کامل وضعیت سابق نماندهاند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ظرفیت خطوط لوله افزایش مییابد، پایانههای خارج از خلیج فارس توسعه پیدا میکنند و خریداران نیز وابستگی خود را به نفت عبوری از هرمز کاهش میدهند. حاصل برای ایران روشن است: هر بار استفاده از تهدید هرمز، انگیزه بیشتری برای بیاثرکردن آن ایجاد میکند.
تنگه هرمز هنوز کارت مهم ایران است، اما دیگر کارت بدون جایگزین نیست. آمار چهار هفته اخیر نشان میدهد زمان به سود تولیدکنندگانی حرکت میکند که مسیرهای خروج خود را ساختهاند؛ نه کشوری که اهرم جغرافیاییاش را خرج کرده، اما مسیر جایگزین صادرات خود را نیمهفعال نگه داشته است.