به گزارش
میزنفت، اروپا تا پیش از آغاز جنگ اوکراین بخش مهمی از نیاز خود را با گاز ارزان روسیه تأمین میکرد. خطوط لوله نورد استریم، یامال، مسیر اوکراین و ترکاستریم، روسیه را به یکی از ستونهای امنیت انرژی اروپا تبدیل کرده بودند. این وابستگی برای صنایع اروپایی یک مزیت اقتصادی به همراه داشت، اما پس از حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، همان مزیت به نقطه آسیبپذیری تبدیل شد.
برآوردهای بازار نشان میدهد
صادرات گاز روسیه به اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۱۵۰ میلیارد مترمکعب بود. در همان سال آمریکا حدود ۱۹ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کرد؛ یعنی حجم صادرات روسیه تقریباً هشت برابر آمریکا بود.
سقوط روسیه در بازار اروپا
پس از آغاز جنگ، صادرات روسیه به اروپا با سرعت کاهش یافت. حجم گاز روسیه در سال ۲۰۲۲ به حدود ۸۰ میلیارد مترمکعب رسید و یک سال بعد به ۴۳ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کرد. این رقم در سال ۲۰۲۴ اندکی افزایش یافت و به حدود ۵۲ میلیارد مترمکعب رسید، اما در سال ۲۰۲۵ دوباره تا محدوده ۳۶ میلیارد مترمکعب پایین آمد.
به این ترتیب، روسیه طی چهار سال حدود ۱۱۴ میلیارد مترمکعب از صادرات سالانه خود به اروپا را از دست داد؛ کاهشی معادل ۷۶ درصد در مقایسه با سال ۲۰۲۱. کمیسیون اروپا نیز اعلام کرده سهم گاز روسیه از کل واردات گازی اتحادیه اروپا از ۴۵ درصد در سال ۲۰۲۱ به حدود ۱۲ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. کمیسیون اروپا
کاهش صادرات روسیه تنها نتیجه تحریمهای رسمی نبود. توقف انتقال گاز از برخی خطوط لوله، آسیبدیدن نورد استریم، کاهش خرید شرکتهای اروپایی، اختلافهای قراردادی و تلاش دولتهای عضو اتحادیه اروپا برای حذف وابستگی به مسکو، همزمان مسیر ورود گاز روسیه را محدود کردند.
روسیه بخشی از نفت خود را با تخفیف به بازارهای آسیایی منتقل کرد، اما تکرار همین الگو در حوزه گاز آسان نبود. صادرات گاز خط لوله به زیرساخت ثابت وابسته است و روسیه نمیتوانست گازی را که سالها به اروپا میفرستاد، بلافاصله به چین یا هند منتقل کند. توسعه خطوط جدید نیز به چند سال زمان و میلیاردها دلار سرمایهگذاری نیاز دارد.
جهش صادرات گاز آمریکا
در سوی دیگر بازار، آمریکا از بحران انرژی اروپا به فرصتی بزرگ برای توسعه
صادرات گاز طبیعی مایع رسید. صادرات آمریکا به اروپا از حدود ۱۹ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۲۱ به ۴۰ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۲۲ افزایش یافت.
این روند در سال ۲۰۲۳ ادامه پیدا کرد و حجم صادرات آمریکا به حدود ۵۵ میلیارد مترمکعب رسید. اگرچه فروش گاز آمریکا در سال ۲۰۲۴ به محدوده ۴۵ میلیارد مترمکعب کاهش یافت، در سال ۲۰۲۵ جهش تازهای ثبت شد و صادرات به حدود ۷۶ میلیارد مترمکعب رسید.
مقایسه ابتدا و انتهای این دوره نشان میدهد صادرات گاز آمریکا به اروپا طی چهار سال چهار برابر شده است. واشنگتن در مدت کوتاهی از یک تأمینکننده مکمل به یکی از بازیگران اصلی
امنیت انرژی اروپا تبدیل شد.
تفاوت اصلی در انعطافپذیری گاز طبیعی مایع قرار دارد. محمولههای گاز آمریکا برخلاف گاز خط لوله روسیه میتوانند بر اساس قیمت و تقاضا میان بازارهای اروپا، آسیا و آمریکای لاتین جابهجا شوند. افزایش قیمت گاز در اروپا نیز انگیزه اقتصادی لازم را برای حرکت تعداد بیشتری از محمولههای آمریکایی به بنادر اروپایی فراهم کرد.
آمریکا دو برابر روسیه گاز فروخت
آمار ششماهه نخست سال ۲۰۲۶ نشان میدهد فاصله آمریکا و روسیه همچنان در حال افزایش است. آمریکا از ژانویه تا ژوئن حدود ۴۳.۹ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کرد، در حالی که صادرات روسیه در همین دوره نزدیک به ۲۲.۱ میلیارد مترمکعب بود.
بر این اساس، آمریکا در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ تقریباً دو برابر روسیه به بازار اروپا گاز فروخته است. این در حالی است که چهار سال قبل، روسیه با فاصلهای بسیار زیاد بر بازار گاز اروپا تسلط داشت.
افزایش واردات گاز طبیعی مایع، اروپا را وادار کرد ظرفیت پایانههای دریافت و بازگازسازی را توسعه دهد. آلمان که پیش از جنگ پایانه واردات گاز طبیعی مایع نداشت، چند پایانه شناور راهاندازی کرد و کشورهای دیگر نیز ظرفیت ذخیرهسازی و دریافت محمولههای دریایی را افزایش دادند.
اروپا بهای تغییر تأمینکننده را پرداخت
برنده تجاری این جابهجایی آمریکا بود، اما اروپا برای کاهش وابستگی به روسیه هزینه سنگینی پرداخت. گاز طبیعی مایع آمریکا باید ابتدا سرد و مایع شود، با کشتی از اقیانوس اطلس عبور کند و سپس در پایانههای اروپایی به حالت گاز بازگردد. مجموع این مراحل، هزینه بیشتری نسبت به انتقال مستقیم گاز روسیه از طریق خط لوله ایجاد میکند.
افزایش قیمت انرژی، کاهش رقابتپذیری صنایع انرژیبر و فشار بر خانوارهای اروپایی بخشی از پیامدهای این تغییر بود. اروپا امنیت عرضه را متنوعتر کرد، اما گاز ارزان روسیه را با سبدی گرانتر از گاز طبیعی مایع آمریکا، قطر و دیگر صادرکنندگان جایگزین کرد.
جنگ اوکراین در بازار گاز یک برنده و یک بازنده روشن داشت. روسیه بزرگترین بازار سنتی خود را از دست داد و آمریکا فروش گاز، نفوذ اقتصادی و نقش راهبردی خود در اروپا را افزایش داد. با وجود این، هزینه اصلی این جابهجایی را مصرفکنندگان و صنایع اروپایی پرداخت کردند؛ بازاری که از وابستگی به خط لوله روسیه فاصله گرفت، اما به واردات دریایی گرانتر وابسته شد.