به گزارش
میزنفت، بازار جهانی گازوئیل با یکی از شدیدترین دورههای کمبود عرضه در سالهای اخیر روبهرو شده است. همزمانی بحران تنگه هرمز با محدودشدن صادرات فرآوردههای روسیه باعث شده قیمت گازوئیل سریعتر از نفت خام افزایش پیدا کند.
بر اساس گزارش اویلپرایس، حاشیه سود گازوئیل در بورس ICE اروپا به حدود ۷۹ دلار برای هر بشکه رسیده است. در بازار آمریکا نیز این شاخص در محدوده بالاتر از ۱۰۰ دلار معامله میشود؛ سطحی نزدیک به رکوردهای تاریخی ماه گذشته.
حاشیه سود ۱۰۰ دلاری چه معنایی دارد؟
حاشیه سود پالایش یا «کرک اسپرد»، تفاوت میان قیمت نفت خام و ارزش فرآوردهای است که پالایشگاه از آن تولید میکند. بالا رفتن این شاخص نشان میدهد قیمت گازوئیل بسیار سریعتر از قیمت خوراک پالایشگاه افزایش یافته است.
برای مثال، حاشیه سود ۷۹ دلاری به این معنا نیست که سود خالص پالایشگاه برای هر بشکه دقیقاً ۷۹ دلار است. پالایشگاه همچنان باید هزینه انرژی، حملونقل، نیروی انسانی، تعمیرات و سایر هزینههای عملیاتی را پرداخت کند. با این حال، این عدد تصویری روشن از شدت کمبود گازوئیل و سودآوری بالای تولید آن ارائه میدهد.
از اواسط ژوئن تاکنون، رشد قیمت گازوئیل از افزایش قیمت نفت خام جلو زده است. در نتیجه، پالایشگاههایی که بدون اختلال فعالیت میکنند، از شرایط فعلی سود بیشتری به دست میآورند.
سه عامل پشت رکورد گازوئیل
نخستین عامل، اختلال در صادرات فرآوردههای نفتی خاورمیانه است. ادامه ناامنی در تنگه هرمز و پایینبودن تردد کشتیها باعث شده بازگشت کامل
صادرات گازوئیل و سوخت جت منطقه به تأخیر بیفتد.
بخشی از نفت خام خلیج فارس از مسیرهای جایگزین یا عملیات انتقال کشتیبهکشتی به بازار رسیده است؛ اما جابهجایی فرآوردههای پالایشی هنوز با محدودیت بیشتری روبهروست. همین تفاوت باعث شده فشار
بازار گازوئیل از بازار نفت خام شدیدتر باشد.
عامل دوم، کاهش صادرات روسیه است. مسکو در پی حملات مکرر پهپادی اوکراین به پالایشگاهها و محدودشدن ظرفیت تولید داخلی، صادرات گازوئیل را متوقف یا محدود کرده است. روسیه یکی از تأمینکنندگان مهم سوخت در بازار جهانی است و حذف بخشی از عرضه آن، بهسرعت در قیمتها منعکس میشود.
عامل سوم به چین مربوط است. صادرات سوخت چین پس از ماهها محدودیت با سرعت مورد انتظار افزایش نیافته است. پکن برای حفظ عرضه داخلی، اجازه نداده حجم بالایی از فرآوردههای پالایشی وارد بازار جهانی شود.
بازار برای تحویل فوری گازوئیل پول بیشتری میدهد
تحلیلگران ING اعلام کردهاند اختلاف قیمت قراردادهای سپتامبر و نوامبر گازوئیل در اروپا به حدود ۸۰ دلار برای هر تن رسیده است. قرارداد نزدیکتر با قیمت بسیار بالاتری معامله میشود؛ ساختاری که در بازارهای کالایی «بکواردیشن» نام دارد.
این وضعیت نشان میدهد خریداران برای دریافت فوری گازوئیل حاضرند پول بیشتری بپردازند و انتظار ندارند کمبود فعلی بهسرعت برطرف شود.
طبق تحلیل ING، سیستم پالایشی جهان ظرفیت آزاد زیادی برای جبران اختلال صادرات خاورمیانه و روسیه ندارد. به همین دلیل، حاشیه سود فرآوردههای میانتقطیر احتمالاً بالا و پرنوسان باقی خواهد ماند.
زمستان فشار را بیشتر میکند
گازوئیل فقط سوخت خودروهای سنگین نیست. بخش بزرگی از حملونقل جادهای، ماشینآلات کشاورزی، صنایع، تولید برق اضطراری و سیستمهای گرمایشی در برخی کشورها به گازوئیل و سوختهای همخانواده آن وابستهاند.
نزدیکشدن فصل برداشت محصولات کشاورزی و آغاز دوره افزایش تقاضای زمستانی میتواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند. کاهش ذخایر سوخت گرمایشی در آمریکا نیز نگرانیها را افزایش داده است.
تازهترین آمار مؤسسه نفت آمریکا نشان میدهد موجودی فرآوردههای میانتقطیر این کشور طی یک هفته ۳۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است. این کاهش در شرایطی رخ داده که پالایشگاههای آمریکا با نرخ بالایی فعالیت میکنند و ظرفیت زیادی برای افزایش بیشتر تولید ندارند.
برندگان و بازندگان بحران گازوئیل
پالایشگاههایی که به
نفت خام و مسیرهای مطمئن صادرات دسترسی دارند، برندگان اصلی شرایط فعلی هستند. افزایش حاشیه سود میتواند درآمد این شرکتها را به شکل قابلتوجهی بالا ببرد.
در مقابل، شرکتهای حملونقل، خطوط هوایی، کشاورزان و صنایع مصرفکننده سوخت با هزینه بیشتری روبهرو خواهند شد. افزایش هزینه حمل کالا در نهایت میتواند به قیمت مواد غذایی و سایر محصولات منتقل شود وفشار تورمی را افزایش دهد.
بازار انرژی اکنون تنها با مسئله قیمت نفت خام روبهرو نیست. نفت ممکن است در بازار موجود باشد، اما تبدیل آن به گازوئیل و رساندن فرآورده به مصرفکننده به ظرفیت پالایش، مسیر امن حمل و ذخایر کافی نیاز دارد.
رکورد ۷۹ دلاری اروپا و حاشیه سود بالاتر از ۱۰۰ دلار در آمریکا نشان میدهد بحران اصلی بازار در حال انتقال از بشکه نفت خام به فرآوردههای پالایشی است. تا زمانی که صادرات خاورمیانه و روسیه به حالت عادی بازنگردد، گازوئیل میتواند یکی از مهمترین منابع فشار بر تورم جهانی باقی بماند.