به گزارش
میز نفت، پرونده تغییر قیمت بنزین، دستکم در این مقطع، بسته شده است. دولت اعلام کرده نرخهای اصلی تغییر نمیکند و بحثهایی که با اظهارات برخی نمایندگان آغاز شده بود، فعلاً از دستور کار خبری کنار رفته است.
این پایان موقت اما نباید باعث شود یک نکته مهم فراموش شود: در تمام روزهایی که مسئولان درباره قیمت، سهمیه، مصرف و
ناترازی بنزین صحبت میکردند، کمتر کسی سراغ نظر خود مردم رفت.
برخلاف دورههای گذشته، اینبار جامعه واکنش گستردهای به اخبار بنزین نشان نداد. خبری از التهاب فراگیر نبود و حتی شایعه افزایش نرخ سوم نیز نتوانست بنزین را برای مدت طولانی به مسئله اول افکار عمومی تبدیل کند. اما این سکوت را نمیتوان رضایت مردم از افزایش احتمالی قیمت دانست؛ بهخصوص که در نهایت افزایش عمومی در نرخهای اصلی اتفاق نیفتاد.
سکوتی که باید بررسی شود
مردم ایران ماههای سختی را پشت سر گذاشتهاند؛ از جنگ و نگرانیهای امنیتی تا اختلالهای روزمره و تورمی که تقریباً تمام هزینههای زندگی را بالا برده است. جامعه امروز با گرانی زندگی میکند و بخش زیادی از توان خود را صرف اداره همین زندگی روزمره کرده است.
در چنین فضایی، واکنش کمرنگ به اخبار
بنزین ممکن است نشانه خستگی اقتصادی، درگیری با نگرانیهای مهمتر یا انتظار برای روشن شدن تصمیم نهایی باشد. مردم شرایط کشور را درک میکنند و در ماههای دشوار، همراهی قابلتوجهی نشان دادهاند؛ اما این همراهی نباید بهعنوان موافقت قبلی با هر تصمیم اقتصادی در نظر گرفته شود.
اگر سیاستگذار امروز از کنار این سکوت عبور کند، ممکن است هنگام باز شدن دوباره پرونده بنزین با واقعیتی مواجه شود که پیشتر آن را ندیده است.
مقایسهای که کامل نبود
در هفتههای گذشته بارها گفته شد بنزین در ایران از بسیاری از کشورهای جهان ارزانتر است. این گزاره از نظر عددی درست است، اما روایت کاملی از زندگی مردم ارائه نمیدهد.
قیمت بنزین باید در کنار درآمد خانوار، کیفیت خودرو، میزان مصرف ناوگان، دسترسی به حملونقل عمومی و هزینه تعمیر و نگهداری خودرو بررسی شود. نمیتوان قیمت سوخت را با کشورهای دیگر مقایسه کرد، اما تفاوت دستمزدها، خودروهای کممصرف و شبکه حملونقل عمومی آنها را کنار گذاشت.
مردم ایران بنزین ارزانتری میخرند، اما بسیاری از آنها ناچارند با خودروهای قدیمی و پرمصرف تردد کنند. در بخش بزرگی از کشور نیز جایگزین مناسبی برای خودروی شخصی وجود ندارد. بنابراین تمام مسئولیت مصرف بالا را نمیتوان متوجه مصرفکننده دانست.
پیش از باز شدن دوباره پرونده بنزین
بحث بنزین دیر یا زود دوباره بازخواهد گشت؛ زیرا ناترازی تولید و مصرف همچنان پابرجاست. راه جلوگیری از تکرار تجربههای تلخ، کنار گذاشتن مسئله تا روز اعلام تصمیم نیست.
دولت باید از همین حالا افکار عمومی را بررسی کند. یک نظرسنجی معتبر و سراسری میتواند نشان دهد مردم درباره تغییر قیمت، کاهش سهمیه، اختصاص سهمیه به هر فرد و نحوه توزیع یارانه سوخت چه نظری دارند. همچنین باید مشخص شود کدام گروهها از هر تغییر احتمالی بیشتر آسیب میبینند.
در کنار آن، دولت به یک روایت واحد نیاز دارد. خبر بنزین نباید نخست از توییت یک نماینده منتشر شود، سپس تکذیب شود و چند روز بعد با بیانی متفاوت از زبان یک مقام دیگر شنیده شود. چندصدایی در چنین موضوع حساسی، پیش از اجرای هر تصمیمی اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
راهکار بعدی، آماده کردن یک بسته کامل بهجای تغییر یک عدد است: نوسازی خودروهای فرسوده، تسهیل دسترسی به خودروهای کممصرف، توسعه حملونقل عمومی، مقابله با قاچاق و شفافسازی محل مصرف درآمد احتمالی اصلاح قیمت.
این فرصت را از دست ندهید
بسته شدن موقت پرونده بنزین یک فرصت است؛ فرصتی برای آنکه دولت پیش از قرار گرفتن در شرایط اضطراری، نظر مردم را بشنود و سناریوهای مختلف را با جامعه در میان بگذارد.
نباید دوباره ابتدا تصمیمی گرفته شود، خبر آن از مسیرهای غیررسمی بیرون بیاید، روایتها با یکدیگر تناقض داشته باشند و بعد از شکلگیری نگرانی عمومی، مسئولان تازه به فکر توضیح دادن بیفتند.
اینبار اتفاقی نیفتاد؛ اما مسئله بنزین حل نشده است. پیش از آنکه این پرونده دوبارهباز شود، باید صدای مردم شنیده شود. سکوت امروز مردم، رضایت از تصمیم فردا نیست.