به گزارش
میز نفت، حمله پهپادی اخیر اوکراین به
پالایشگاه سیزران فقط یک عملیات دیگر در عمق خاک روسیه نیست. این حمله بخشی از تغییر بزرگتر در جنگ انرژی میان مسکو و کییف محسوب میشود. پالایشگاههایی با ارزش چند میلیارد دلار اکنون در خط مقدم این جنگ قرار گرفتهاند و اوکراین تلاش میکند توان روسیه برای تولید سوخت و کسب درآمد از صادرات فرآوردههای نفتی را کاهش دهد.
این روند یک تفاوت مهم با سال ۲۰۲۴ دارد. دولت جو بایدن در آن مقطع از گسترش حملات اوکراین به صنعت پالایش روسیه استقبال نمیکرد. نگرانی اصلی واشنگتن نیز فقط حمایت از زیرساختهای غیرنظامی نبود. کاخ سفید از شوک احتمالی در
بازار بنزین و گازوئیل میترسید.
در دوره دونالد ترامپ این فشار سیاسی دستکم در سطح علنی دیده نمیشود. همزمان، پهپادهای اوکراینی به عمق بیشتری از خاک روسیه رسیدهاند و شمار بیشتری از پالایشگاههای این کشور هدف قرار گرفتهاند.
غول پالایشی جهان
روسیه یکی از بزرگترین صنایع پالایشی جهان را در اختیار دارد. پالایشگاههای این کشور در شرایط عادی روزانه حدود ۵.۵ تا ۵.۸ میلیون بشکه
نفت خام را فرآورش میکنند. بیش از ۳۰ پالایشگاه بزرگ، ستون اصلی این شبکه را تشکیل میدهند.
این ظرفیت فقط برای تأمین بنزین و گازوئیل بازار داخلی روسیه فعالیت نمیکند. مسکو سالانه دهها میلیون تن گازوئیل، نفت کوره، بنزین، سوخت جت و سایر فرآوردههای نفتی صادر میکند.
بازارهای آسیایی، آفریقایی، خاورمیانه و برخی کشورهای همسایه روسیه بخشی از مقصد این محمولهها هستند. بنابراین اختلال گسترده در پالایش روسیه میتواند خیلی سریع از مرزهای این کشور عبور کند و بر تجارت جهانی سوخت اثر بگذارد. همین ویژگی، پالایشگاهها را به یک هدف استراتژیک برای اوکراین تبدیل کرده است.
بایدن ترمز کییف را کشید
در سال ۲۰۲۴، حملات پهپادی اوکراین به
پالایشگاههای روسیه شدت گرفت. چند مجتمع بزرگ در فاصلهای صدها کیلومتری از مرز اوکراین هدف قرار گرفتند. واشنگتن خیلی زود واکنش نشان داد.
گزارشهای منتشرشده در فایننشال تایمز و رویترز از درخواست دولت بایدن برای کاهش حملات به زیرساختهای انرژی روسیه خبر دادند. مقامهای آمریکایی نگرانی خود را به طرف اوکراینی منتقل کردند.
محاسبه کاخ سفید پیچیده نبود. کاهش ظرفیت پالایش روسیه میتوانست صادرات فرآوردههای نفتی این کشور را محدود کند. کاهش عرضه گازوئیل و بنزین نیز امکان افزایش قیمت جهانی سوخت را بالا میبرد. در چنین شرایطی، مصرفکننده آمریکایی بخشی از هزینه حملات اوکراین را در جایگاههای سوخت پرداخت میکرد.
این اتفاق برای دولت بایدن در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا یک ریسک سیاسی جدی محسوب میشد.
نگرانی از بنزین، نه فقط نفت
حساسیت دولت بایدن یک دلیل فنی هم داشت. بازار نفت خام و بازار فرآوردههای نفتی رفتار یکسانی ندارند.
از مدار خارج شدن یک پالایشگاه الزاماً به معنای حذف نفت خام از بازار نیست. حتی ممکن است نفت بیشتری برای صادرات در اختیار روسیه قرار بگیرد. مشکل اصلی در سمت دیگری شکل میگیرد؛ تولید بنزین، گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآوردهها کاهش پیدا میکند.
ظرفیت مازاد پالایش در جهان نیز محدود است. بنابراین حذف چندصد هزار بشکه از ظرفیت پالایشی روسیه میتواند حاشیه سود پالایشگاهها را افزایش دهد و قیمت فرآوردهها را سریعتر از قیمت نفت خام بالا ببرد.
واشنگتن دقیقاً از همین سناریو نگران بود. در مقطعی از حملات سال ۲۰۲۴، حدود ۳۷۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت پالایشی روسیه از دسترس خارج شد. این رقم نزدیک به ۷ درصد ظرفیت پالایش کشور بود. موج بعدی حملات ابعاد اختلال را افزایش داد و برخی برآوردهای رویترز میزان ظرفیت تحت تأثیر را تا حدود ۱۴ درصد نشان داد.
پس از افزایش فشار سیاسی واشنگتن و انتقاد علنی مقامهای آمریکایی، شدت عملیات برای مدتی کاهش پیدا کرد.
ترامپ و تغییر زمین بازی
اکنون تصویر متفاوت است.در دوره دونالد ترامپ نشانه علنی مشابهی از فشار واشنگتن برای توقف حملات به پالایشگاههای روسیه دیده نمیشود. همزمان، عملیات پهپادی اوکراین ابعاد بزرگتری پیدا کرده است.
پالایشگاههای ریازان، توآپسه، کویبیشف، سیزران، یاروسلاول و چندین مجتمع دیگر طی موجهای مختلف حملات در فهرست اهداف اوکراین قرار گرفتهاند.
تغییر مهم دیگری نیز در نوع اهداف دیده میشود. در مراحل اولیه جنگ، مخازن نفت و انبارهای سوخت سهم زیادی از اهداف داشتند. این تجهیزات اهمیت اقتصادی دارند، اما بازسازی آنها نسبتاً سادهتر است. اکنون حملات بیشتر به سمت قلب فرآیند پالایش حرکت کرده است.
واحدهای تقطیر اتمسفریک، واحدهای خلأ، تجهیزات فرآیندی، خطوط انتقال داخلی و سایر بخشهای حساس پالایشگاه در معرض حملات قرار گرفتهاند. اصابت دقیق به چنین تجهیزاتی میتواند یک پالایشگاه را برای هفتهها یا حتی ماهها با محدودیت روبهرو کند.
تحریم، تعمیر را سخت میکند
مسکو با مشکل دیگری نیز روبهرو است. بخشی از تجهیزات پیشرفته پالایشگاههای روسیه منشأ غربی دارند. تحریمها دسترسی مستقیم به قطعات، تجهیزات و خدمات فنی شرکتهای سازنده را محدود کردهاند.
در نتیجه خسارت یک حمله فقط با ارزش تجهیزات آسیبدیده محاسبه نمیشود. زمان لازم برای تعمیر نیز اهمیت زیادی دارد.
روسیه طی سالهای گذشته برای بومیسازی تجهیزات و یافتن تأمینکنندگان جایگزین تلاش کرده است، اما جایگزینی برخی تجهیزات پیچیده پالایشی همچنان دشوار و زمانبر است.
اوکراین از همین نقطه ضعف استفاده میکند. یک پهپاد نسبتاً ارزان میتواند تجهیزی بسیار گرانتر را هدف قرار دهد و برای مدتی طولانی از مدار خارج کند. این عدم تقارن هزینه، پالایشگاهها را به اهداف جذابی در جنگ فرسایشی تبدیل کرده است.
آیا نیمی از پالایش روسیه نابود شده است؟
برخی گزارشها از هدف قرار گرفتن پالایشگاههایی با مجموع ظرفیتی نزدیک به نیمی از کل ظرفیت پالایشی روسیه خبر دادهاند. این عدد نیازمند یک توضیح مهم است.
هدف قرار گرفتن پالایشگاهی با ظرفیت ۳۰۰ هزار بشکه در روز به معنای حذف کامل ۳۰۰ هزار بشکه ظرفیت نیست. ممکن است فقط یک واحد آسیب ببیند و بخش دیگری از مجتمع به فعالیت ادامه دهد. تعمیر برخی خسارتها نیز طی چند روز یا چند هفته انجام میشود.
بنابراین نمیتوان گفت نیمی از ظرفیت پالایشی روسیه بهصورت همزمان از مدار خارج شده است.با این حال، گستردگی جغرافیایی حملات و تکرار ضربات اهمیت زیادی دارد. اوکراین اکنون توان هدف قرار دادن مجموعه بزرگی از پالایشگاههای روسیه را نشان داده است. همین مسئله هزینه حفاظت، تعمیر و نگهداری صنعت پالایش روسیه را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
جنگ به بازار گازوئیل رسید
اثرات این نبرد فقط در روسیه باقی نمیماند. روسیه یکی از تأمینکنندگان مهم فرآوردههای نفتی جهان است. کاهش تولید پالایشگاههای این کشور میتواند عرضه گازوئیل و سایر سوختها را محدود کند. همزمان، اختلال در برخی پالایشگاههای خاورمیانه فشار مضاعفی بر بازار ایجاد کرده است.
یکی از مهمترین نشانهها در حاشیه سود پالایش دیده میشود. در برخی بازارها حاشیه سود تولید گازوئیل در مقاطعی از مرز ۷۰ دلار برای هر بشکه عبور کرده است؛ سطحی بسیار بالاتر از میانگین تاریخی. چنین ارقامی از نگرانی بازار نسبت به دسترسی به فرآوردههای میانتقطیر حکایت دارد.
در این شرایط، آسیب بیشتر به پالایشگاههای روسیه میتواند بازار فرآوردهها را حتی بدون جهش مشابه در قیمت نفت خام تحت فشار قرار دهد.
جنگ علیه درآمدهای کرملین
هدف اوکراین فقط ایجاد کمبود بنزین در روسیه نیست. صادرات نفت و فرآوردههای نفتی یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی مسکو محسوب میشود. پالایشگاهها نفت خام را به محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل میکنند و بخشی از این محصولات راهی بازار صادراتی میشود.
خروج هر پالایشگاه از مدار سه هزینه همزمان برای روسیه دارد؛ تولید داخلی سوخت کاهش پیدا میکند، صادرات فرآورده محدود میشود و هزینه تعمیر زیرساخت افزایش مییابد.
فشار بر بازار داخلی نیز میتواند کرملین را مجبور به محدود کردن صادرات کند. مسکو پیش از این در دورههای کمبود سوخت از ابزار محدودیت صادرات بنزین و گازوئیل استفاده کرده است.
به همین دلیل، حمله به پالایشگاهها برای کییف بخشی از یک جنگ اقتصادی محسوب میشود؛ جنگی برای افزایش هزینه عملیات نظامی روسیه.
از بایدن تا ترامپ
تفاوت رویکرد دو دولت آمریکا در این نقطه اهمیت پیدا میکند. دولت بایدن در سال ۲۰۲۴ میان دو هدف گرفتار شده بود. واشنگتن از یک طرف قصد داشت توان اقتصادی روسیه را محدود کند و از طرف دیگر نمیخواست قیمت سوخت در بازار آمریکا افزایش پیدا کند. همین تناقض به فشار برای مهار حملات اوکراین منجر شد.
در دوره ترامپ، دستکم تا امروز، چنین فشار علنی دیده نشده است.
این تغییر به معنای اثبات صدور «چراغ سبز رسمی» از سوی واشنگتن نیست، اما یک واقعیت روشن وجود دارد؛ محدودیتی با شدت دوره بایدن در فضای عمومی مشاهده نمیشود و اوکراین نیز عملیات خود علیه صنعت پالایش روسیه را توسعه داده است.
نتیجه برای مسکو پرهزینه است.
پالایشگاههایی با میلیاردها دلار سرمایهگذاری اکنون در برد پهپادهای اوکراین قرار دارند. تعمیر تجهیزات پیچیده زیر فشار تحریم دشوارتر شده و روسیه باید منابع بیشتری برای حفاظت از یک شبکه پالایشی عظیم اختصاص دهد.جنگ انرژی وارد مرحله تازهای شده است. در دوره بایدن، نگرانی از قیمت بنزین آمریکا برای پالایشگاههای روسیه نوعی حاشیه امنیت ایجاد کرده بود.
اکنون این حاشیه امنیت بسیار کمرنگتر شده است و اوکراین تلاش میکند یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی روسیه را به نقطه ضعف این کشور تبدیل کند