۰
گزارش «میز نفت» از بازندگان خاموش بحران تنگه هرمز

بحران هرمز چگونه صادرات نفت عربستان، عراق و قطر را مختل کرد؟

میز نفت - بسته شدن عملی تنگه هرمز فقط ایران را وارد یک بحران اقتصادی نکرد؛ کشورهای عربی صادرکننده نفت و گاز نیز در همان روزهای نخست با کاهش صادرات، افزایش هزینه حمل، جهش نرخ بیمه نفتکش‌ها و از دست رفتن بخشی از بازارهای خود روبه‌رو شدند. امروز، پس از هفته‌ها تنش، همان کشورها به مهم‌ترین حامیان توافق ایران و عمان برای بازگرداندن امنیت به هرمز تبدیل شده‌اند؛ زیرا ادامه بحران، بیش از آنکه به ایران آسیب بزند، اقتصاد کل خلیج فارس را فرسوده می‌کند.
تنگه هرمز | میزنفت
تنگه هرمز | میزنفت
به گزارش میزنفت، در نخستین ساعات آغاز درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، نگاه‌ها بیشتر به حملات موشکی، پایگاه‌های نظامی و تحولات میدانی دوخته شده بود؛ اما چند روز بعد، بحران اصلی خود را در نقطه‌ای دیگر نشان داد؛ تنگه هرمز.

آبراهی که نزدیک به یک‌پنجم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور می‌کند، ناگهان به پرریسک‌ترین مسیر کشتیرانی دنیا تبدیل شد. شرکت‌های بیمه نرخ‌های خود را چند برابر کردند، ده‌ها نفتکش مسیرشان را تغییر دادند، برخی شرکت‌های بزرگ حمل‌ونقل دریایی فعالیت خود را متوقف کردند و صادرات انرژی کشورهای عربی خلیج فارس وارد بحرانی شد که شاید در روزهای نخست کمتر کسی ابعاد آن را پیش‌بینی می‌کرد.

امروز، پس از هفته‌ها تنش، همان کشورهایی که روزی تصور می‌کردند بحران هرمز فقط یک مسئله میان ایران و آمریکا است، بیش از هر طرف دیگری برای رسیدن تهران و مسقط به یک توافق تلاش می‌کنند.
 

شاهرگ صادرات انرژی خلیج فارس


تنگه هرمز فقط مسیر صادرات نفت ایران نیست. بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت عراق، بخش عمده صادرات نفت عربستان از سواحل شرقی، تقریباً تمام صادرات LNG قطر، صادرات نفت کویت و بخش مهمی از صادرات امارات از این آبراه انجام می‌شود.

در شرایط عادی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی LNG از هرمز عبور می‌کند. همین وابستگی باعث شد با آغاز بحران، تمام کشورهای عربی صادرکننده انرژی به‌طور همزمان تحت فشار قرار بگیرند.
 

قطر، نخستین قربانی بازار گاز


اگرچه توجه بازار بیشتر روی نفت بود، اما شاید بزرگ‌ترین ضربه را قطر متحمل شد. قطر بزرگ‌ترین صادرکننده LNG جهان است و تقریباً تمام صادرات گاز طبیعی مایع این کشور از مسیر هرمز انجام می‌شود.

با افزایش ریسک عبور کشتی‌ها، برخی محموله‌ها با تأخیر صادر شدند، هزینه بیمه افزایش یافت و خریداران آسیایی و اروپایی نسبت به امنیت عرضه ابراز نگرانی کردند.

همین موضوع باعث شد دوحه خیلی زود وارد میدان دیپلماسی شود و همراه با عمان، نقش فعالی در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن ایفا کند.
 

عراق، صادراتی که نفسش به هرمز بند است


عراق شاید بیش از هر کشور دیگری به هرمز وابسته باشد. بیش از سه‌چهارم صادرات نفت عراق از پایانه‌های جنوبی بصره انجام می‌شود و همه این نفتکش‌ها برای رسیدن به بازار جهانی باید از هرمز عبور کنند.

با کاهش تردد کشتی‌ها، بغداد ناچار شد بخشی از صادرات خود را مدیریت کند و هم‌زمان مذاکرات برای فعال‌تر شدن مسیر خط لوله جیهان ترکیه را سرعت ببخشد.

اما ظرفیت این خط لوله، فاصله زیادی با صادرات روزانه جنوب عراق دارد و نمی‌تواند جایگزین هرمز شود.
 

عربستان، خط لوله هم کافی نبود


عربستان تنها کشوری بود که تا حدی توانست بخشی از صادرات خود را از هرمز خارج کند. خط لوله شرق به غرب که نفت را از میادین شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند، بخشی از فشار را کاهش داد.

با این حال، این مسیر ظرفیت جایگزینی کامل صادرات عربستان را ندارد و بخش مهمی از نفت این کشور همچنان به امنیت هرمز وابسته است.

افزون بر این، حملات در دریای سرخ و ناامنی باب‌المندب نیز باعث شد حتی مسیر جایگزین عربستان هم بدون ریسک نباشد.
 

امارات و کویت، کاهش ریسک، نه حذف آن


امارات طی سال‌های گذشته با توسعه خط لوله حبشان–فجیره تلاش کرد وابستگی خود به هرمز را کاهش دهد. با وجود این، همه صادرات نفت امارات از این مسیر انجام نمی‌شود و بخش قابل توجهی همچنان به امنیت خلیج فارس وابسته است.

کویت نیز تقریباً هیچ مسیر جایگزین مؤثری برای صادرات نفت خود ندارد و هرگونهاختلال در هرمز مستقیماً درآمدهای نفتی این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
 

چرا کشورهای عربی امروز از توافق حمایت می‌کنند؟


در هفته‌های نخست بحران، برخی دولت‌های منطقه تصور می‌کردند فشار نظامی بر ایران می‌تواند بدون آسیب جدی به اقتصاد آن‌ها ادامه پیدا کند. اما بازار انرژی خیلی زود واقعیت دیگری را نشان داد.

افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، رشد کرایه حمل، تأخیر در صادرات، نگرانی خریداران آسیایی و اروپایی و کاهش اعتماد بازار، میلیاردها دلار هزینه اضافی بر اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت تحمیل کرد.

به همین دلیل، امروز عمان، قطر، عربستان، عراق و حتی امارات، بیش از گذشته از هر طرحی که امنیت هرمز را بازگرداند استقبال می‌کنند.
 

توافق تهران و مسقط؛ فقط یک توافق دریایی نیست


مذاکرات ایران و عمان درباره مدیریت مسیرهای عبور کشتی‌ها، در ظاهر یک توافق فنی به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که نتیجه این مذاکرات می‌تواند بسیار فراتر از هرمز باشد.

اگر این توافق اجرا شود، ریسک حمل‌ونقل کاهش پیدا می‌کند، هزینه بیمه نفتکش‌ها افت خواهد کرد، صادرات نفت و LNG به تدریج به شرایط عادی بازمی‌گردد و بازار نفت بخشی از نگرانی‌های خود را کنار خواهد گذاشت.

همین موضوع باعث شده بسیاری از کشورهای عربی، موفقیت مذاکرات مسقط را نه فقط یک توافق دریایی، بلکه نخستین گام برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا بدانند.
 

بازار نفت منتظر نتیجه مذاکرات است


رفتار بازار طی روزهای اخیر به‌خوبی نشان داده است که معامله‌گران بیش از هر چیز، نتیجه مذاکرات هرمز را دنبال می‌کنند. هر خبر مثبت از مسقط، قیمت نفت را کاهش داده و هر خبر از حمله به کشتی‌ها یا توقف مذاکرات، دوباره قیمت‌ها را بالا برده است. این یعنی بازار جهانی انرژی، بیش از آنکه به سخنان سیاسی واکنش نشان دهد، به آینده تنگه هرمز چشم دوخته است.

کشورهای عربی خلیج فارس که اقتصادشان بر صادرات نفت و گاز استوار است، در هفته‌های گذشته فهمیدند ادامه ناامنی در هرمز، به همان اندازه که ایران را تحت فشار قرار می‌دهد، درآمدهای نفتی و جایگاه آن‌ها در بازار جهانی انرژی را نیز تهدید می‌کند.

به همین دلیل، امروز حمایت از توافق تهران و مسقط فقط یک اقدام دیپلماتیک نیست؛ تلاشی برای حفاظت از اقتصاد منطقه است. اگر این توافق به نتیجه برسد، نخستین برنده آن شاید نه ایران و نه آمریکا، بلکه کشورهای عربی صادرکننده انرژی باشند؛ کشورهایی که طی هفته‌های گذشته، هزینه واقعی بحران هرمز را با کاهش صادرات، افزایش هزینه حمل و از دست رفتن بخشی از بازارهای خود پرداخت کرده‌اند.
 
چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۲۵
کد مطلب: 49337
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *