به گزارش
میزنفت، عربستان سعودی در آغاز جنگ تلاش کرد با استفاده از خط لوله شرق به غرب، صادرات نفت خود را از تنگه هرمز دور کند. این مانور در هفتههای نخست موفق به نظر میرسید.
نفت میدانهای شرقی به جای پایانههای خلیج فارس، راهی بندر ینبع در ساحل دریای سرخ شد. افزایش تهدیدها در جنوب دریای سرخ، این مسیر را نیز به یک گلوگاه ناامن تبدیل کرد.
ریاض اکنون نفت را از ینبع به سمت شمال و مصر هدایت میکند. این مسیر به کانال سوئز و خط لوله سومد وابسته است. ظرفیت محدود این دو گذرگاه اجازه نمیدهد تمام صادرات عربستان از این مسیر عبور کند. حمله پهپادی به دو کشتی حامل
LNG در بندر دمیاط نیز نشان داد انتقال بار به مصر، تهدید امنیتی را از میان نمیبرد؛ فقط محل مواجهه با خطر را تغییر میدهد.
جهش ۳۳۰ درصدی صادرات ینبع
پس از اختلال شدید در تردد کشتیها از تنگه هرمز در اوایل مارس، کشورهای
خلیج فارس به سراغ مسیرهای جایگزین رفتند. آرامکو بیش از دیگران برای چنین روزی آماده بود. خط لوله «پترولاین» با ظرفیت اسمی روزانه ۷ میلیون بشکه، مناطق نفتخیز شرق این کشور را به بندر ینبع متصل میکند.
بر اساس دادههای شرکت اطلاعات دریایی ویندوارد، صادرات نفت ینبع در مرحله نخست جنگ به حدود ۲ میلیون و ۴۷۰ هزار بشکه در روز رسید. این رقم نسبت به سطح پیش از جنگ، رشدی نزدیک به ۳۳۰ درصد نشان میداد.
حجم انتقال در ادامه افزایش یافت و در مقطعی از مرز روزانه ۴ میلیون بشکه عبور کرد. عربستان با این جابهجایی نشان داد خط لوله شرق به غرب، فقط یک زیرساخت ذخیره نیست و در زمان بحران میتواند بخش بزرگی از بار صادراتی پایانههای خلیج فارس را بر عهده بگیرد.
بنبست در جنوب دریای سرخ
حوثیهای یمن با اعلام محدودیت علیه کشتیهای سعودی، مسیر جنوبی دریای سرخ را به منطقه پرریسک تازهای تبدیل کردند. نفتکشهایی که از ینبع به سمت
بابالمندب و اقیانوس هند حرکت میکردند، اکنون با تهدید حمله، افزایش هزینه بیمه و احتمال توقیف یا هدف قرار گرفتن مواجهاند.
بارگیری نفت در ینبع ادامه دارد، اما الگوی حرکت کشتیها تغییر کرده است. ویندوارد از حضور ۱۲ شناور در این بندر و فعالیت دستکم دو جفت کشتی در عملیات انتقال کشتی به کشتی خبر داده است. بخشی از عملیات بارگیری و جابهجایی نیز با خاموشکردن سامانه شناسایی خودکار کشتیها انجام میشود.
حرکت در «حالت تاریک» به کاهش قابلیت ردیابی عمومی کمک میکند، اما راهکاری برای حل ناامنی مسیر نیست. نفتکش سعودی همچنان باید از یک کریدور دریایی عبور کند و خاموشکردن فرستنده، ظرفیت خطوط لوله یا امنیت گلوگاهها را افزایش نمیدهد.
عقبنشینی ۴۱ درصدی
بارگیری نفت از ینبع تا ژوئن به حدود ۲ میلیون و ۳۹۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت. این رقم ۴۱ درصد پایینتر از نقطه اوج ثبتشده در ماههای نخست جنگ بود.
عمق مشکل با مقایسه این عدد با صادرات پیش از جنگ روشنتر میشود. عربستان در ژانویه نزدیک به ۷ میلیون و ۹۶۰ هزار بشکه نفت در روز از پایانههای خلیج فارس و دریای سرخ صادر میکرد. بارگیری ژوئن از ینبع حدود ۶۶ درصد کمتر از کل صادرات ژانویه بود.
بازگشایی موقت
تنگه هرمز در اواخر ژوئن، بخشی از افت فعالیت ینبع را توضیح میدهد. شکست آتشبس و ازسرگیری حملات، تنگه را دوباره به مسیری کمتردد تبدیل کرد. دادههای ۲۹ ژوئیه ویندوارد از ورود فقط پنج نفتکش و خروج سه نفتکش حکایت دارد. این تعداد فاصله زیادی با تردد عادی پیش از جنگ دارد.
سومد آخرین خروجی عربستان
با بستهشدن مسیر جنوب دریای سرخ، کشتیهای سعودی از ینبع به سمت شمال حرکت میکنند. نفتکشها محموله را به بندر عینالسخنه مصر میرسانند. نفت سپس وارد خط لوله سومد میشود و در ساحل مدیترانه، از پایانه سیدی کریر بارگیری خواهد شد.
ویندوارد دستکم سه نفتکش غولپیکر سعودی را در این مسیر ردیابی کرده است. برخی از این کشتیها تا نزدیکی سوئز با سامانه شناسایی خاموش حرکت کردهاند. در سوی دیگر خط لوله نیز نفتکشهایی در حال بارگیری
نفت عربستان برای ارسال به مشتریان دیده شدهاند.
این مسیر روی نقشه جذاب به نظر میرسد. نفت عربستان بدون عبور از بابالمندب به مدیترانه میرسد. مشکل از جایی آغاز میشود که اعداد وارد محاسبه میشوند.
خط لوله سومد روزانه فقط ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه ظرفیت دارد. تمام این ظرفیت نیز در اختیار عربستان نیست. کشورهای دیگر بخشی از ظرفیت خط را از قبل رزرو کردهاند. کانال سوئز هم برای انتقال نفت خام ظرفیتی نزدیک به یک میلیون بشکه در روز دارد.
حتی در بهترین شرایط، مصر نمیتواند جایگزین کامل تنگه هرمز و مسیر جنوبی دریای سرخ شود. برآوردهای مطرحشده نشان میدهد عربستان شاید بتواند نیمی از نفت منتقلشده به ینبع را وارد مسیر سومد کند. نیمه دیگر به مسیر امن و کافی دسترسی ندارد.
حمله در دمیاط و انتقال بحران
حمله پهپادی به دو کشتی
حامل گاز طبیعی مایع در بندر دمیاط، یک هشدار تازه برای ریاض بود. اتکا به مصر قرار بود ریسک امنیتی را کاهش دهد، اما حمله به شناورها در ساحل مدیترانه نشان داد دامنه تهدید میتواند فراتر از بابالمندب گسترش پیدا کند.
دمیاط مستقیماً مرکز انتقال نفت عربستان از خط سومد نیست، اما هدف قرار گرفتن کشتیها در این بندر، ارزیابی ریسک تمام بنادر و آبهای مصر را تحت تأثیر قرار میدهد. بیمهگران میان حمله به نفتکش و کشتی LNG تفاوت عملیاتی قائل میشوند، ولی گسترش جغرافیایی حملات برای همه شناورها هزینهساز است.
مصر از یک مسیر جایگزین به حلقه تازه بحران انرژی تبدیل شده است.
نفت کمتر، درآمد بیشتر
کاهش صادرات و تولید، تمام معادلات مالی عربستان را منفی نکرده است. قیمت نفت برنت از ابتدای سال ۴۷ درصد افزایش یافته و بخشی از افت حجم فروش را جبران کرده است.
تولید نفت عربستان در سهماهه دوم تا ۲۵ درصد کاهش یافت. این افت بر رشد اقتصادی کشور فشار وارد کرد. درآمد نفتی ریاض با وجود کاهش تولید، نسبت به سهماهه نخست ۲۸ درصد افزایش یافت. جهش قیمت، فعلاً سپر مالی عربستان شده است.
این وضعیت یک تناقض مهم دارد. عربستان از گرانی نفت سود میبرد، اما تداوم اختلال در مسیرهای صادراتی میتواند حجم فروش را بیشتر کاهش دهد. از یک نقطه به بعد، افزایش قیمت دیگر قادر به جبران حذف بشکههای صادراتی نخواهد بود.
آسیبپذیری جغرافیایی آرامکو
عربستان طی دهههای گذشته میلیاردها دلار برای تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی هزینه کرده است. خط لوله شرق به غرب مهمترین نتیجه این سیاست محسوب میشود. بحران اخیر نشان داد داشتن خط لوله جایگزین، فقط نیمی از راهحل است. نفت پس از رسیدن به ینبع همچنان به یک مسیر دریایی امن نیاز دارد.
در شرق، تنگه هرمز زیر فشار جنگ قرار دارد. در جنوب غرب، بابالمندب با محاصره حوثیها مواجه است. در شمال غرب، سوئز و سومد ظرفیت کافی ندارند. اکنون بنادر مصر نیز با خطر حملات پهپادی روبهرو شدهاند.
عربستان هنوز به بنبست مطلق نرسیده، اما حاشیه مانور آن بهسرعت کوچک شده است. بزرگترین صادرکننده اوپک، نفت کافی و زیرساخت انتقال قدرتمند دارد؛ مسئله اصلی دیگر تولید یا خط لوله نیست. ریاض برای رساندن بشکههای نفت به بازار، به یک دریای امن نیاز دارد و در نقشه امروز منطقه، چنین مسیری هر روز کمیابتر میشود.
منبع: اویل پرایس