به گزارش
میزنفت، حامیان بستن تنگه هرمز معتقد بودند اختلال در انتقال
نفت خلیج فارس، قیمت هر بشکه نفت را تا ۱۶۰ دلار افزایش میدهد و نگرانی آمریکا از پیامدهای اقتصادی این جهش، به ابزاری برای بازدارندگی یا پایان جنگ تبدیل میشود.
اکنون پنج ماه از بستهشدن
تنگه هرمز و ایجاد یکی از بزرگترین اختلالها در عرضه جهانی نفت میگذرد؛ اما متوسط قیمت نفت در این دوره زیر ۱۰۰ دلار باقی مانده است. این راهبرد نه مانع آغاز جنگ شد و نه توانست پس از چند ماه، طرفهای درگیر را به پایان آن وادار کند.
اقتصاد آمریکا زمینگیر نشد
گزارش وزارت بازرگانی آمریکا از کاهش تورم PCE از ۴.۱ به ۳.۷ درصد حکایت دارد. رشد اقتصادی این کشور نیز از ۲.۱ به ۱.۵ درصد کاهش یافته، اما همزمان نرخ اشتغال افزایش پیدا کرده است.
دادههای فکتست نیز نشان میدهد سود خالص شرکتهای حاضر در شاخص اساندپی ۵۰۰ طی سه ماه گذشته ۴۷ درصد رشد کرده است. براساس این آمار، جنگ و اختلال در عرضه
نفت نتوانسته مجموعه شاخصهای اقتصادی آمریکا را وارد روندی بحرانی کند و عملکرد برخی بخشها حتی فراتر از انتظار بوده است.
سود نفتیهای آمریکا از بحران هرمز
افزایش قیمت انرژی، برخلاف هدف اولیه این راهبرد، به سود
شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا تمام شده است. گزارش بلومبرگ از رشد ۳۸۵ درصدی سود شورون و افزایش ۱۰۵ درصدی سود اکسونموبیل در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ خبر میدهد.
فکتست نیز رشد سود شرکتهای انرژی آمریکا در همین دوره را بیش از ۱۳۵ درصد اعلام کرده است. در نتیجه، اختلالی که قرار بود هزینه جنگ را برای آمریکا افزایش دهد، به جهش درآمد شرکتهای نفتی این کشور منجر شد.
نقش چین در مهار قیمت نفت
تحلیلگران گلدمنساکس معتقدند چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، با کاهش ۳۹ درصدی واردات نفت خود از آغاز جنگ، نقش مهمی در کاهش تقاضای جهانی و مهار قیمتها داشته است. افت خرید نفت چین اجازه نداد محدودیت عرضه در تنگه هرمز، قیمت هر بشکه نفت را به محدوده پیشبینیشده ۱۶۰ دلار برساند.
پکن برای مدیریت پیامدهای بحران، بخشی از نیاز خود را از ذخایر راهبردی تأمین کرد و همزمان استفاده از زغالسنگ و سایر منابع داخلی انرژی را افزایش داد. گسترش خودروهای برقی نیز وابستگی بخش حملونقل چین به
فرآوردههای نفتی را کاهش داده و قدرت مانور این کشور در برابر شوکهای بازار نفت را بیشتر کرده است.
عرضه بخشی از ذخایر راهبردی دیگر قدرتهای اقتصادی نیز در کنترل
قیمت نفت مؤثر بود. به این ترتیب، کاهش تقاضای چین در کنار آزادسازی ذخایر اضطراری، بخشی از کمبود عرضه را جبران کرد و مانع تحقق سناریوی نفت ۱۶۰ دلاری شد.
زیان ایران و منفعت عربستان
گزارشهای بلومبرگ و اوپک نشان میدهد تولید نفت ایران طی پنج ماه گذشته دستکم یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. همزمان، محدودیتهای دریایی ایجادشده در واکنش به بستهشدن تنگه هرمز، صادرات نفت ایران را تقریباً متوقف کرده است.
در سوی مقابل، درآمد نفتی عربستان با وجود کاهش تولید، ۲۸ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. به این ترتیب، افزایش قیمتها بخشی از درآمد ازدسترفته ایران را به رقیب منطقهای آن منتقل کرده و جایگاه تأمینکنندگان جایگزین را در بازار جهانی تقویت کرده است.
شکلگیری ائتلاف دریایی علیه ایران
ادامه بستهماندن تنگه هرمز، زمینه تشکیل یک ائتلاف دریایی با حضور ۴۳ کشور را فراهم کرده است. عربستان نیز توانسته کشورهایی مانند پاکستان، مصر و ترکیه را که پیشتر تلاش میکردند موضعی بیطرفانه داشته باشند، با این ائتلاف همراه کند.
چین نیز بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان با ادامه انسداد تنگه هرمز مخالفت کرده و خواستار بازگشایی این مسیر شده است. تداوم این وضعیت میتواند دامنه فشارها را از یک ائتلاف دریایی فراتر ببرد و به شکلگیری اجماع سیاسی گستردهتری علیه ایران منجر شود.
بازدارندگی یا خودتحریمی نفتی؟
بستن تنگه هرمز توانسته یک اهرم مقطعی برای چانهزنی ایجاد کند، اما در تحقق هدف اصلی خود، یعنی بازدارندگی و توقف جنگ، موفق نبوده است. قیمت نفت به سطح پیشبینیشده نرسید، اقتصاد آمریکا زمینگیر نشد و شرکتهای نفتی این کشور از افزایش قیمت انرژی سود بردند.
در مقابل، ایران با کاهش تولید، توقف بخش بزرگی از صادرات نفت، افزایش فشار دریایی و گسترش ائتلافهای منطقهای و بینالمللی روبهرو شده است. چین و دیگر قدرتهای اقتصادی نیز با کاهش تقاضا و استفاده از ذخایر راهبردی، اثر اختلال در عرضه نفت را محدود کردهاند.
برآیند این تحولات نشان میدهد ادامه این سیاست، بیش از آنکه طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد، هزینههای اقتصادی و سیاسی ایران را افزایش داده و منافع تولیدکنندگان رقیب را تقویت کرده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا زمان بازنگری در راهبردی که بخشی از فشار تحریم نفتی علیه ایران را از داخل تکمیل کرده، فرا نرسیده است؟