به گزارش
میزنفت، کیسینجر پس از جهش قیمت نفت و تحریم صادرات به آمریکا، در مرکز تصمیمگیری انرژی واشنگتن قرار گرفت. مسئله اصلی او فقط بازگرداندن بشکههای نفت به بازار نبود. وزیر خارجه آمریکا نگران انتقال قدرت از
کشورهای صنعتی به دولتهایی بود که تولید، قیمت و مسیر صادرات نفت را کنترل میکردند. پاسخ او نیز به یک مذاکره با عربستان یا یک توافق موقت محدود نشد؛ کیسینجر کوشید ساختار تازهای در برابر اوپک ایجاد کند، کشورهای مصرفکننده را به یکدیگر متصل سازد و روابط آمریکا با تولیدکنندگان بزرگ را بر اساس ترکیبی از امنیت و نفت بازطراحی کند.
نفت وارد اتاق کیسینجر شد
تا پیش از بحران، بخش بزرگی از مناسبات نفتی آمریکا را شرکتهای بزرگ بینالمللی اداره میکردند. دولت از
امنیت مسیرهای انتقال و ثبات حکومتهای همپیمان محافظت میکرد، اما قیمتگذاری و خرید نفت بیشتر در اختیار شرکتها بود. افزایش قدرت کشورهای تولیدکننده این معادله را تغییر داد.
اسناد مذاکرات دولت آمریکا نشان میدهد کیسینجر حتی پیش از تحریم نفتی، احتمال استفاده عربستان از نفت برای اهداف سیاسی را جدی گرفته بود. او در اوت ۱۹۷۳ با جان لاو، رئیس دفتر سیاست انرژی کاخ سفید، درباره هشدارهای ریاض و امکان پیوندخوردن نفت با مناقشه اعراب و اسرائیل گفتوگو کرد. بحران برای او کاملاً غیرمنتظره نبود، اما ابعاد آن فراتر از آمادگی واشنگتن بود. اسناد وزارت خارجه آمریکا
کیسینجر پس از آغاز تحریم به این جمعبندی رسید که برنامههای افزایش تولید داخلی و توسعه منابع جایگزین، اثر فوری ندارند. آمریکا میتوانست نیروگاه بسازد، مصرف انرژی را کاهش دهد و میدانهای تازه را توسعه دهد، اما این طرحها برای اجرا به چند سال زمان نیاز داشتند.
در کوتاهمدت، قدرت در اختیار کشورهایی قرار گرفته بود که میتوانستند با کاهش چند میلیون بشکهای عرضه، قیمتها و اقتصاد غرب را تحت فشار بگذارند.بنابراین نخستین میدان عملیات کیسینجر نه چاههای نفت، بلکه پایتختهای سیاسی بود.
شکستن رقابت میان خریداران
اروپا و ژاپن در برابر کاهش عرضه، بهدنبال قراردادهای مستقیم با کشورهای عربی رفتند. هر دولت میکوشید با فاصلهگرفتن از سیاست آمریکا، نفت موردنیاز خود را تضمین کند. فرانسه بر گفتوگوی مستقل با تولیدکنندگان تأکید داشت و ژاپن نیز بهدلیل وابستگی شدید به واردات، حاضر نبود هزینه رویارویی واشنگتن با اعراب را بپردازد.
از نگاه کیسینجر، این رقابت بزرگترین هدیه به
تولیدکنندگان نفت بود. اگر آمریکا، اروپا و ژاپن جداگانه وارد مذاکره میشدند، صادرکنندگان میتوانستند میان آنها رقابت ایجاد کنند، امتیاز سیاسی بگیرند و نفت را با قیمت بالاتری بفروشند.
او در جلسهای داخلی در ژانویه ۱۹۷۴ هشدار داد کشورهای شرکتکننده نمیتوانند از یک طرف آمریکا را به سازوکار چندجانبه متعهد کنند و از طرف دیگر، خودشان قراردادهای دوجانبه ببندند. پیام او روشن بود: یا خریداران بزرگ با یکدیگر همکاری میکنند یا آمریکا نیز بهتنهایی وارد رقابتی خواهد شد که برای همه زیانبار است. صورتجلسه وزارت خارجه آمریکا
کیسینجر مسئله را از کمبود نفت فراتر برد. بهزعم او، تحریم نشان داده بود کشورهای مصرفکننده فاقد سازوکار مشترک برای مقابله با قطع عرضهاند. او تصمیم گرفت در برابر سازمان کشورهای صادرکننده نفت، یک جبهه هماهنگ از واردکنندگان ایجاد کند.
طرح کیسینجر برای مقابله با اوپک
در فوریه ۱۹۷۴، وزرا و مقامهای بلندپایه کشورهای بزرگ صنعتی به واشنگتن دعوت شدند. هدف ظاهری، همکاری جهانی برای حل بحران انرژی بود؛ اما پشت این ادبیات دیپلماتیک، طرحی برای متوقفکردن رقابت میان مصرفکنندگان قرار داشت.
کیسینجر در افتتاحیه کنفرانس هشدار داد شکست همکاری میتواند جهان را وارد چرخه رقابت، خودکفایی اجباری، خصومت و رکودی مشابه دهه ۱۹۳۰ کند. او میخواست کشورهای واردکننده درباره ذخایر اضطراری، کاهش مصرف، توسعه منابع جایگزین، تبادل اطلاعات و تقسیم نفت موجود در دوره بحران توافق کنند. متن سخنرانی کیسینجر
فرانسه با ایجاد یک بلوک تحت رهبری آمریکا مخالفت کرد. پاریس نگران بود تشکیل جبهه مصرفکنندگان، تقابل مستقیم با کشورهای عربی را تشدید کند. کیسینجر اما عقبنشینی نکرد. از نظر او، مذاکره با صادرکنندگان زمانی نتیجه میداد که خریداران ابتدا انسجام خود را بازیابند.
کنفرانس واشنگتن از ۱۱ تا ۱۳ فوریه برگزار شد. نمایندگان آمریکا، کانادا، ژاپن و شماری از کشورهای اروپایی در آن حضور داشتند. مذاکرات پس از پایان نشست ادامه یافت و در نوامبر ۱۹۷۴ به ایجاد آژانس بینالمللی انرژی انجامید. ۱۶ کشور عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، برنامه بینالمللی انرژی را امضا کردند و هسته اولیه این نهاد را تشکیل دادند. تاریخچه آژانس بینالمللی انرژی
کیسینجر با این اقدام قیمت نفت را کاهش نداد و اوپک را نیز از میان نبرد، اما یک ضعف راهبردی غرب را برطرف کرد. از آن پس، قطع عرضه قرار نبود هر کشور واردکننده را بهتنهایی پای میز تولیدکنندگان بفرستد.
ساختن اوپکِ مصرفکنندگان
آژانس بینالمللی انرژی در عمل پاسخی سازمانی به قدرت اوپک بود. اعضا متعهد شدند ذخایر اضطراری ایجاد کنند، اطلاعات بازار را به اشتراک بگذارند، برای کاهش مصرف برنامه داشته باشند و هنگام اختلال شدید، واکنش جمعی نشان دهند.
منطق این سازوکار ساده بود. اگر یک کشور هدف تحریم قرار میگرفت و دیگر اعضا بخشی از نفت خود را در اختیار آن میگذاشتند، صادرکننده دیگر نمیتوانست با حذف یک مشتری، اتحاد سیاسی غرب را بشکند. ذخایر راهبردی نیز برای همیشه جای نفت تولیدکنندگان را نمیگرفت، اما فرصت تصمیمگیری میخرید و اثر شوک اولیه را کاهش میداد.
این همان میراث ماندگار کیسینجر در بازار نفت بود. او قدرت یک بشکه را با بشکهای دیگر پاسخ نداد؛ در برابر قدرت تولید، ظرفیت هماهنگی ساخت.
البته نباید تأسیس آژانس را حاصل تصمیم یکنفر دانست. کارشناسان انرژی، وزارت خزانهداری، دولتهای اروپایی، ژاپن و ساختار سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در ایجاد آن نقش داشتند. ابتکار سیاسی و فشار دیپلماتیک کیسینجر اما عامل اصلی قرارگرفتن این پروژه در بالاترین سطح سیاست خارجی آمریکا بود.
بازی همزمان با عربستان و شاه
کیسینجر در سمت تولیدکنندگان نیز راهبرد واحدی نداشت. عربستان و ایران هر دو متحد آمریکا بودند، اما منافع نفتی مشابهی نداشتند. ریاض از ذخایر گستردهتر و ظرفیت بالاتر تولید برخوردار بود و میتوانست در ازای تضمینهای امنیتی، برای تعدیل بازار همکاری کند. ایران برای تأمین هزینه برنامههای توسعهای و خریدهای نظامی، به درآمد بیشتر نیاز داشت و از قیمتهای بالاتر دفاع میکرد.
شاه در افزایش قیمت نفت نقش فعالی داشت. اسناد آمریکایی نشان میدهد در واشنگتن این تصور وجود داشت که قیمت جدید نفت خلیج فارس با فشار ایران و برخلاف تمایل اولیه عربستان تثبیت شده است. ارزیابی دولت آمریکا
برخی مقامهای اقتصادی آمریکا خواستار اعمال فشار شدید بر شاه بودند. ویلیام سایمون، وزیر خزانهداری، معتقد بود واشنگتن باید ایران را برای کاهش قیمت تحت فشار بگذارد. کیسینجر با این سیاست مخالفت کرد. او در نوامبر ۱۹۷۴ در گفتوگو با جرالد فورد استدلال کرد شکستن شاه برای کاهش قیمت نفت اقدامی غیرعاقلانه است، زیرا ایران یکی از مهمترین متحدان راهبردی آمریکا محسوب میشود. او همچنین به ادعای سعودیها که کاهش قیمت را به همراهی ایران مشروط میکردند، بدبین بود. کتابخانه ریاستجمهوری جرالد فورد
کیسینجر حاضر نبود برای چند دلار کاهش قیمت، ستون امنیتی آمریکا در خلیج فارس را تضعیف کند. در محاسبات او، بهای نفت مهم بود، اما حفظ نظم منطقهای اهمیت بیشتری داشت. همین رویکرد نشان میدهد سیاست نفتی او فقط اقتصادی نبود. فروش تسلیحات، مقابله با نفوذ شوروی، امنیت اسرائیل، ثبات حکومتهای همپیمان و جریان نفت، اجزای یک معامله بزرگتر بودند.
تهدیدی که سایه انداخت
یکی از جنجالیترین بخشهای کارنامه نفتی کیسینجر، مطرحشدن احتمال استفاده از نیروی نظامی بود. او در گفتوگویی که اوایل سال ۱۹۷۵ منتشر شد، اعلام کرد آمریکا تنها در شرایط بسیار وخیم و در صورت خفهشدن واقعی جهان صنعتی ممکن است مداخله نظامی را بررسی کند.
این سخنان بهسرعت به تهدید تصرف میدانهای نفتی تعبیر شد. سفیر آمریکا در عربستان هشدار داد چنین ادبیاتی میتواند روابط با ریاض را تخریب و احساس ناامنی را در کشورهای منطقه تقویت کند. کیسینجر بعداً تأکید کرد منظورش عملیات نظامی صرفاً برای پایینآوردن قیمت نفت نبوده است. گزارش سفیر آمریکا در عربستان
شواهد موجود نشان نمیدهد کیسینجر برنامهای فوری برای اشغال تأسیسات نفتی صادر کرده باشد. بااینحال، طرح علنی گزینه نظامی یک پیام سیاسی داشت: واشنگتن امنیت دسترسی به انرژی را بخشی از امنیت ملی خود میدانست و حاضر نبود هر سطحی از فشار را بدون پاسخ بپذیرد.
این تهدید بیش از آنکه ابزار قیمتگذاری باشد، بخشی از دیپلماسی بازدارندگی بود؛ همان شیوهای که کیسینجر در پروندههای دیگر نیز به کار میگرفت. طرف مقابل باید باور میکرد در صورت عبور از مرزی نامشخص، آمریکا ممکن است گزینهای پرهزینه را انتخاب کند.
آیا کیسینجر بازار نفت را کنترل کرد؟
کیسینجر نتوانست قیمتها را به سطح پیش از بحران بازگرداند. اوپک باقی ماند، مالکیت منابع نفتی بیشتر در اختیار دولتهای تولیدکننده قرار گرفت و درآمد کشورهای صادرکننده بهشدت افزایش یافت. شاه نیز برخلاف خواست برخی مقامهای آمریکایی، از دفاع از قیمتهای بالا دست نکشید.
بنابراین، معرفی کیسینجر بهعنوان مردی که قیمت نفت را تعیین میکرد، با واقعیت سازگار نیست. اثرگذاری اصلی او جای دیگری بود. او نفت را از یک پرونده تجاری به بخش دائمی سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا تبدیل کرد. کشورهای مصرفکننده را متقاعد ساخت که رقابت جداگانه، آنها را در برابر تولیدکنندگان ضعیف میکند. از دل این راهبرد نیز نهادی پدید آمد که هنوز مهمترین سازوکار واکنش هماهنگ واردکنندگان بزرگ به اختلال عرضه است.
هنری کیسینجر قدرت نفت را از اوپک پس نگرفت؛ چنین کاری در توان هیچ وزیر خارجهای نبود. او کاری پیچیدهتر انجام داد: برای قدرت تولیدکنندگان، محدودیت ساخت. ذخایر اضطراری، تقسیم نفت، کاهش هماهنگ تقاضا و اتحاد واردکنندگان، استفاده دوباره از تحریم نفتی را دشوارتر و کماثرتر کرد.
میراث نفتی کیسینجر را نباید در نمودار قیمت یک سال جستوجو کرد. اثر او در معماری امنیت انرژی جهان باقی مانده است؛ معماریای که قرار بود اجازه ندهد بستهشدن چند شیر نفت، کشورهای صنعتی را دوباره جداگانه و هراسان به پایتخت تولیدکنندگان بکشاند.