۰
ژو یونگ‌کانگ و پرونده ۱۴.۵ میلیارد دلاری

بزرگترین امپراطوری فساد نفتی چین

میز نفت - بزرگ‌ترین پرونده فساد صنعت نفت چین، ساختار قدرت در شرکت ملی نفت چین (CNPC) را به لرزه درآورد. تحقیقات ضدفساد از چند مدیر ارشد آغاز شد، اما به‌تدریج به ژو یونگ‌کانگ، یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی پکن، رسید و شبکه‌ای چندمیلیارددلاری از رشوه، رانت، قراردادهای رانتی و نفوذ سیاسی را در قلب بزرگ‌ترین امپراتوری نفتی چین آشکار کرد.
ژو یونگ‌کانگ | میز نفت
ژو یونگ‌کانگ | میز نفت
به گزارش میزنفت، تابستان ۲۰۱۳ کمتر کسی تصور می‌کرد بازداشت چند مدیر نفتی، به بزرگ‌ترین پرونده فساد سیاسی تاریخ معاصر چین تبدیل شود. مأموران کمیسیون مرکزی بازرسی انضباطی ابتدا وارد ساختمان‌های شرکت ملی نفت چین (CNPC) شدند و مدیرانی را بازداشت کردند که سال‌ها از نفوذ و مصونیت برخوردار بودند. اما هرچه تحقیقات جلوتر رفت، مشخص شد هدف اصلی، چند مدیر متخلف نیست؛ بازپرس‌ها در حال دنبال کردن شبکه‌ای بودند که از میدان‌های نفتی چین آغاز می‌شد و تا عالی‌ترین سطوح قدرت در پکن امتداد داشت.

ابعاد پرونده از همان ابتدا بی‌سابقه بود؛ دادگاه بعدها دریافت بیش از ۲۰.۸ میلیون دلار رشوه (۱۲۹.۷ میلیون یوان) توسط ژو یونگ‌کانگ و خانواده‌اش را اثبات کرد. رئیس پیشین CNPC به ۱۶ سال زندان محکوم شد، پسر ژو ۱۸ سال زندان گرفت و صدها مدیر، تاجر و مقام دولتی تحت تحقیق قرار گرفتند. با این حال، بسیاری از ناظران معتقد بودند اهمیت این پرونده نه در رقم رشوه، بلکه در ساختاری بود که طی سه دهه در قلب صنعت نفت چین شکل گرفته بود.
 

از میدان‌های نفتی تا مرکز قدرت پکن


ژو یونگ‌کانگ پیش از آنکه یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی چین شود، یک مدیر نفتی بود.

او فعالیت حرفه‌ای خود را به‌عنوان زمین‌شناس آغاز کرد و سال‌ها در میدان‌های نفت و گاز چین کار کرد. رشد سریع در ساختار شرکت ملی نفت چین، او را به ریاست CNPC رساند؛ شرکتی که نه‌تنها بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و گاز چین محسوب می‌شود، بلکه مالک پتروچاینا و مجری میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه است.

در آن دوران، مدیریت CNPC فقط اداره یک شرکت انرژی نبود؛ کنترل یکی از بزرگ‌ترین منابع ثروت کشور به شمار می‌رفت. صدها قرارداد توسعه میدان‌های نفتی، پروژه‌های خط لوله، پالایشگاه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی از مسیر این شرکت عبور می‌کرد و همین موضوع، CNPC را به یکی از مهم‌ترین مراکز قدرت اقتصادی چین تبدیل کرده بود.

ژو هنگام خروج از صنعت نفت، فقط سمت مدیریتی خود را ترک نکرد؛ او شبکه‌ای از مدیران وفادار را نیز در این شرکت باقی گذاشت. بسیاری از این افراد بعدها مدیرعامل شرکت‌های بزرگ انرژی، رؤسای پروژه‌های میلیارددلاری و حتی مقام‌های دولتی شدند.

به تدریج، آنچه در ظاهر یک حلقه مدیریتی بود، به شبکه‌ای برای توزیع قدرت و فرصت‌های اقتصادی تبدیل شد؛ گروهی که رسانه‌ها و محافل سیاسی پکن بعدها آن را با عنوان «باند نفتی» معرفی کردند.
 

«باند نفتی» چگونه شکل گرفت؟


ویژگی اصلی این شبکه، اعتماد شخصی بود.مدیرانی که سال‌ها کنار ژو کار کرده بودند، پس از انتقال او به عرصه سیاست نیز همچنان در جایگاه‌های کلیدی باقی ماندند. هر انتصاب تازه، حلقه نفوذ او را گسترده‌تر می‌کرد.

به این ترتیب، تصمیم‌هایی که ظاهراً در شرکت‌های نفتی گرفته می‌شد، به مرور بر ساختار دولت نیز اثر گذاشت. ارتقای مدیران، انتخاب پیمانکاران، واگذاری
یکی از مهم‌ترین معاملات مورد بررسی، خرید میدان لیماو در اندونزی بود.CNPC برای ورود به این پروژه هزینه قابل‌توجهی پرداخت، اما پس از آغاز بهره‌برداری مشخص شد میزان ذخایر و تولید میدان، فاصله زیادی با برآوردهای اولیه دارد.
پروژه‌ها و حتی برخی تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، بیش از آنکه بر پایه رقابت باشد، درون همین شبکه محدود انجام می‌شد.

مهم‌ترین چهره این حلقه، جیانگ جیه‌مین بود؛ مدیری که پس از ریاست پتروچاینا، سکان CNPC را در دست گرفت و در سال ۲۰۱۳ به ریاست کمیسیون نظارت بر دارایی‌های دولتی چین (SASAC) رسید؛ نهادی که کنترل صدها شرکت دولتی و هزاران میلیارد دلار دارایی را برعهده دارد.

این انتصاب نشان می‌داد نفوذ «باند نفتی» دیگر به صنعت انرژی محدود نیست و به بخش بزرگی از اقتصاد دولتی چین نیز سرایت کرده است.
 

قراردادهایی که روی کاغذ قانونی بودند


بازپرس‌ها خیلی زود متوجه شدند روش فعالیت این شبکه، با تصور رایج از فساد تفاوت دارد.کمتر خبری از پرداخت مستقیم رشوه یا جابه‌جایی چمدان‌های پول بود. در عوض، قراردادها به شکلی طراحی می‌شدند که انتقال منافع، در قالب معاملات کاملاً قانونی انجام شود.

الگوی کار معمولاً یکسان بود؛ یک دارایی کم‌ارزش یا میدان نفتی با چشم‌انداز ضعیف، ابتدا توسط یک شرکت خصوصی خریداری می‌شد. سپس همان دارایی با قیمتی بسیار بالاتر به یکی از شرکت‌های دولتی زیرمجموعه CNPC فروخته می‌شد.

در ظاهر، همه چیز یک سرمایه‌گذاری ناموفق به نظر می‌رسید؛ اما اختلاف قیمت خرید و فروش می‌توانست میلیون‌ها دلار سود برای واسطه‌ها و افراد صاحب نفوذ ایجاد کند؛ سودی که در صورت‌های مالی شرکت دولتی به‌عنوان «زیان سرمایه‌گذاری» ثبت می‌شد.
 

 آغاز شکاف در امپراتوری نفتی


یکی از مهم‌ترین معاملات مورد بررسی، خرید میدان لیماو در اندونزی بود.CNPC برای ورود به این پروژه هزینه قابل‌توجهی پرداخت، اما پس از آغاز بهره‌برداری مشخص شد میزان ذخایر و تولید میدان، فاصله زیادی با برآوردهای اولیه دارد.

تحقیقات داخلی شرکت به دو معامله دیگر در اندونزی نیز رسید؛ معاملاتی که مجموع ارزش آن‌ها حدود ۳۵۰ میلیون دلار برآورد می‌شد. مدیرانی که اسناد فنی و مالی پروژه‌ها را بررسی کرده بودند، ارزش واقعی این دارایی‌ها را بسیار کمتر از مبلغ پرداختی می‌دانستند. همین اختلاف، توجه بازپرس‌ها را جلب کرد.

سؤال اصلی دیگر این نبود که چرا یک سرمایه‌گذاری شکست خورده است؛ بلکه این بود که چه افرادی میان فروشنده خصوصی و خریدار دولتی قرار گرفته‌اند و اختلاف قیمت دقیقاً به جیب چه کسانی رفته است.

البته همه این ادعاها وارد رأی نهایی دادگاه نشد. بخشی از اطلاعات بر پایه تحقیقات داخلی شرکت و منابع مطلع منتشر شد و امکان اثبات همه آن‌ها در دادگاه وجود نداشت. با این حال، همین پرونده تصویری روشن از سازوکار شبکه ژو ارائه داد؛ ساختاری که در آن، زیان برای شرکت دولتی باقی می‌ماند و سود میان حلقه‌ای محدود از واسطه‌ها و مدیران توزیع می‌شد.
 

اولین ترک‌ها در دیوار CNPC


تحقیقات از مدیران رده دوم آغاز شد؛ همان افرادی که تصور می‌کردند فاصله زیادی با کانون قدرت دارند.وانگ یونگ‌چون، معاون شرکت ملی نفت چین، نخستین مدیر بلندپایه‌ای بود که تحت بازجویی قرار گرفت. اندکی بعد، لی هوالین، معاون دیگر CNPC و منشی سابق ژو یونگ‌کانگ، از سمت خود کنار رفت.

چند مدیر ارشد پتروچاینا نیز یکی پس از دیگری ناپدید شدند و در مقطعی، پنج نفر از ۹ عضو هیئت‌مدیره CNPC هم‌زمان تحت تحقیق قرار گرفتند؛ اتفاقی که برای یکی از مهم‌ترین شرکت‌های دولتی چین بی‌سابقه بود.با این حال، این بازداشت‌ها هدف نهایی نبودند.

بازپرس‌ها به دنبال یافتن منشأ انتصاب‌ها بودند؛
چند مدیر ارشد پتروچاینا نیز یکی پس از دیگری ناپدید شدند و در مقطعی، پنج نفر از ۹ عضو هیئت‌مدیره CNPC هم‌زمان تحت تحقیق قرار گرفتند؛ اتفاقی که برای یکی از مهم‌ترین شرکت‌های دولتی چین بی‌سابقه بود.با این حال، این بازداشت‌ها هدف نهایی نبودند.
اینکه چه کسی این مدیران را به قدرت رسانده و چه ساختاری امکان شکل‌گیری چنین شبکه‌ای را فراهم کرده است.همه مسیرها به یک نام ختم می‌شد؛ ژو یونگ‌کانگ.
 

سقوط دومینو؛ از CNPC تا قلب حکومت چین


بازداشت معاونان و مدیران میانی، تنها آغاز ماجرا بود. هر اعتراف، نام تازه‌ای را وارد پرونده می‌کرد و هر نام، بازپرس‌ها را یک گام به حلقه اصلی قدرت نزدیک‌تر می‌ساخت. خیلی زود مشخص شد آنچه در CNPC جریان داشته، صرفاً تخلف چند مدیر نبوده، بلکه شبکه‌ای سازمان‌یافته از انتصاب‌ها، قراردادها و روابط اقتصادی طی دو دهه شکل گرفته است.

در این مرحله، نگاه‌ها به مهم‌ترین مهره «باند نفتی» معطوف شد؛ جیانگ جیه‌مین، مدیری که سال‌ها از نزدیک‌ترین افراد به ژو یونگ‌کانگ محسوب می‌شد و بسیاری او را وارث نفوذ ژو در صنعت نفت چین می‌دانستند.
 

سقوط رئیس CNPC؛ پیام روشن پکن


جیانگ جیه‌مین یکی از موفق‌ترین مدیران صنعت نفت چین به شمار می‌رفت. او پس از مدیریت پتروچاینا، ریاست شرکت ملی نفت چین (CNPC) را بر عهده گرفت و در سال ۲۰۱۳، تنها چند ماه پیش از آغاز بازداشت‌ها، به ریاست کمیسیون نظارت بر دارایی‌های دولتی چین (SASAC) منصوب شد؛ نهادی که بر بزرگ‌ترین شرکت‌های دولتی این کشور نظارت می‌کند.

انتصاب او نشان می‌داد شبکه ژو یونگ‌کانگ نه‌تنها در صنعت نفت باقی مانده، بلکه به قلب اقتصاد دولتی چین نیز نفوذ کرده است.
 

اما این موقعیت دوام چندانی نداشت.


در شهریور ۲۰۱۳، جیانگ جیه‌مین بازداشت شد؛ خبری که برای نخستین بار نشان داد تحقیقات دیگر به مدیران رده دوم محدود نیست و بالاترین سطوح مدیریت شرکت‌های دولتی نیز در تیررس قرار گرفته‌اند.

دادگاه بعداً اعلام کرد او بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۳، در ازای واگذاری پروژه‌ها، انتصاب مدیران و اعطای امتیازهای اقتصادی، حدود ۲.۲ میلیون دلار رشوه (۱۴ میلیون یوان) دریافت کرده است.

علاوه بر این، او نتوانست منشأ حدود ۲.۳ میلیون دلار دارایی (۱۴.۸ میلیون یوان) متعلق به خانواده‌اش را توضیح دهد.سرانجام دادگاه، جیانگ را به ۱۶ سال زندان محکوم کرد.

اهمیت این حکم فقط در محکومیت رئیس سابق CNPC نبود؛ بلکه نشان می‌داد بازپرس‌ها دیگر به دنبال کشف تخلف‌های موردی نیستند و مسیر پول، انتصاب‌ها و قراردادها را تا رأس هرم قدرت دنبال می‌کنند.
 

وقتی پای خانواده به میان آمد


در بسیاری از پرونده‌های بزرگ فساد، اعضای خانواده متهمان نقشی تعیین‌کننده در انتقال منافع دارند و پرونده ژو یونگ‌کانگ نیز از این قاعده مستثنی نبود.در مرکز این بخش از پرونده، نام ژو بین، پسر ژو یونگ‌کانگ، قرار داشت.

ژو بین به‌ظاهر یک سرمایه‌گذار خصوصی در حوزه انرژی بود، اما بسیاری از شرکای تجاری او سابقه فعالیت در CNPC یا ارتباط نزدیک با مدیران این شرکت را داشتند.

بازپرس‌ها معتقد بودند بسیاری از فرصت‌های اقتصادی که در اختیار شرکت‌های وابسته به ژو بین قرار گرفته، بدون نفوذ سیاسی پدرش امکان‌پذیر نبود.پرونده نشان می‌داد هر بار پروژه‌ای بزرگ در حوزه نفت، گاز یا سرمایه‌گذاری مطرح می‌شد، شرکت‌هایی به میدان می‌آمدند که یا مستقیماً به خانواده ژو ارتباط داشتند یا از مدیران نزدیک به «باند نفتی» سود می‌بردند.
 

۳۴ میلیون دلار رشوه برای پسر ژو


پس از چند سال تحقیق، دادگاه چین در سال ۲۰۱۶ ژو بین را به دریافت حدود ۳۴ میلیون دلار رشوه (۲۲۲ میلیون یوان) و تجارت غیرقانونی کالاهای تحت کنترل دولت محکوم کرد.او به ۱۸ سال زندان محکوم شد و دادگاه دستور داد حدود
ژو در سال‌های حضور در رأس دستگاه امنیتی، بر پلیس، دادستانی، دادگاه‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی داخلی نفوذ گسترده‌ای داشت. همین جایگاه باعث شده بود بسیاری تصور کنند او، حتی پس از بازنشستگی، از هرگونه پیگرد قضایی مصون خواهد بود.
۵۴ میلیون دلار (۳۵۰ میلیون یوان) از منافع غیرقانونی به دست آمده نیز به نفع دولت ضبط شود.

همسر ژو یونگ‌کانگ نیز از این پرونده در امان نماند و حکم ۹ سال زندان دریافت کرد. به این ترتیب، تحقیقات از سطح مدیران نفتی فراتر رفت و تقریباً تمام اعضای خانواده ژو را دربر گرفت؛ موضوعی که نشان می‌داد بازپرس‌ها دیگر قصد ندارند میان قدرت سیاسی و منافع اقتصادی مرزی قائل شوند.
 

عددی که همه را شوکه کرد؛ ۱۴.۵ میلیارد دلار


در اوج تحقیقات، خبری از سوی رویترز منتشر شد که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت.بر اساس این گزارش، مقام‌های چینی حدود ۱۴.۵ میلیارد دلار دارایی (۹۰ میلیارد یوان) متعلق به بستگان، شرکا و افراد نزدیک به ژو یونگ‌کانگ را توقیف کرده‌اند.

بزرگترین امپراطوری فساد نفتی چین - میز نفت

این دارایی‌ها تنها پول نقد نبود؛ مجموعه‌ای از حساب‌های بانکی، سهام شرکت‌ها، اوراق قرضه، املاک، خودروهای لوکس، سرمایه‌گذاری‌های مالی و سایر دارایی‌های مرتبط با شبکه ژو را شامل می‌شد.

هم‌زمان، بیش از ۳۰۰ نفر بازداشت، احضار یا مورد بازجویی قرار گرفتند؛ گستره‌ای که این پرونده را به یکی از بزرگ‌ترین عملیات‌های ضدفساد تاریخ جمهوری خلق چین تبدیل کرد.
 

تفاوت مهمی که بسیاری نادیده گرفتند


پس از انتشار گزارش رویترز، در رسانه‌های مختلف این تصور شکل گرفت که ژو یونگ‌کانگ ۱۴.۵ میلیارد دلار رشوه دریافت کرده است؛ برداشتی که با اسناد قضایی مطابقت نداشت.

دادگاه چین در رأی نهایی خود اعلام کرد مبلغ رشوه اثبات‌شده برای ژو و خانواده‌اش حدود ۲۰.۸ میلیون دلار (۱۲۹.۷ میلیون یوان) بوده است.

در مقابل، ۱۴.۵ میلیارد دلار ارزش تقریبی دارایی‌هایی بود که از شبکه گسترده بستگان، شرکا و افراد وابسته به او توقیف شد؛ دارایی‌هایی که همه آن‌ها الزاماً در دادگاه به‌عنوان رشوه یا درآمد نامشروع اثبات نشدند.

این تفاوت، مرز میان یک گزارش تحقیقی رسانه‌ای و رأی قطعی دادگاه را نشان می‌دهد؛ موضوعی که در بسیاری از روایت‌های این پرونده نادیده گرفته شده است.
 

دو عددی که نباید با هم اشتباه گرفت


۲۰.۸ میلیون دلار (۱۲۹.۷ میلیون یوان): مبلغ رشوه‌ای که دادگاه برای ژو یونگ‌کانگ و خانواده‌اش اثبات کرد.۱۴.۵ میلیارد دلار (۹۰ میلیارد یوان): ارزش تقریبی دارایی‌های توقیف‌شده از شبکه بستگان، شرکا و افراد وابسته به ژو.
 

تحقیقات از صنعت نفت عبور کرد


تا این مرحله، پرونده دیگر یک پرونده اقتصادی نبود.بازپرس‌ها با بررسی ارتباط مدیران نفتی، به استان سیچوان رسیدند؛ جایی که ژو یونگ‌کانگ سال‌ها دبیر حزب کمونیست بود. از آنجا، تحقیقات وارد وزارت امنیت عمومی و سپس کمیته امور سیاسی و حقوقی چین شد؛ نهادی که بر پلیس، دادستانی، دادگاه‌ها و دستگاه امنیت داخلی نظارت دارد.

هرچه دامنه تحقیقات گسترده‌تر می‌شد، تصویر روشن‌تری از ساختار قدرت ژو شکل می‌گرفت.

او تنها یک مدیر نفتی سابق یا یک مقام امنیتی نبود؛ بلکه طی سه دهه، شبکه‌ای از مدیران، سیاستمداران و فعالان اقتصادی را ایجاد کرده بود که از میدان‌های نفتی غرب چین تا حساس‌ترین نهادهای امنیتی کشور امتداد داشت.

در چنین شرایطی، دیگر سؤال اصلی این نبود که ژو چه میزان رشوه گرفته است؛ بلکه این پرسش مطرح بود که چگونه یک شبکه اقتصادی توانسته تا این اندازه در ساختار سیاسی و امنیتی چین نفوذ کند.
 

تحقیقات به بلندترین طبقه قدرت رسید


تا اواسط سال ۲۰۱۴، تقریباً همه نشانه‌ها به یک نفر ختم می‌شد؛ ژو یونگ‌کانگ. مردی که مسیر حرفه‌ای خود را از میدان‌های
در ژوئن ۲۰۱۵، دادگاه رأی نهایی خود را صادر کرد.ژو یونگ‌کانگ به اتهام دریافت بیش از ۲۰.۸ میلیون دلار رشوه (۱۲۹.۷ میلیون یوان) به حبس ابد محکوم شد.دادگاه همچنین برای سوءاستفاده از قدرت، هفت سال زندان و برای افشای عمدی اسرار دولتی چهار سال زندان تعیین کرد.
نفتی آغاز کرده بود، پس از ریاست بر CNPC به استانداری سیچوان، وزارت امنیت عمومی و در نهایت به کمیته دائمی دفتر سیاسی حزب کمونیست رسید؛ حلقه‌ای متشکل از معدود افرادی که عالی‌ترین تصمیم‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی چین را اتخاذ می‌کنند.

ژو در سال‌های حضور در رأس دستگاه امنیتی، بر پلیس، دادستانی، دادگاه‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی داخلی نفوذ گسترده‌ای داشت. همین جایگاه باعث شده بود بسیاری تصور کنند او، حتی پس از بازنشستگی، از هرگونه پیگرد قضایی مصون خواهد بود.

اما روند تحقیقات نشان می‌داد مبارزه با فساد شی جین‌پینگ، این بار قصد دارد یکی از قدرتمندترین چهره‌های تاریخ معاصر چین را هدف قرار دهد.
 

 پایان دوران مصونیت


در ژوئیه ۲۰۱۴، حزب کمونیست چین سرانجام سکوت چندماهه خود را شکست و اعلام کرد ژو یونگ‌کانگ به اتهام «نقض جدی انضباط حزبی» تحت تحقیقات رسمی قرار گرفته است؛ عبارتی که در ادبیات سیاسی چین معمولاً به پرونده‌های بزرگ فساد اشاره دارد.

چند ماه بعد، ژو از حزب کمونیست اخراج و بازداشت شد.کیفرخواست او تنها به رشوه‌گیری محدود نبود. دادستانی چین اعلام کرد ژو از موقعیت سیاسی خود برای تأمین منافع اقتصادی اعضای خانواده و نزدیکانش استفاده کرده، در انتصاب مدیران و واگذاری پروژه‌ها دخالت داشته و در برخی موارد نیز اسرار مهم دولتی را افشا کرده است.

به این ترتیب، پرونده‌ای که با بازداشت چند مدیر نفتی آغاز شده بود، اکنون یکی از بانفوذترین مقام‌های جمهوری خلق چین را در برابر دستگاه قضایی قرار داده بود.
 

محاکمه‌ای پشت درهای بسته


دادگاه ژو یونگ‌کانگ در مه ۲۰۱۵ برگزار شد؛ اما برخلاف بسیاری از پرونده‌های فساد، افکار عمومی اجازه حضور در جلسات را نداشت.

مقام‌های قضایی اعلام کردند بخشی از پرونده به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و اسرار دولتی مربوط می‌شود و به همین دلیل، محاکمه به‌صورت غیرعلنی برگزار خواهد شد.چند هفته بعد، رسانه‌های دولتی تنها چند تصویر از جلسه دادگاه منتشر کردند.

در این تصاویر، ژو یونگ‌کانگ با موهایی کاملاً سفید دیده می‌شد؛ چهره‌ای که تفاوت زیادی با مقام مقتدر سال‌های گذشته داشت؛ زمانی که همواره با موهای رنگ‌شده و ظاهری مقتدر در نشست‌های رسمی حاضر می‌شد.

او در دادگاه بخش عمده اتهام‌ها را پذیرفت و در دفاع از خود گفت افرادی که به خانواده‌اش پول و امتیاز داده‌اند، در واقع به‌دنبال استفاده از قدرت سیاسی او بوده‌اند.
 

حکم حبس ابد برای مرد شماره یک امنیت چین

در ژوئن ۲۰۱۵، دادگاه رأی نهایی خود را صادر کرد.ژو یونگ‌کانگ به اتهام دریافت بیش از ۲۰.۸ میلیون دلار رشوه (۱۲۹.۷ میلیون یوان) به حبس ابد محکوم شد.دادگاه همچنین برای سوءاستفاده از قدرت، هفت سال زندان و برای افشای عمدی اسرار دولتی چهار سال زندان تعیین کرد.


مطابق قوانین چین، این احکام با یکدیگر ادغام شدند و مجازات نهایی همان حبس ابد بود.علاوه بر این، تمامی اموال شخصی ژو ضبط و او برای همیشه از حقوق سیاسی محروم شد.

نکته قابل توجه اینکه ژو یونگ‌کانگ از حق تجدیدنظر استفاده نکرد و حکم دادگاه را پذیرفت.
 

شکستن یکی از بزرگ‌ترین تابوهای سیاست چین


اهمیت این پرونده تنها به محکومیت یک مقام بلندپایه محدود نمی‌شد.تا پیش از پرونده ژو، باور رایجی در محافل سیاسی چین وجود داشت که اعضای سابق کمیته دائمی دفتر سیاسی حزب کمونیست، حتی پس از بازنشستگی، عملاً از پیگرد قضایی مصون هستند.

او نخستین عضو سابق این نهاد بود که از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، به اتهام فساد محاکمه و به حبس
داستان ژو یونگ‌کانگ با یک رشوه یا یک قرارداد مشکوک آغاز نشد.این امپراتوری طی سه دهه و با انتصاب مدیران وفادار، شکل‌گیری شبکه‌های اقتصادی، گسترش نفوذ در شرکت‌های دولتی و ورود اعضای خانواده به تجارت انرژی ساخته شد.
ابد محکوم شد.

این اتفاق، پیام روشنی برای ساختار سیاسی چین داشت؛ مبارزه با فساد دیگر فقط متوجه مدیران شرکت‌های دولتی یا مقام‌های محلی نبود و می‌توانست تا بالاترین سطوح قدرت نیز پیش برود.
 

چرا این پرونده فقط یک پرونده رشوه نبود؟


در سال‌های بعد، پرونده‌های دیگری نیز در چین با ارقام رشوه بزرگ‌تر رسانه‌ای شدند، اما پرونده ژو یونگ‌کانگ همچنان جایگاه ویژه‌ای دارد.در این پرونده، بزرگ‌ترین شرکت نفتی چین به پایگاه شکل‌گیری یک شبکه سیاسی تبدیل شده بود؛ شبکه‌ای که مدیران وفادار را به مناصب دولتی می‌رساند، بر واگذاری پروژه‌ها اثر می‌گذاشت، سرمایه‌گذاری‌های خارجی را هدایت می‌کرد و حتی در نهادهای امنیتی و قضایی نفوذ داشت.

به بیان دیگر، فساد فقط در دریافت پول خلاصه نمی‌شد؛ بلکه سازوکار تصمیم‌گیری، انتصاب مدیران و توزیع قدرت نیز تحت تأثیر این شبکه قرار گرفته بود.

پرونده ژو یونگ‌کانگ نشان داد شرکت‌های بزرگ دولتی، به‌ویژه در صنایع راهبردی مانند نفت و گاز، می‌توانند فراتر از یک بنگاه اقتصادی عمل کنند.

در چین، CNPC تنها یک تولیدکننده نفت نبود؛ این شرکت میلیاردها دلار سرمایه، هزاران مدیر و صدها پروژه داخلی و خارجی را در اختیار داشت. همین ظرفیت، آن را به سکویی برای ساختن ائتلاف‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده بود.

در چنین ساختاری، انتصاب یک مدیر یا واگذاری یک قرارداد صرفاً تصمیمی اقتصادی نبود؛ هر انتصاب می‌توانست حلقه‌ای تازه به زنجیره قدرت اضافه کند و هر قرارداد، منابع مالی لازم برای حفظ این شبکه را فراهم سازد.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران، پرونده ژو را نه صرفاً یک پرونده فساد مالی، بلکه نمونه‌ای از پیوند میان قدرت سیاسی، شرکت‌های دولتی و منافع اقتصادی در اقتصادهای متمرکز می‌دانند.
 

پایان یک امپراتوری؛ آغاز یک پیام


داستان ژو یونگ‌کانگ با یک رشوه یا یک قرارداد مشکوک آغاز نشد.این امپراتوری طی سه دهه و با انتصاب مدیران وفادار، شکل‌گیری شبکه‌های اقتصادی، گسترش نفوذ در شرکت‌های دولتی و ورود اعضای خانواده به تجارت انرژی ساخته شد.

وقتی نخستین مدیران نفتی بازداشت شدند، بسیاری تصور می‌کردند پرونده با چند قربانی در رده‌های میانی بسته خواهد شد؛ اما بازپرس‌ها مسیر قراردادها، انتصاب‌ها و گردش سرمایه را تا بالاترین سطح قدرت دنبال کردند.

در نهایت، همان شبکه‌ای که ژو یونگ‌کانگ را از میدان‌های نفتی به رأس هرم قدرت رسانده بود، به مهم‌ترین سند سقوط او تبدیل شد.

پرونده ژو یونگ‌کانگ، صرفاً روایت سقوط یک سیاستمدار نیست؛ بلکه تصویری از نحوه شکل‌گیری شبکه‌های نفوذ در یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های انرژی جهان است. این پرونده نشان داد فساد در صنعت نفت الزاماً با اختلاس مستقیم یا دریافت پول نقد آغاز نمی‌شود؛ گاهی انتصاب‌های هدفمند، قراردادهای غیرشفاف، شرکت‌های واسطه و پیوند میان قدرت سیاسی و منافع اقتصادی، شبکه‌ای می‌سازد که سال‌ها از دید نهادهای نظارتی پنهان می‌ماند.

برای صنعت نفت جهان نیز این پرونده یک درس مهم داشت؛ هرچه شرکت‌های دولتی بزرگ‌تر و منابع مالی آن‌ها گسترده‌تر باشد، اهمیت شفافیت، نظارت مستقل و پاسخ‌گویی مدیریتی نیز بیشتر می‌شود. تجربه CNPC نشان داد حتی بزرگ‌ترین امپراتوری‌های نفتی نیز اگر سازوکارهای کنترل داخلی تضعیف شوند، می‌توانند به بستری برای شکل‌گیری شبکه‌های پیچیده فساد تبدیل شوند.
شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۳۵
کد مطلب: 49229
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *