به گزارش میزنفت، ظرف چند ساعت پس از انتشار این شایعه، فضای مجازی مملو از روایتهای مختلف درباره آینده بنزین شد. نخستین واکنش مسئولان، تکذیب هرگونه برنامه برای افزایش قیمت بنزین بود. مقامهای دولتی و نمایندگان مجلس تأکید کردند آنچه در دست بررسی قرار دارد، اصلاح شیوه تخصیص سهمیه و نحوه عرضه سوخت است، نه تغییر قیمت بنزین. با این حال، تکذیبهای متعدد نتوانست التهاب ایجادشده را مهار کند.
شایعه افزایش قیمت بنزین چگونه شکل گرفت؟
همزمان با بالا گرفتن شایعات، برخی صفحات نزدیک به جریانهای سیاسی، بخشهایی از سخنان انتخاباتی مسعود پزشکیان را بازنشر کردند؛ سخنانی که او در جریان رقابتهای انتخاباتی گفته بود بدون همراهی مردم نباید قیمت بنزین افزایش پیدا کند. همین بازنشرها باعث شد پرونده بنزین از یک موضوع اقتصادی، به عرصهای برای رقابتهای سیاسی نیز تبدیل شود.
دولت و مجلس چه گفتند؟
در ادامه، دولت بار دیگر ناچار به شفافسازی شد. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرد قیمت بنزین سهمیهای هیچ تغییری نخواهد کرد و هنوز تصمیمی درباره نرخ بنزین آزاد اتخاذ نشده است. او در عین حال تأکید کرد ناترازی سوخت واقعیتی انکارناپذیر است و مدیریت مصرف باید در دستور کار قرار گیرد. به گفته وی، هر تصمیمی در این زمینه پس از نهایی شدن، بهصورت رسمی با مردم در میان گذاشته خواهد شد.
تقریباً همزمان، علی نیکزاد، نایبرئیس مجلس، نیز به نقل از رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد افزایش قیمت بنزین در دستور کار دولت نیست و بررسیها صرفاً بر تغییر نحوه تخصیص سهمیه کارت سوخت متمرکز شده است.
چرا تکذیبها افکار عمومی را قانع نکرد؟
با وجود این توضیحات، ابهامها همچنان باقی ماند. دلیل اصلی، نبود یک روایت واحد از سیاست سوختی دولت بود. هر مقام از زاویهای متفاوت درباره آینده بنزین سخن گفت و همین موضوع باعث شد افکار عمومی همچنان با پرسشهای بیپاسخ روبهرو بماند؛ اینکه اگر قرار است اصلاحی انجام شود، دقیقاً چه بخشی از نظام توزیع سوخت تغییر خواهد کرد، منابع حاصل از آن چگونه هزینه میشود و چه برنامهای برای کاهش فشار بر خانوارها وجود دارد.

در چنین شرایطی، تکذیبهای مکرر بیش از آنکه اعتماد ایجاد کند، به ابزاری برای کنترل مقطعی فضای رسانهای تبدیل شد.
خلأ اطلاعرسانی و میدانداری شبکههای اجتماعی
تجربه آبان ۱۳۹۸ نشان داد سیاستهای مرتبط با بنزین، بدون اقناع افکار عمومی، هزینههای سنگینی به همراه خواهد داشت. با این حال، این بار نیز پیش از شکلگیری شایعات، گفتوگوی روشنی درباره سیاستهای سوختی دولت انجام نشد.
نتیجه آن بود که شبکههای اجتماعی، پیش از رسانههای رسمی، روایت مسلط را شکل دادند و سرعت انتشار گمانهزنیها از اطلاعرسانی رسمی پیشی گرفت.
ناترازی بنزین همچنان پابرجاست
در کنار حواشی رسانهای، یک واقعیت اقتصادی نیز وجود دارد. رشد مصرف بنزین، افزایش هزینه تأمین سوخت، ناترازی میان تولید و مصرف و فاصله قیمت داخلی با بسیاری از کشورهای منطقه، سالهاست به یکی از چالشهای اصلی بخش انرژی تبدیل شده است.

ادامه این روند، هم فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد میکند و هم هزینههای صنعت انرژی را افزایش میدهد. از همین رو، اصلاح سیاستهای سوختی دیر یا زود به یکی از موضوعات اصلی اقتصاد ایران تبدیل خواهد شد.
اصلاح قیمت یا اصلاح ساختار؟
با وجود این، حتی اگر دولت به این جمعبندی برسد که اصلاح قیمت بنزین اجتنابناپذیر است، شرایط کنونی زمان مناسبی برای اجرای چنین تصمیمی به نظر نمیرسد. اقتصاد ایران همچنان با تورم، کاهش قدرت خرید و پیامدهای جنگ روبهروست و هرگونه تغییر در قیمت سوخت میتواند انتظارات تورمی را تشدید کند.
از سوی دیگر، این پرسش همچنان پابرجاست که چرا در بحث اصلاح بنزین، نخستین گزینه معمولاً افزایش هزینه برای مصرفکننده است؟ در حالی که اصلاح ساختار مصرف، نوسازی ناوگان حملونقل، ارتقای کیفیت خودروهای داخلی، توسعه حملونقل عمومی و افزایش بهرهوری انرژی نیز میتواند بخشی از راهحل باشد.
آزمون اعتماد عمومی
جامعه امروز با جامعه سال ۱۳۹۸ تفاوت دارد. مردم طی سالهای اخیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی را تجربه کردهاند. به همین دلیل، نگرانی آنها تنها به قیمت بنزین محدود نمیشود، بلکه اثر آن بر هزینه حملونقل، قیمت کالاها و معیشت خانوارها را نیز در بر میگیرد.
شاید امروز واقعاً برنامهای برای افزایش قیمت بنزین وجود نداشته باشد و شاید این موضوع به آینده موکول شده باشد، اما آنچه طی روزهای اخیر شکل گرفت، تصویری از نبود هماهنگی در اطلاعرسانی بود؛ تصویری که زمینه شکلگیری شایعات و کاهش اعتماد عمومی را فراهم کرد.
پرونده بنزین تنها درباره یک فرآورده نفتی نیست؛ بلکه سنجشی برای میزان اعتماد جامعه به سیاستگذاری اقتصادی است. هر تصمیمی در این حوزه، پیش از آنکه بر تابلوی جایگاههای سوخت اثر بگذارد، بر ذهن افکار عمومی تأثیر میگذارد. اگر روزی اصلاح سیاست بنزین اجتنابناپذیر شود، موفقیت آن بیش از هر چیز به شفافیت، گفتوگوی صادقانه با مردم و ارائه یک روایت واحد از سوی دولت وابسته خواهد بود.
چند عدد از بنزین
براساس آمارهای رسمی، مصرف روزانه بنزین در ایران طی ماههای اخیر بارها از مرز ۱۵۰ میلیون لیتر در روز عبور کرده؛ رقمی که فاصله تولید و مصرف را افزایش داده و دولت را ناچار به استفاده از ذخایر، افزایش واردات یا اعمال محدودیتهای مدیریتی کرده است.
همزمان، تداوم پرداخت یارانه سنگین به بنزین، فشار قابلتوجهی بر منابع عمومی وارد کرده و باعث شده اصلاح سیاستهای سوختی به یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی کشور تبدیل شود.