وحید حاجی پور | در سیاست، همه ابزارهای قدرت قابلیت استفاده مکرر ندارند. برخی اهرمها را میتوان بارها به کار گرفت، اما برخی دیگر تنها یکبار ارزش واقعی خود را نشان میدهند. تنگه هرمز از همین جنس است؛ یک دارایی ژئوپلیتیکی که ارزش آن بیش از آنکه در «استفاده» باشد، در «امکان استفاده» نهفته است.
در جنگ اخیر، تهران در ابتدا بدون آنکه رسماً مسئولیت بستن تنگه هرمز را بر عهده بگیرد، این پیام را به جهان مخابره کرد که امنیت انرژی جهان بدون در نظر گرفتن منافع ایران تضمینشده نیست. همین پیام نیز اثر خود را گذاشت. این همان «مصرف ژئوپلیتیکی» تنگه هرمز بود؛ اتفاقی که به استفاده هدفمند، محدود و حسابشده از یک اهرم راهبردی برای کسب امتیاز سیاسی اشاره دارد، نه تبدیل آن به یک مطالبه دائمی.
اکنون ولی برخی جریانهای داخلی همچنان بر طبل بستن تنگه هرمز میکوبند، غافل از آنکه هر بار تکرار این مطالبه به معنای «فرسایش بازدارندگی» است. در روابط بینالملل، تهدیدی که هر روز تکرار شود، دیگر تهدید محسوب نمیشود، بلکه به یک «تهدید مستعمل» تبدیل خواهد شد. همانگونه که چاپ بیرویه پول ارزش پول را کاهش میدهد، تکرار بیمحابای یک تهدید نیز به «تورم تهدید» منجر میشود؛ در این مرحله، حجم تهدید افزایش پیدا میکند، اما اثرگذاری آن کاهش مییابد.
از سوی دیگر، تکرار بحث انسداد تنگه هرمز دقیقاً همان سیگنالی است که رقبای منطقهای و قدرتهای جهانی به دنبال آن هستند. هر بار که این گزینه از سوی ایران برجسته میشود، سرمایهگذاری برای دور زدن این آبراه نیز سرعت میگیرد؛ از توسعه خطوط لوله گرفته تا ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات نفت و گاز. نتیجه چنین روندی چیزی جز «هرمززدایی» از تجارت جهانی انرژی نیست و در نهایت بزرگترین مزیت ژئوپلیتیکی ایران را مستهلک میکند.
این همان پارادوکسی است که برخی تندروها به آن توجه ندارند. آنها با شعار دفاع از اهرم هرمز، عملاً در حال کاهش ارزش آن هستند. اگر خودمان هر روز درباره بستن این گلوگاه راهبردی سخن بگوییم، دیگران نیز با سرعت بیشتری برای ساخت مسیرهای جایگزین اقدام خواهند کرد. هیچ کشوری سرمایهگذاریهای چندصد میلیارد دلاری خود را بر مسیری متمرکز نمیکند که هر روز از احتمال بسته شدن آن سخن گفته میشود.
از منظر حقوقی و سیاسی نیز، این موضوع کمهزینه نیست. اگر ایران بهعنوان آغازگر انسداد تنگه هرمز معرفی شود، نهتنها با موجی از محکومیتهای بینالمللی روبهرو خواهد شد، بلکه زمینه شکلگیری اجماعهای جدید سیاسی و امنیتی علیه خود را نیز فراهم میکند. این یعنی پرداخت هزینهای سنگین، بدون آنکه دستاوردی هموزن آن حاصل شود.
تنگه هرمز «کارت روز مبادا» است، نه ابزار مصرف روزمره. هنر سیاست، سوزاندن کارتها نیست، بلکه حفظ ارزش آنهاست. آنچه در جنگ اخیر رخ داد، «مصرف ژئوپلیتیکی» این اهرم بود و اکنون زمان «برداشت امتیاز سیاسی» از آن فرا رسیده است، نه آغاز دور تازهای از «تورم تهدید» و «فرسایش بازدارندگی».
گاهی بزرگترین اشتباه راهبردی، استفاده دوباره از ابزاری است که ارزش آن دقیقاً در یکبار مصرف بودنش نهفته است. تنگه هرمز را نباید با تکرار شعارها به یک «تهدید تضعیف شده» تبدیل کرد، زیرا پایان این مسیر چیزی جز «هرمززدایی» از معادلات جهانی انرژی، کاهش قدرت چانهزنی ایران و تضعیف جایگاه ژئوپلیتیکی کشور نخواهد بود.
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۲۶