۰
همه چیز از تولید برق شروع شد:

گازروسیه چگونه سوخت غالب اروپا شد؟

میز نفت - تا سال ۱۹۹۰، تقریباً ۳۰ درصد نیروگاه‌های حرارتی بزرگ به گاز مجهز شده بودند و مصرف نفت در صنایع شیمیایی و تولید برق به حدود نیمی از سطح دهه ۱۹۷۰ کاهش یافت. در دهه‌های بعد، سهم گاز طبیعی از انرژی اولیه کشور به حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد رسید، در حالی که سهم نفت از حدود ۵۰ درصد در دهه ۱۹۷۰ به حدود ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۰ کاهش یافت.
صادرات گاز شوروی | میز نفت
صادرات گاز شوروی | میز نفت
به گزارش میز نفت، سال ۱۹۷۳، زمانی که شوک نفتی نخست اقتصاد جهانی را لرزاند، آلمان غربی یکی از کشورهایی بود که بیشترین ضربه را خورد. قیمت نفت خام تقریباً چهار برابر شد و وابستگی کشور به نفت وارداتی، که بیش از ۹۰ درصد انرژی اولیه آلمان را تشکیل می‌داد، به‌طور آشکار یک تهدید ملی بود. صنایع فولاد و شیمی کشور، نیروگاه‌ها و حمل‌ونقل شهری، همه در معرض افزایش هزینه‌ها و ناپایداری عرضه قرار گرفتند.

پاسخ آلمان، آغاز یک تحول ساختاری در سیاست انرژی بود: جایگزینی تدریجی نفت با گاز طبیعی و افزایش تنوع منابع انرژی. برنامه‌ها شامل توسعه شبکه‌های توزیع گاز، تجهیز نیروگاه‌ها و صنایع سنگین به سوخت گاز و انعقاد قراردادهای بلندمدت با تامین‌کنندگان خارجی بود. شرکت‌هایی مانند Ruhrgas، BEB و RWE نقش کلیدی در این برنامه‌ها ایفا کردند.
 

یک نقطه عطف گازی


دهه ۱۹۸۰ نقطه عطفی بود؛ زمانی که آلمان شروع به واردات گاز طبیعی از شوروی کرد. تا پایان دهه، ۳۰ تا ۴۰ درصد از گاز مصرفی کشور از شوروی تأمین می‌شد و خط لوله Urengoy–Pomary–Uzhgorod جریان پایدار گاز را تضمین کرد. این قراردادهای بلندمدت نه تنها هزینه‌های انرژی را تثبیت می‌کرد، بلکه به صنایع اجازه می‌داد برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند و از نوسانات شدید قیمت نفت جهانی مصون بمانند.

تحولات صنعتی و انرژی ملموس بود. تا سال ۱۹۹۰، تقریباً ۳۰ درصد نیروگاه‌های حرارتی بزرگ به گاز مجهز شده بودند و مصرف نفت در صنایع شیمیایی و تولید برق به حدود نیمی از سطح دهه ۱۹۷۰ کاهش یافت. در دهه‌های بعد، سهم گاز طبیعی از انرژی اولیه کشور به حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد رسید، در حالی که سهم نفت از حدود ۵۰ درصد در دهه ۱۹۷۰ به حدود ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۰ کاهش یافت.
 

داستان یک مخالفت جدی


اما این مسیر آرام نبود و واشنگتن مخالفت شدیدی با حرکت آلمان به سمت گاز شوروی نشان داد. نگرانی اصلی آمریکا، افزایش نفوذ شوروی در اروپا از طریق قراردادهای بلندمدت گاز بود که امنیت ناتو و بازارهای انرژی غرب را تهدید می‌کرد.

در این دوره، رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ موضع شدیدی اتخاذ کرد و سیاست جایگزینی نفت با گاز شوروی را «خط قرمز امنیتی آمریکا» خواند. دولت ریگان علاوه بر فشار سیاسی و دیپلماتیک، برخی تحریم‌های محدود اقتصادی و فناوری علیه پروژه‌های انرژی شوروی-اروپایی را نیز اجرا کرد تا مسیر تأمین تجهیزات خطوط لوله و توربین‌های صنعتی برای گاز شوروی را دشوار کند. واشینگتن همچنین به شرکت‌های اروپایی هشدار داد که سرمایه‌گذاری در پروژه‌های وابسته به شوروی می‌تواند روابط تجاری و مالی آنها با آمریکا را به خطر بیندازد.

دهه‌ها بعد، در سال‌های ۲۰۱۷–۲۰۲۰، دونالد ترامپ نیز مخالف حرکت اروپا به سمت گاز روسیه بود و پروژه‌هایی مانند خط لوله نورد استریم ۲ را تهدیدی برای امنیت انرژی اروپا و ابزار فشار اقتصادی روسیه می‌دانست.

ترامپ با استفاده از قانون تحریم‌های دفاعی علیه حامیان پروژه‌های انرژی روسیه، شرکت‌های اروپایی مشارکت‌کننده در خطوط لوله را هدف تحریم قرار داد و بارها اعلام کرد که «هر شرکتی که گاز روسیه را به اروپا منتقل کند، با پیامدهای جدی آمریکا مواجه خواهد شد». ترامپ همچنین فشار دیپلماتیک شدیدی بر آلمان وارد کرد تا وابستگی به گاز روسیه را کاهش دهد و از LNG آمریکایی استفاده کند.

سیاست‌های دولت‌های دموکرات آمریکا نیز در این میان متفاوت بود. بیل کلینتون، در دهه ۱۹۹۰، بر همکاری انرژی با اروپا تأکید داشت، اما همچنان با قراردادهای بلندمدت گاز روسیه مخالفت می‌کرد و تلاش داشت اروپا را به استفاده از منابع LNG متنوع‌تر و واردات گاز از دیگر مناطق ترغیب کند. باراک اوباما نیز در دهه ۲۰۱۰، ضمن افزایش صادرات LNG آمریکا به اروپا، پروژه‌های انرژی روسیه را تحت نظارت قرار داد و از کشورهای اروپایی خواست وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش دهند، اما سیاست‌های او کمتر از ترامپ تنش‌زا بود.

با وجود فشارهای آمریکا، آلمان با اتکا به برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های داخلی و قراردادهای بلندمدت، توانست استقلال نسبی خود را حفظ کند. تا سال ۲۰۱۰، حدود ۴۰ درصد از گاز وارداتی آلمان از روسیه تأمین می‌شد و تا سال ۲۰۲۰ این رقم به بیش از ۵۰ درصد رسید.
 

پایان راه نزدیک است؟


تحولات اخیر، به ویژه بحران گاز اروپا در سال‌های ۲۰۲۲–۲۰۲۳، نشان داد که وابستگی به یک تامین‌کننده خارجی همچنان یک ریسک است. با وجود این، ذخیره‌سازی گاز، انعقاد قراردادهای بلندمدت و تنوع بخشی به مسیرهای وارداتی، آلمان را در موقعیتی قرار داد تا با کاهش وابستگی به نفت و افزایش سهم گاز، امنیت انرژی خود را تا حد زیادی تضمین کند.

چهار دهه تجربه آلمان نشان می‌دهد که تصمیمات راهبردی دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، سیاست‌های تشویقی داخلی، روابط بین‌المللی و مقاومت در برابر فشارهای آمریکا، چگونه به کشور امکان داد سهم نفت را کاهش دهد و گاز طبیعی را به ستون اصلی سبد انرژی کشور تبدیل کند.
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۱۳
کد مطلب: 46726
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *