۰
​نفت، قدرت و سناریویی تکراری:

از عراق بوش تا ونزوئلای ترامپ

میز نفت - داستان، همان داستان ۲۳ سال پیش است؛ با این تفاوت که جرج بوش پسر جای خود را به دونالد ترامپ داده، و نیکولاس مادورو نقش صدام را ایفا می کند. با این تفاوت بازیگران، سوژه ولی یکی است:«سقوط سیاسی کشورها برای دستیابی آمریکا به منابع نفت».
از عراق بوش تا ونزوئلای ترامپ
زهره فراهانی | داستان، همان داستان ۲۳ سال پیش است؛ با این تفاوت که جرج بوش پسر جای خود را به دونالد ترامپ داده، و نیکولاس مادورو نقش صدام را ایفا می کند. با این تفاوت بازیگران، سوژه ولی یکی است:«سقوط سیاسی کشورها برای دستیابی آمریکا به منابع نفت».

باید کمی به عقب بازگردیم، به روزهای نخست ریاست‌جمهوری بوش پسر که کمبود انرژی در آمریکا، قطعی برق را به بخشی جدایی‌ناپذیر از سبک زندگی مردمان این کشور تبدیل کرده بود. آمریکایی که در آن روزها بیش از ۱۸ میلیون بشکه نفت مصرف و روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه وارد می‌کرد.

معاون جرج بوش یعنی دیک چنی، چند پیشنهاد روی میز بوش قرار داد تا بتواند به این وضعیت پایان داده و برای همیشه، امنیت انرژی را تأمین کند. کودتا علیه هوگو چاوز و حمله به عراق. گزینه اول شکست خورد تا گزینه دوم اجرایی شود. صدامی که یک دهه تحت‌فشار تحریم و برنامه نفت در برابر غذا بود، یک عنضر خطرناک برای امنیت جهانی شناخته شد و آمریکایی‌ها مدام ادعا می‌کردند او در حال ساخت سلاح هسته‌ای است.

اسناد آمریکا و سیا می‌گفتند صدام به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست؛ ولی ازآنجاکه مسئله اصلی نفت عراق بود، گوش چنی و بوش بدهکار نبود تا اینکه در سال ۲۰۰۳ صدام توسط ارتش آمریکا سرنگون و بلافاصله، شرکت‌های آمریکایی وارد میادین نفتی این کشور شدند. نکته جالب‌تر اینجاست نخستین جایی که سربازان آمریکایی اشغال کردند، نه کاخ‌های ریاست‌جمهوری بود و نه نهادهای دیگر. تفنگ‌داران به‌محض اینکه به بغداد رسیدند، ساختمان وزارت نفت عراق را اشغال کردند.

حتی یک مدیر کارکشته نفتی، از سوی کاخ سفید به‌عنوان حاکم عراق معرفی شد تا منافع ایالات متحد به‌صورت کامل تأمین شود؛ همان روزها، رسانه‌های آمریکایی و افکار عمومی با اشاره به اسناد منتشر شده و محرمانه که نشان می‌داد انگیزه سرنگونی صدام چیست، به بوش تاختند که «تو برای نفت، ایالات متحده را وارد عراق کردی.»

یکی از این اسناد می‌گفت چند ماه پیش از حمله نظامی، شرکت‌های بزرگ نفتی جلسات مرتبی را با دولتمردان بوش و تیم انتقالی قدرت داشتند تا پلن نفت عراق به سود واشنگتن را پایه‌ریزی کنند. سناتورهای آمریکایی از جمله جان کری، بر این طبل می‌کوبیدند که بوش بخاطر نفت، کشورشان را وارد یک جنگ کرده است.

نیویورک تایمز هم هر هفته اسناد غیراقبل کتمانی را منتشر می کرد اما نه بوش و نه سایر مقامات دولت، زیر بار نرفتند و می گفتند برای صلح جهانی و اعطای زندگی استاندارد به مردم عراق، صدام را به زیر کشیدند.

۲۳ سال بعد شبیه همین اتفاق برای ونزوئلا رخ داد؛ کشوری که بزرگ‌ترین منابع نفتی جهان را در اختیار دارد و واشنگتن همواره به آن طمع داشت. ترامپ، سناریوی بوش را اجرا کرد، ولی به‌جای بهانه هسته‌ای، بهانه کارتل‌های مواد مخدر را به میان کشید. محاصره دریایی ونزوئلا را کلید زد و با چند بمباران و ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، بر این کشور مسلط شد ولو غیررسمی.

ترامپ برخلاف بوش که هدف نفت را کتمان می‌کرد، چند ساعت پس از رسیدن مادورو به خاکش، در برابر دوربین‌های تلویزیونی حاضر شد و بدون هیچ تردیدی گفت: «نفت ونزوئلا برای ماست. ما پیش از حمله، با شرکت‌های آمریکایی هماهنگ کرده‌ایم پس از جنگ، اداره نفت ونزوئلا را بر عهده بگیرند.»

چنین صراحت لهجه‌ای، شاید فقط از ترامپ برآید که از همان لحظه نخست هدفش را تشریح کرد تا همگان بدانند رئیس‌جمهور آمریکا برخلاف بوش، رابطه خوبی با مخفی‌کاری ندارد و به‌روشنی، نفت را نشانه رفته است.

تجربه عراق و وضعیت ونزوئلا امروز نشان می‌دهد که نفت همواره موتور اصلی سیاست خارجی و ابزار اصلی نفوذ قدرت‌ها بوده است. صدام ایستادگی کرد، مادورو اکنون زیر فشار است، اما در هر دو مورد، منابع انرژی محور رقابت‌های جهانی باقی‌مانده‌اند. تاریخ بارها ثابت کرده که وقتی پای نفت در میان باشد، هیچ تصمیمی صرفاً سیاسی نیست؛ همه اقدامات، از تحریم و محاصره تا محاکمه و تهدید، پیام‌آور رقابت برای کنترل منابع استراتژیک هستند
سه شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۱۲
کد مطلب: 46603
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *