زهره فراهانی | اجرای بنزین سهنرخی اینبار برخلاف تجربههای پیشین، بدون تنش اجتماعی و واکنش گسترده افکار عمومی انجام شد. در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم بالا، کسری بودجه مزمن و ناترازیهای ساختاری دستبهگریبان است، پرسش اصلی این نیست که آیا قیمت بنزین باید اصلاح شود یا نه، بلکه مسئله اساسی نحوه اجرا، مدیریت انتظارات تورمی و پرهیز از تقلیل ریشههای تورم به قیمت یک حامل انرژی است.
افزایش قیمت بنزین همواره یکی از پرحساسیتترین تصمیمات اقتصادی در ایران بوده است. تجربههای گذشته نشان میدهد که چنین تصمیماتی معمولاً با اعتراضات اجتماعی و بیثباتی همراه بودهاند. با این حال، اجرای طرح بنزین سهنرخی برخلاف انتظار و بدون واکنش جدی اجتماعی انجام شد. این سکوت نسبی جامعه، در مقایسه با سال ۱۳۹۸، نشاندهنده تغییر رفتار اجتماعی و کاهش انتظارات عمومی است.
نقش روانی بنزین در انتظارات تورمی
با وجود تورم بالا و فشارهای اقتصادی، برداشت عمومی این است که افزایش قیمت بنزین میتواند تورم را تشدید کند. از منظر اقتصادی، سهم مستقیم بنزین در شاخص قیمت مصرفکننده محدود است و بهتنهایی نمیتواند عامل اصلی تورم باشد. با این حال، تغییر قیمت بنزین به دلیل نقش مستقیم آن در زندگی روزمره خانوارها، اثر روانی قابل توجهی ایجاد میکند و این اثر روانی از اهمیت بالاتری نسبت به سهم واقعی آن برخوردار است.
در ذهن جامعه ایرانی، بنزین تنها یک کالای مصرفی نیست، بلکه بهعنوان یک سیگنال اقتصادی عمل میکند. افزایش قیمت آن پیامد این برداشت را دارد که سیاستهای کنترلی در حال عقبنشینی است و احتمال آزادسازی سایر قیمتها وجود دارد. همین سیگنال میتواند انتظارات تورمی را فعال کرده و حتی بدون افزایش واقعی هزینهها، زمینهساز رشد قیمتها در سایر بخشها شود.
سهم واقعی بنزین در تورم
این باور که تثبیت قیمت بنزین میتواند مهار تورم را به همراه داشته باشد، از نگاه اقتصادی قابل دفاع نیست. تثبیت قیمت بنزین به معنای ادامه یارانه پنهانی است که سالانه صدها هزار میلیارد تومان بر بودجه کشور تحمیل میکند. این هزینههای پنهان فشار زیادی بر منابع عمومی وارد میکند و توزیع آن اغلب عادلانه نیست.
اقتصاد ایران با کسری بودجه مزمن مواجه است که ریشه آن را باید در ناترازیهای ساختاری و ضعف نظام بانکی جستوجو کرد. عدم اصلاح قیمت بنزین میتواند به همان اندازه افزایش آن تورمزا باشد، با این تفاوت که اثر تورمی آن تدریجی و پنهان است و اغلب از مسیر رشد نقدینگی بروز میکند.
شیوه اجرای اصلاح قیمت سوخت
مسئله اصلی نه افزایش یا تثبیت قیمت بنزین، بلکه نحوه اجرای آن است. اصلاح قیمت سوخت تنها زمانی قابل دفاع خواهد بود که همراه با سیاستهای جبرانی شفاف، هدفمند و قابل سنجش باشد. چنین سیاستهایی میتوانند اثرات توزیعی تصمیم را مدیریت کرده و اعتماد عمومی را حفظ کنند.
تمرکز بیش از حد بر معلولها به جای ریشهها
تمرکز بیش از حد بر قیمت بنزین، خطر انحراف بحث تورم از ریشههای واقعی آن را به همراه دارد. تورم در اقتصاد ایران بیش از آنکه محصول قیمت یک حامل انرژی باشد، نتیجه ناترازی بودجه، ضعف نظام بانکی و سیاستهای پولی ناکارآمد است. بدون اصلاح این بنیانها، نه افزایش قیمت بنزین و نه تثبیت آن بهتنهایی قادر به مهار تورم نخواهد بودسه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۳۲