زهره فراهانی | باز هم صحن علنی و باز هم حاشیه؛ باز هم فائق آمدن «حاشیه» بر متن و باز هم چهرههای جنجالی جبهه پایداری در مجلس ش.ورای اسلامی که به سبک خود، علاقه بسیاری دارند کشور را وارد بحرانهای اجتماعی کنند، با ابزار بنزین و انرژی.
درحالیکه مجلس باید محلی برای تصمیمسازی ملی باشد، اما صحن روز یکشنبه بار دیگر به میدان مناقشههای جناحی تبدیل شد. برخی نمایندگان جبهه پایداری، این روزها ترجیح دادهاند بهجای ورود به دغدغهٔ کمیسیون مربوطهٔ خود، تریبون مجلس را به سکوی حمله سیاسی علیه دولت تبدیل کنند؛ گویی اقتصاد، انرژی و سفره مردم را بهانهای برای تشویش اذهان عمومی کردهاند که هیچ رنگی از دغدغه ندارد.
در شرایطی که کشور زیر فشار اقتصادی و سایه تهدیدهای بینالمللی قرار دارد، اظهاراتی از جنس «افزایش قیمت بنزین» بیش از آنکه تحلیل کارشناسی باشد، بوی التهاب میدهد. بهویژه آنکه این سخنان از زبان نمایندگانی شنیده میشود که نه در کمیسیون انرژی حضور دارند و نه سابقهای در حوزه سیاستگذاری سوخت دارند. این پرسش ساده پیش میآید: هدف از این بازی رسانهای چیست؟ اصلاح یا تقابل؟
تقابل با دولت، به نام مردم
رویارویی با دولت پزشکیان حالا دیگر برای برخی چهرههای تندرو به عادت سیاسی تبدیل شده است؛ از حمله به تیم اقتصادی دولت تا دامنزدن به شایعه گرانی سوخت؛ در پوشش «توجه به دغدغههای مردم». از امیرحسین ثابتی گرفته تا حمید رسایی و حسین صمصامی در یک توافق نانوشته، امنیت روانی جامعه را هدف گرفته و مردم را میترسانند.
با هر زمزمه، سخنرانی و نطقهایشان مردم نگران و روان جامعه ملتهب میشود.درست در شرایطی که آمریکا و صهیونیستها حساب ویژهای روی تحریک گسلهای اجتماعی و خلق یک التهاب عمومی باز کردهاند و چه کسی بهتر از پایداریچیها برای تحققش!
وزیر نفت بهصراحت اعلام کرده که هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین در دستور کار نیست. سخنگوی دولت هم بارها همین موضع را تکرار کرده است. حتی اعضای کمیسیون انرژی مجلس نیز گفتهاند که چنین موضوعی فعلاً مطرح نشده. بااینوجود، نمایندهای از تهران پشت تریبون میرود و میگوید «افزایش قیمت قطعی است».
اگر هدف شفافیت است، چرا بر خلاف مواضع رسمی دولت و کمیسیون تخصصی سخن گفته میشود؟ و اگر هدف سیاسی است، آیا مجلس باید به ابزار فشار بر دولت تبدیل شود؟
این رفتار، بیش از آنکه دغدغه عدالت باشد، نوعی مهندسی افکار عمومی برای تضعیف دولت است. جامعهای که هنوز از شوک ۹۸ بیرون نیامده، تحمل آزمون دوباره ندارد.
مسئولیت فراموششده
تصمیمگیری درباره قیمت سوخت طبق قانون، در اختیار سران قوا است، نه مجلس. بنابرا؛ بنابرایندن به شایعات، مصداق دخالت در تصمیمی است که هنوز حتی به مرحله بررسی نرسیده. نمایندگانی که مدعی دفاع از مردم هستند، باید بدانند بازی با افکار عمومی، هزینه اجتماعی دارد؛ هزینهای که نه از جیب سیاستمداران، بلکه از زندگی مردم پرداخت میشود.
از سوی دیگر، اگر دغدغه عدالت واقعی است، پروندههای سنگین قاچاق سوخت و رانتهای یارانهای سالهاست روی میز مانده. چرا صدایی از همان تریبون برای شفافسازی این پروندهها بلند نمیشود؟ چرا عدالت تنها زمانی معنا پیدا میکند که به تقابل با دولت منجر شود؟
بازگشت به عقلانیت
ایران در شرایط حساسی قرار گرفته است. شکاف میان مصرف و تولید، هزینههای فزاینده واردات، و فشار ارزی، همه نیازمند تصمیمی عاقلانهای هستند. اما این تصمیم نه در صحن علنی و نه در فضای هیجانی سیاسی گرفته نمیشود.
برخی به اصطلاح نمایندگان مجلس اگر واقعاً نگران آینده سوخت هستند، بهتر است بهجای پمپاژ التهاب، مسیر اصلاح ساختاری را هموار کنند. کشور بیش از همیشه به عقلانیت نیاز دارد، نه سیاستورزی پرهزینه. تا زمانی که بنزین ابزار رقابت سیاسی بماند، مردم تنها بازنده این میدان خواهند بود.دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۰۸