به گزارش میز نفت، در دوم آگوست امسال، آذربایجان عرضه گاز طبیعی به سوریه از طریق ترکیه را آغاز کرد. این رویداد نه تنها یک تغییر فنی در جریان صادرات انرژی، بلکه لحظهای نمادین در ژئوپلیتیک خاورمیانه است. برای اولین بار، گاز آذربایجان به سمت منطقه شام هدایت میشود و پیامدهای آن بسیار گسترده است، به ویژه برای سوریه که به دنبال بازسازی پس از سالها جنگ داخلی ویرانگر است.
رهبری جدید سوریه پیام روشنی ارسال میکند: آنها اینجا هستند تا بمانند. با احیای زیرساختهای اساسی به ويژه در بخش انرژی، آنها قصد دارند شایستگی خود را نشان دهند، اعتماد مردم را به دست آورده و مشروعیت خويش را در صحنه بینالمللی تثبیت کنند. یک شبکه برق کارآمد، پایه و اساس پيشرفت هر جامعهای بوده و در سوریه، گاز طبيعي کلید راهاندازی مجدد شبكه برق است.
پیش از جنگ، سوریه يك بازیگر قابل توجه در بازار انرژی نبود، اما كم و بيش خودکفا بود. نیروگاههای برق با سوخت گاز و نفت کوره، تقاضای داخلی را برآورده میکردند.
این شرايط در طول درگیری داخلي از بین رفت. خطوط لوله نابود شدند، زیرساختها غارت یا بمباران شده و تولید به شدت کاهش یافت. امروزه، احیای آن شبکه در کوتاهمدت غیرممکن است. واردات گاز تنها راهحل عملی بوده و آذربایجان برای پر کردن این كمبود، وارد عمل شده است.
چرا آذربایجان؟
گزینههاي در دسترس دمشق، اندك هستند. ترکیه واردکننده خالص گاز است، نه تولیدکننده. ایران، اگرچه از نظر جغرافیایی نزدیک است، اما از نظر سیاسی با مقامات جدید سوریه فاقد ارتباط است. این شرايط آذربایجان را به عنوان تنها منبع سیاسی و لجستیکی مناسب در منظقه باقی میگذارد.
مکانیسم احتمالی ساده است: گاز آذربایجان به ترکیه منتقل مي شود، توسط شرکتها یا واسطههای ترکیه خریداری میشود و سپس به سوریه ارسال میشود. علاقه ترکیه به اين قرارداد در اینجا آشکار است: این کشور همسایهای باثبات در جنوب میخواهد. از نظر سیاسی، آنکارا به دنبال نفوذ در سوریه پس از جنگ است. از نظر اقتصادی، حتی فروش گاز به قیمت تمام شده نیز در راستای استراتژی منطقهای بلندمدت ترکیه است.
این معامله گازی چیزی بیش از تجارت انرژی است، چرا که جنبه روانی دارد. برق قابل اعتماد به این معنی است که مدارس میتوانند بازگشایی شوند، بیمارستانها دوباره فعال مي شوند و مشاغل میتوانند فعالیت کنند. این نشانه ملموسی است که زندگی عادی در حال بازگشت است. همچنین در را برای سرمایهگذاری خارجی و بهبود صنايع باز میکند. بدون برق، هیچ یک از اینها امکانپذیر نیست.
البته، هدف بلندمدت رهبران جهادي سوریه باید بازیابی استقلال انرژی باشد. اما تحقق این آرزو سالها طول خواهد کشید. در این میان، گاز آذربایجان یک شریان حیاتی است.
با این حال، سوال دیگری در پسزمینه مطرح میشود: آیا گاز روسیه میتواند همین مسیر را طی کند؟
از نظر فنی، این ایده غیرممکن نیست. روسیه در حال حاضر از طریق بلو استریم و ترک استریم به ترکیه گاز صادر میكند. آیا این گاز میتواند از طریق آذربایجان - یا حتی از طریق واسطههای ترکیه - به سوریه منتقل شود؟ در تئوری، بله. اما در عمل، نه به این سرعت.
چند دلیل مهم گازی
اول اينكه، سودآوري اقتصاد مهم است. چرا كه مسیر طولانی خواهد بود: از روسیه به آذربایجان، گرجستان، ترکیه و سوریه. هر مرحله هزینه هاي اضافه خواهد داشت. سپس مسئله پرداخت هزينه ها مطرح میشود. سوریه فاقد ثبات اقتصادي است. و هرگونه توافق اولیه احتمالاً به مبادله کالا به کالا - شاید نفت خام در ازای گاز - متکی خواهد بود. اما روسیه علاقه کمی به نفت سوریه دارد و اعطاي اعتبار تحت محدودیتهای اقتصادی فعلی به نفع مسکو نیست.
دوم، سیاست حتی بیشتر اهمیت دارد. روسیه با احتیاط به دولت جدید سوریه نزدیک میشود. در مسکو خاطرهای نهادینه از خیانتها، رادیکالیسم و بیثباتی گذشته وجود دارد. در مقابل، ترکیه در تعامل با دمشق پیشگام است. در حال حاضر، روسیه نظارهگر و منتظر آينده است.
یک راه حل فرضی وجود دارد: شرکتهای ترکیهای میتوانند گاز روسیه را خريده و به سوریه بفروشند. این امر روسیه را از ریسک سیاسی مستقیم محافظت میکند. اما باز هم، اقتصاد مبادله باید منطقی باشد. بلو استریم به اندازه کافی مورد استفاده قرار نمیگیرد و از نظر فنی میتواند حجم بیشتری را جابجا کند. اما مگر اینکه کسی قیمت کامل را بپردازد؛ اما سوریه فاقد اين شرايط بوده و چنین معاملاتی بعید است.
همچنین صحبتهایی در مورد ارسال ال ان جي روسیه به سوریه وجود دارد. این حتی بعیدتر است. سوریه هیچ پايانه واردات ندارد و اگرچه میتوان واحدهای شناور گازسازی مجدد (FSRU) را اجاره کرد، اما انجام این کار به زمان، پول و هماهنگی سیاسی نیاز دارد.
علاوه بر این، ال ان جي روسیه از یامال یا ساخالین در حال حاضر در بازار جهانی تقاضا دارد. سوریه جنگ زده نمیتواند قیمتهای بازار را پرداخت کند و ارائه تخفیف، تحریمهای غرب را نقض كرده و خطراتی را برای اعتبار دو طرف به همراه خواهد داشت.
در این زمینه، مزیت آذربایجان آشکارتر میشود. باکو فقط گاز تأمین نمیکند؛ بلکه از یک فرصت استراتژیک بهره میبرد. آذربایجان با تأمین گاز سوریه از طریق ترکیه، نقش خود را به عنوان یک بازيگر انرژی منطقهای تقویت کرده و روابط خود را با آنکارا و دمشق تعمیق میبخشد. این اقدام در چارچوب یک استراتژی گستردهتر قرار میگیرد: افزايش حجم تولید گاز، هدف گرفتن بازارهای جدید و ساخت زیرساختهایی که در خدمت منافع بلندمدت خود باشد.
از همه مهمتر، بعید است که آذربایجان از گاز روسیه در خطوط لوله خود - به ویژه برای ترانزیت به اروپا یا خاورمیانه - استقبال کند. باکو و مسکو در بازار گاز رقیب هستند. هرگونه استفاده از زیرساختهای آذربایجان توسط صادرکنندگان روسی، نفوذ آذربایجان را تضعیف كرده، قیمتهای بازار را کاهش داده و روابط آن را با خریداران اروپایی پیچیده میکند.
بسیار دور، بسیار نزدیک
چشمانداز یک اتحاد انرژی چهارجانبه - روسیه، آذربایجان، ترکیه و سوریه - روی کاغذ قانعکننده به نظر میرسد. اما در واقعیت، بسیار بعید است. هر بازیگر منافع، محدودیتهای اقتصادی و اهداف ژئوپلیتیکی متفاوتی دارد. ترکیه تنها کشوری است که با هر سه کشور روابط فعال دارد. روسیه و آذربایجان به صورت گزینشی همکاری میکنند، اما نه به گونهای که از استفاده مشترک از خط لوله حمایت کند. به علاوه، سوریه همچنان یک شریک ناپایدار است.
در نتیجه، قرارداد گازی آذربایجان با سوریه یک اقدام هوشمندانه و استراتژیک است که نقش آن را در منطقه تقویت میکند. در همین حال، روسیه همچنان بر بازار گاز ترکیه تسلط خواهد داشت، اما بعید است که به این زودیها وارد معادله با رهبران سوریه شود. بازی جهانی گاز در حال تحول است - اما در حال حاضر، باکو بهتر از اکثر کشورها بازی میکند.
نويسنده: ایگور یوشکوف
منبع: www. caspianpost.com
مترجم: محسن داوریشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۰۳:۵۳