به گزارش میز نفت، خطوط لوله فرامرزی مانند دروژبای روسیه و کیاستون کانادا فقط یك خط لوله نیستند؛ آنها شریانهای امنیت انرژی هستند که برای دور زدن گلوگاههای دریایی و تقویت تابآوری عرضه طراحی شدهاند. این کریدورها تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را در سراسر قارهها و در اكثر موارد دور از دید مردم به هم پیوند میدهند.
با این حال، خطوط لوله همچنین خطوط اصطکاک ایجاد میکنند. زیرساختهایی که از مرزها یا گلوگاهها (تنگه هرمز، کانال سوئز و تنگه مالاکا) عبور میکنند، میتوانند به نقاط حساس ژئوپلیتیک تبدیل شوند.
اختلالات در این مناطق محدود به یك منطقه نمیشوند. این اختلالات در سطح جهانی به شکل افزایش ناگهانی قیمتها، نوسانات موجودی و تغییر جریانهای تجاری نمود پیدا میکنند.
کنترل بر این داراییها یك عامل قدرت است. این امر نه تنها درآمد عملیاتی، بلکه نفوذ استراتژیک را نیز به همراه دارد، چیزی که به صورت فزایندهای در پروژههای بین قارهای مانند خط لوله گاز ترانس صحرا قابل مشاهده است، جایی که زیرساختها هم ابزاری تجاری و هم یک قمار ژئوپلیتیکی هستند. در حالی که کشورها برای تأمین تقاضا و کاهش ریسک عرضه رقابت میکنند، سیاست خط لوله بار دیگر در اولویت و مرکز توجه قرار گرفته است.
در ادامه 9 خط لوله نفت و گاز مهم از نظر ژئوپلیتیکی و اقتصادی در جهان آورده شده است:
1. خط لوله دروژبا (روسیه به اروپای مرکزی)
ظرفیت نفت خام: 1.2 تا 1.4 میلیون بشکه در روز
مالکیت: ترانسنفت (روسیه)
خط لوله دروژبا، که با نام "خط لوله دوستی" نیز شناخته میشود، همچنان یکی از بزرگترین و حساسترین کریدورهای حمل و نقل نفت خام در جهان است. این سامانه که در سال ۱۹۶۴ میلادی برای اتصال میدانهای نفتی شوروی به بازارهای پیمان ورشو تکمیل شد، اکنون بیش از ۴۰۰۰ کیلومتر و از روسیه تا بلاروس، اوکراین، لهستان، مجارستان، اسلواکی و جمهوری چک امتداد دارد و در آلمان به پایان میرسد.
این شبکه با حداکثر ظرفیت تقریباً ۱.۴ میلیون بشکه در روز، توسط مجموعهای از ایستگاههای پمپاژ خط اصلی و واسطهای و مخازن ذخیره نفت خام پشتیبانی میشود که در مجموع تقریباً ۱.۵ میلیون متر مکعب ظرفیت ذخیره نفت خام دارند.
این خط لوله همچنان جریان نفت خام روسیه را به اروپای مرکزی و شرقی متصل میکند، حتی با وجود اینکه اختلالات مربوط به جنگ اوكراین و تلاشهای اتحادیه اروپا برای تنوعبخشی به صورت پیوسته قابلیت اطمینان آن را کاهش میدهد. چندین زیرشاخه آن نیز به دلیل خرابکاری فیزیکی، تنگناهای پرداخت مربوط به تحریمها و تجدید نظر تجاری، بارها غیرفعال، تغییر مسیر داده و یا متوقف شدهاند.
2. خط لوله ESPO روسیه به چین و اقیانوس آرام
ظرفیت نفت خام: حدود 1 میلیون بشکه در روز به چین
مالکیت: ترانس نفت و روسنفت
خط لوله ESPO (سیبری شرقی-اقیانوس آرام) یک سامانه خط لوله نفت خام روسی است که نفت را از سیبری شرقی به بازارهای آسیا و اقیانوسیه منتقل میکند. این خط لوله توسط شرکت خط لوله روسی ترانسنفت اداره میشود.
این خط لوله از دو بخش اصلی تشکیل شده است: بخش اول، تایشت را به اسکوورودینو متصل میکند و بخش دوم، اسکوورودینو را به یک پایانه صادرات نفت در خلیج کوزمینو در ساحل اقیانوس آرام متصل میکند. شاخه اسکوورودینو از طریق موهه به داچینگ كشور چین امتداد مییابد.
ساخت این خط لوله در آوریل ۲۰۰۶ میلادی آغاز شد و بخش بین تایشت و تالاکان در سال ۲۰۰۸ مییلادی به صورت معکوس برای پمپاژ نفت از میدان آلینسکی راهاندازی شد. ظرفیت اولیه این خط لوله ۶۰۰۰۰۰ بشکه در روز بود که در سال ۲۰۱۶ به ۱,۰۰۰,۰۰۰ بشکه در روز افزایش یافت و برنامههایی برای گسترش آن به ۱,۶۰۰,۰۰۰ بشکه در روز تا سال ۲۰۲۵ میلادی وجود دارد.
3. نورد استریم ۱ و ۲ (روسیه به آلمان)
ظرفیت انتقال گاز طبیعی: ۱۱۰ میلیارد متر مکعب در سال (در مجموع). هر دو خط لوله اکنون غیرفعال هستند.
مالکیت: گازپروم + شرکتهای انرژی اروپایی
نورد استریم ۱ و نورد استریم ۲، خطوط لوله گاز طبیعی فراساحلی هستند که از روسیه به آلمان در بستر دریای بالتیک امتداد دارند. این دو خط لوله ۱۲۲۴ کیلومتری، مستقیمترین ارتباط بین ذخایر عظیم گاز روسیه و بازارهای تشنه انرژی اروپا را فراهم میکنند.
این خطوط لوله دوقلو هركدام ظرفیت انتقال ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز در سال را دارند. ذخایر نفت و میعانات گازی میدان بوواننکوو که در سیبری غربی در شبه جزیره یامال واقع شده است، بخش عمدهای از گاز منتقل شده توسط خطوط لوله نورد استریم را تأمین میکند. ذخایر گازی میدان بوواننکوو تا ۴.۹ تریلیون متر مکعب تخمین زده شده است.
نورد استریم ۱ از سال ۲۰۱۱ عملیاتی شده است، در حالی که نورد استریم ۲، اگرچه در سال ۲۰۲۱ تکمیل شد، اما هرگز وارد سرویس نشد. هر دو خط لوله در مرکز بحثهای ژئوپلیتیکی در مورد امنیت انرژی و وابستگی اروپا به گاز روسیه بودهاند. در سپتامبر ۲۰۲۲، انفجارهایی به سه خط لوله از چهار خط لوله آسیب رساند که منجر به نشت قابل توجه گاز و ایجاد سوالاتی در مورد عامل خرابکاری شد.
4. خط لوله کی استون (کانادا به ایالات متحده)
نفت خام: حدود 590 هزار بشکه در روز
مالک: TC Energy
خط لوله کی استون، یک بازیگر حیاتی و سیاسی از شبکه لجستیک نفت خام آمریکای شمالی است.
کیستون که اکنون توسط شرکت South Bow، شرکتی منشعب از TC Energy، اداره میشود، نفت خام و قیر را از ماسههای نفتی آلبرتا به قلب پالایشگاههای ایالات متحده منتقل میکند. بخشهای اصلی آن، هاردیستی، آلبرتا را به استیل سیتی، نبراسکا و سپس به مراکز کلیدی پالایش در ایلینوی، اوکلاهما و ساحل خلیج متصل میکند.
فاز اول این شبكه بیش از ۲۱۰۰ مایل امتداد دارد و تا ۵۹۰ هزار بشکه در روز را به پالایشگاههای غرب تحویل میدهد. شبکه گستردهتر تا پورت آرتور و هوستون تگزاس میرسد و با زیرساختهای صادرات و فرآوری ساحل خلیج ایالات متحده ادغام میشود. طرح بحثبرانگیز توسعه کیستون XL که زمانی قرار بود ۸۳۰ هزار بشکه در روز به ظرفیت آن اضافه شود، در سال ۲۰۲۱ به دنبال مخالفتهای مداوم نظارتی و سیاسی لغو شد.
کیاستون مدتهاست که در تقاطع استراتژی انرژی و فعالیتهای زیستمحیطی قرار دارد. مخالفان استدلال میکنند که حمل و نقل قیر رقیقشده خطرات زیستمحیطی و نشت بیشتری نسبت به نفت خام متعارف ایجاد میکند. موافقان در مقابل میگویند که خطوط لولهای مانند کی استون، امنیت انرژی قارهای را افزایش میدهند، وابستگی به واردات دریایی را کاهش داده و از هزاران شغل پردرآمد در مهندسی، ساخت و ساز و عملیات پشتیبانی میکنند.
5. خط لوله باکو-تفلیس-جیحان
نفت خام: حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز ظرفیت طراحی، حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت واقعی
مالکیت: کنسرسیوم به رهبری BP
خط لوله باکو-تفلیس-جیحان (BTC) یک خط لوله ۱۷۶۸ کیلومتری است که سه کشور را در بر میگیرد و نفت خام را از دریای كاسپین به دریای مدیترانه منتقل میکند. این خط لوله باکو پایتخت آذربایجان را با عبور از تفلیس گرجستان به جیحان در ترکیه متصل میکند. این خط لوله در ۲۵ مه ۲۰۰۵ میلادی عملیاتی شد.
فاز اول این خط لوله توسط شرکت خط لوله باکو-تفلیس-جیحان ساخته شد و در ژوئن ۲۰۰۶ به بهرهبرداری رسید. بخشهای آذربایجان و گرجستان این خط لوله توسط شرکت BP به نمایندگی از سهامداران آن در شرکت BTC اداره میشود، در حالی که BOTAS International Limited (BIL) بخش سوم را اداره میکند.
خط لوله جیحان در ابتدا ظرفیت انتقال یک میلیون بشکه در روز را داشت، که از آن زمان تاکنون شرکت بیپی با استفاده از تزریق مواد شیمیایی که نیروی اصطکاک را در طول خط لوله کاهش میدهند و در نتیجه امکان جریان بیشتر را فراهم میکنند، این ظرفیت را به ۱.۲ میلیون بشکه در روز افزایش داده است. سال گذشته، ۳۰۵ نفتکش ۲۹ میلیون تن نفت خام را از جیحان بارگیری کردند.
6. تاناپ (خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی)
گاز طبیعی: ۱۶ میلیارد متر مکعب در سال، قابل افزایش تا ۳۱ میلیارد متر مکعب
مالک: SOCAR، BOTA، BP، SGC
سامانه خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی (تاناپ) در ترکیه واقع شده است و از مرز ترکیه-گرجستان تا مرز ترکیه-یونان امتداد دارد و خط لوله قفقاز جنوبی (SCP) و خط لوله ترانس آدریاتیک (TAP) را به هم متصل میکند.
این خط لوله گاز طبیعی ۱۸۱۱ کیلومتری، گاز طبیعی استخراج شده در آذربایجان را به ترکیه و سپس به اروپا منتقل میکند. فاز اول این خط لوله در ژوئن ۲۰۱۸ به بهرهبرداری رسید، در حالی که فاز دوم این خط لوله در نوامبر ۲۰۱۹ تکمیل شد.
در سال ۲۰۲۰، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، تاناپ را «پروژه صلح منطقهای» نامید و اعلام کرد که این خط لوله به حداکثر ظرفیت خود یعنی ۳۲ میلیارد متر مکعب گاز سالانه رسیده است.
7. خط لوله عراق-ترکیه (ITP)
نفت خام: حدود 500 هزار تا 600 هزار بشکه در روز در زمان بهرهبرداری
مالک: SOMO و وزارت انرژی ترکیه
خط لوله نفت کرکوک-جیحان، که با نام خط لوله نفت خام عراق-ترکیه (ITP) نیز شناخته میشود، یک خط لوله نفتی فعال است که از شهر کرکوک در شمال عراق تا پایانه مدیترانهای جیحان در ترکیه امتداد دارد.
فاز اول این خط لوله ۹۸۶ کیلومتری در سال ۱۹۷۶ میلادی تکمیل شد، در حالی که خط لوله موازی دوم در سال ۱۹۸۷ میلادی تکمیل شد. این سیستم خط لوله ظرفیت ۱.۴ میلیون بشکه در روز را دارد که عراق را به بزرگترین تامینکننده نفت ترکیه تبدیل میکند و در عین حال مسیر جایگزینی را برای این تولیدکننده خاورمیانهای جهت صادرات نفت خود فراهم میکند.
متاسفانه، سال گذشته، ترکیه پس از آنکه دادگاه بینالمللی لاهه به این کشور دستور داد تا حدود ۱.۵ میلیارد دلار برای تحویل نفت های قبلی به عراق بپردازد و صادرات نفت خام کردستان که از طریق ITP منتقل میشود را متوقف کند، جریان نفت از طریق ITP را به حالت تعلیق درآورد. این خط لوله كلیدی هم اکنون به مدت دو سال بسته مانده است.
8. خط لوله ترانس مانتین (کانادا)
نفت خام و فرآوردههای نفتی: به حدود ۸۹۰ هزار بشکه در روز افزایش یافته است.
مالکیت: دولت کانادا
خط لوله ترانس مانتین یک سامانه خط لوله کانادایی است که نفت خام و فرآوردههای نفتی تصفیه شده را از ادمونتون آلبرتا به سواحل بریتیش کلمبیا منتقل میکند و نقاط تحویل آن در کملوپس، سوماس و برنابی قرار دارند. پروژه توسعه ترانس مانتین (TMX) که ظرفیت خط لوله را دو برابر کرد، در ماه مه 2024 به طور کامل عملیاتی شد.
توسعه TMX با هدف کاهش وابستگی صنعت نفت کانادا به خطوط لوله و پالایشگاههای آمریکایی انجام شد که تولیدکنندگان کانادایی را مجبور به پذیرش تخفیفهای بیشتر برای نفت خام خود و همچنین قرار دادن آنها در معرض شوکهای قیمت نفت کرد.
با این حال، TMX با چالشهای جدیدی روبرو است. در حالی که این پروژه با موفقیت بازارهای صادراتی جدیدی را برای نفت خام کانادا، به ویژه به آسیا، باز کرده است، برخی از شرکتها در پرداخت عوارض بالاتر مرتبط با افزایش هزینههای پروژه تردید دارند. این امر منجر به نرخ بهرهبرداری کمتر از پیشبینیهای اولیه شده است، اگرچه این خط لوله همچنان مزایای اقتصادی قابل توجهی برای کانادا فراهم میکند.
9. خطوط لوله نفت و گاز چین-میانمار
نفت خام: حدود ۴۴۰ هزار بشکه در روز
گاز: حدود ۱۲ میلیارد متر مکعب در سال
مالکیت: شرکت ملی نفت چین
خطوط لوله نفت و گاز چین-میانمار، یک گذرگاه استراتژیک هستند که به بهترین وجه به عنوان پاسخ مهندسیشده چین به معضل موسوم به «تنگه مالاکا» در نظر گرفته میشوند. این کریدورهای دوگانه خط لوله که تقریباً ۸۰۰ کیلومتر در میانمار امتداد دارند، به پکن اجازه میدهند تا از یکی از آسیبپذیرترین گلوگاههای دریایی آسیا عبور کند.
نفت خام تهیهشده از خاورمیانه و آفریقا در بندر کیاوکفیو میانمار تخلیه و مستقیماً به استان یوننان منتقل میشود، در حالی که یک خط لوله گاز موازی، گاز طبیعی فراساحلی را به بازارهای چین و داخلی میانمار هدایت میکند.
این مسیر داخلی، جایگزین زمینی جذابی را برای تنگه مالاکا که به شدت شرایط حساسی دارد، در اختیار پکن قرار میدهد، تنگهای که بیش از ۸۰ درصد از واردات نفت چین به طور سنتی از آن عبور میکند.
این خطوط لوله، بیش از آنکه صرفاً مانعی در برابر اختلال دریایی باشند، از چهار ایستگاه تخلیه در میانمار پشتیبانی كرده و نیازهای انرژی محلی را تأمین و وابستگی متقابل دوجانبه را تقویت میکنند. برای دولت میانمار، این پروژه همچنین به یک جریان درآمد حیاتی تبدیل شده است که با هزینههای ثابت ترانزیت و پرداختهای زیرساختی از سوی چین، تقویت میشود.
این کریدور منطق گستردهتر طرح کمربند و جاده چین در حوزه انرژی را نشان میدهد: تنوعبخشی به مسیرها، تضمین دسترسی داخلی و گسترش نفوذ منطقهای از طریق زیرساختهای ثابت. در عصر خطوط دریایی در معرض خطر و اتحادهای متغیر، شبكه خطوط لوله به این اندازه كلیدی و مهم هستند.
نویسنده: الکس کیمانی
منبع: www.Oilprice.com
مترجم: محسن داوری