۰
پشت پرده ورود همه جانبه آمریکا به شمال عراق:

قمار گازی کردستان

میز نفت - توافقنامه‌های گازی چند میلیارد دلاری اخیر دولت اقلیم کردستان (KRG) با شرکت‌های انرژی آمریکایی، یک قمار استراتژیک مهم و چندوجهی را نشان می‌دهد. با این حال، امضای چنین قراردادهایی نیازمند یک پاسخ سیاسی روشن از سوی حلقه سیاست‌گذاری ایالات متحده است.
گاز کردستان عراق | میز نفت
گاز کردستان عراق | میز نفت
به گزارش میز نفت، ایروان سعید از کارشناسان ارشد انرژی در اویل پرایس نوشته است:

من معتقدم واشنگتن باید از این قراردادها به عنوان بخشی از استراتژی گسترده‌تر برای تقویت تنوع انرژی و تاب‌آوری اقتصادی عراق و ثبات منطقه‌ای حمایت کند. ایالات متحده همچنین باید حل و فصل اختلافات میان اربیل و بغداد بر سر مسائل هیدروکربنی و اصلاحات نهادی و شفافیت در کردستان عراق را حمایت کند.

این قراردادها فراتر از گسترش بخش هیدروکربن اقلیم کردستان بوده و نشانگر مانوری پرمخاطره در سه جبهه به هم پیوسته است: تلاش مداوم اربیل برای استقلال اقتصادی از بغداد، سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن و پویایی متغیر سیاست داخلی کردستان.
 

چالش قراردادهای گازی


اما این قراردادها با ریسك ها و مخاطرات عظیمی نیز همراه است. چنین قراردادهایی پیشتر خشم مقامات عراقی را برانگیخته و روابط اربیل و بغداد را بدتر کرده است. علاوه بر این، احزاب سیاسی کرد نتوانسته‌اند با این قراردادها برای تشکیل دولت جدید متحد شوند و ثبات اجتماعی داخلی پس از اقدامات مالی تنبیهی بغداد در واکنش به این معاملات که مانع از پرداخت حقوق کارمندان دولت توسط اقلیم کردستان از ماه آوریل شده، رو به وخامت است.

این توافق‌نامه‌ها که در بحبوحه چشم‌انداز پیچیده منطقه‌ای و اختلافات پایدار با بغداد امضا شده‌اند، می‌توانند آغازگر مرحله جدیدی در اقتصاد سیاسی کردستان عراق باشند، مرحله‌ای که با گاز طبیعی هدایت می‌شود و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن بسیار فراتر از بخش انرژی است. این پیامدها شامل پتانسیل تضعیف نفوذ سیاسی ایران در عراق، خشک کردن درآمد حاصل از قاچاق نفت که به نفع گروه‌های شبه‌نظامی طرفدار ایران است و از همه مهم‌تر، تضعیف نفوذ تهران در دژ سنتی خود در بخش شرقی منطقه کردستان است.
 

زمان‌بندی استراتژیک و چشم‌انداز ژئوپلیتیک

 
توافق‌نامه‌های ۱۱۰ میلیارد دلاری که در جریان سفر مسرور بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم کردستان، به واشنگتن در ماه مه ۲۰۲۵ نهایی شدند، از نظر استراتژیک زمان‌بندی شده‌اند. اگرچه طبق این توافق‌نامه‌ها به مدت دو سال در حال مذاکره بودند، اعلام توافق‌نامه‌های نهایی با شرکت‌های آمریکایی HKN Energy و WesternZagros همزمان با تغییر قابل توجه در سیاست خارجی تحت دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بود.

به نظر می‌رسد واشنگتن به صورت فزاینده‌ای منطقه کردستان را بر عراق فدرال در اولویت قرار می‌دهد، که نشان دهنده علاقه روزافزون ایالات متحده به تقویت یک مرکز قدرت جایگزین در خاورمیانه بوده و اربیل به عنوان یک بازیگر کلیدی در حال ظهور است.

این دیپلماسی تجاری قاطعانه، که با تور پر سر و صدای ترامپ به خلیج فارس و توافقات صدها میلیارد دلاری حاصل از آن قدرتمندتر شده، نشان‌دهنده بازنگری گسترده‌تر سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه است.

توافق اول، به ارزش ۴۰ میلیارد دلار، به شرکت HKN Energy و گروه ONEX حق توسعه میدان گازی میران را می‌دهد که تخمین زده می‌شود ۸ تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی داشته باشد. توافق دوم، توافقی ۷۰ میلیارد دلاری با WesternZagros، بلوک‌های توپخانا-کردامیر را هدف قرار می‌دهد که تخمین زده می‌شود ۵ تریلیون فوت مکعب گاز و تقریباً یک میلیارد بشکه نفت در آنها ذخیره شده باشد.

باید دانست كه میادین گازی استان سلیمانیه از نظر تاریخی در حوزه نفوذ سیاسی ایران قرار داشته‌اند و همین امر چنین توافقی را به ویژه قابل توجه می‌کند.

اینها صرفاً سرمایه‌گذاری‌های تجاری نیستند؛ موقعیت مکانی، مقیاس عظیم و حمایت شرکت‌های آمریکایی از آنها، نشان‌دهنده تلاش حساب‌شده آمریکا برای تضمین استقلال اقتصادی کردستان عراق و در عین حال به چالش کشیدن مستقیم نفوذ دیرینه ایران در شمال شرقی عراق است.

این اتحاد استراتژیک همچنین به اهداف گسترده‌تر واشنگتن برای تثبیت بازارهای جهانی انرژی و تضعیف جریان‌های غیرقانونی نفت که از نظر تاریخی شبکه‌های نیابتی منطقه‌ای ایران را تقویت کرده‌اند، کمک می‌کند. حمایت فعال دولت ترامپ از بازگشایی خط لوله عراق-ترکیه که از سال ۲۰۲۳ پس از یک اختلاف حقوقی میان عراق و ترکیه بسته مانده است، با هدف انتقال نفت کردستان از طریق کانال‌های رسمی و شفاف صورت می‌گیرد.

با انجام این کار، ایالات متحده به دنبال به حاشیه راندن مسیرهای بازار سیاه است که بازیگران خارج از سیستم دولتی، از جمله شبه‌نظامیان متحد ایران که از طریق گذرگاه مرزی مندلی نفت را از کرکوک به ایران قاچاق می‌کنند، را ثروتمند كرده و در نتیجه حلقه اقتصادی را به دور دشمن منطقه‌ای خود تنگ‌تر کرده و شریان‌های مالی این گروه‌ها را مختل می‌کند.
 

کردها: از تفرقه تا همگرایی استراتژیک

 
این توافقات همچنین نشان‌دهنده یک تغییر جهت استراتژیک اساسی در درون حکومت اقلیم کردستان است. نخست وزیر بارزانی همواره تلاش کرده است تا گاز طبیعی را به عنوان سنگ بنای میراث کابینه خود قرار دهد، یک جاه‌طلبی سیاسی که در اوج بحران انرژی اروپا پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 میلادی فوریت خاصی پیدا کرد، اما به دلیل اختلافات بین حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK) متوقف شد.

از نظر تاریخی، مسئله گاز منبع اصلی اختلاف و یک خط گسل در سیاست درون کردها بوده است. تنش‌ها زمانی به اوج خود رسید که در سال 2021، دولت اقلیم قرارداد قابل توجهی را به گروه KAR، یک شرکت داخلی همسو با سیاست خود، برای گسترش شبکه خط لوله گاز اعطا کرد.

این گسترش برای انتقال گاز از میادین تولیدی در منطقه اتحادیه میهنی کردستان به اربیل و سپس به دهوک، شهری در نزدیکی مرز ترکیه، طراحی شده بود. هدف کلی و بلندمدت، اتصال این خط لوله به زیرساخت‌های گازی موجود ترکیه و در نتیجه دسترسی به بازارهای اروپایی بوده است. اگرچه این چشم‌انداز بدون شک جسورانه بود، اما با پیچیدگی‌های سیاسی و چالش‌های داخلی نیز همراه بود، زیرا اتحادیه میهنی کردستان آن را فراتر از توان خود می‌دانست.

رهبران اتحادیه میهنی کردستان، از جمله بافل طالبانی، قرارداد خط لوله را محکوم کرده و آن را به عنوان اقدامی مبهم و انحصارگرایانه مورد انتقاد قرار دادند.

براساس گزارش‌ها، اتحادیه میهنی کردستان مانع تلاش‌های گسترش خط لوله در مناطق تحت کنترل خود شد و حتی فاز اولیه پروژه را نیز متوقف کرد. طالبانی هشدار داد که گاز مانند نفت از کردستان خارج نخواهد شد و ادعای سوء مدیریت و پنهان‌کاری را مطرح کرد.

با این حال، رویدادهای کنونی نشان می‌دهد که گاز از نماد انزوای سیاسی به ابزاری بالقوه برای تجدید نظر محتاطانه در حال گذار است.

در مواجهه با سرمایه‌گذاری خارجی بی‌سابقه و فرصت كلیدی برای تبدیل کردستان عراق به یک مرکز انرژی منطقه‌ای حیاتی، به نظر می‌رسد که هم حزب دموکرات کردستان و هم اتحادیه میهنی کردستان، انگیزه‌های قدرتمندی برای هماهنگی دارند. نشانه‌های آرام همکاری، همانطور که در قراردادهای گازی مشهود است، شروع به ظهور کرده است، زیرا هر دو طرف می‌دانند که ادامه چندپارگی می‌تواند توسعه زیرساخت‌های حیاتی را به خطر بیندازد، اعتماد سرمایه‌گذاران بین‌المللی را از بین برده و اهرم‌های قابل توجهی را در مذاکرات جاری با بغداد از دست بدهد.

این پتانسیل همگرایی به ویژه برای اتحادیه میهنی کردستان (PUK) قابل توجه است، زیرا این معاملات مسیری بالقوه برای بازیابی بخشی از جایگاه و نفوذ از دست رفته خود در برابر حزب دموکرات کردستان که حزب حاکم است، ارائه می‌دهد.
 
 توافق استراتژیک مبتنی بر توسعه نفت در سال ۲۰۰۷ میلادی بین دو جناح اقلیم کردستان، با وجود نواقص نهایی آن، دوره‌ای از ثبات سیاسی نسبی و رونق اقتصادی را به ارمغان آورد.
 

ریسك های توسعه میادین گازی اقلیم کردستان

 
ذخایر اثبات‌شده گاز کردستان عراق با ۲۵ تریلیون فوت مکعب، ۲۰ درصد از کل ذخایر عراق را تشکیل می‌دهد. منابع کردستان عمدتاً گاز غیرهمراه هستند، به این معنی که محصول جانبی استخراج نفت نیستند.

 استخراج این نوع گاز در مقایسه با گاز همراه، عموماً آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر است و چالش‌های فنی کمتری دارد.

در حال حاضر، تولید گاز اقلیم کردستان بین ۵۴۰ میلیون تا ۶۸۰ میلیون فوت مکعب استاندارد در روز در نوسان است و بیش از ۵۲۰ میلیون فوت مکعب گاز غیرهمراه در میدان خور مور، که توسط شرکت دانا گاز مستقر در امارات متحده عربی اداره می‌شود، تولید می‌شود.

 این عدد بیش از ۹۰ درصد از کل تولید منطقه کردستان را تشکیل می‌دهد. تولید اضافی شامل ۱۴۰ میلیون فوت مکعب گاز همراه از میدان خورمالا در نزدیکی اربیل، که توسط گروه KAR اداره می‌شود، و بین ۵ تا ۱۴ میلیون فوت مکعب گاز همراه از میدان سرقلعه در منطقه گرمیان سلیمانیه، که توسط شرکت وسترن زاگرس و گازپروم روسیه اداره می‌گردد، می‌شود.

با تحقق برنامه های اقلیم، تولید گاز منطقه کردستان از ۱ میلیارد فوت مکعب در روز فراتر خواهد رفت که نه تنها برای تأمین نیازهای تولید برق داخلی کافی است، بلکه مازادی را فراهم می‌کند که کردستان را قادر می‌سازد هم در داخل عراق و هم به طور بالقوه به ترکیه صادر کند.

اقلیم کردستان برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای تولید روزانه ۱.۵ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی تا سال ۲۰۲۷ میلادی دارد. قراردادهای جدید گاز با شرکت‌های انرژی مستقر در ایالات متحده و تولید اضافی از میادین تولیدی فعلی، در صورت راه‌اندازی طرح‌های توسعه‌ای، به کردستان عراق این پتانسیل را می‌دهد که به یک قطب منطقه‌ای برای تولید گاز و برق تبدیل شود.

گروهی از كارشناسان، صادرات مستقیم گاز طبیعی به کاربران نهایی را به عنوان استراتژی کارآمدتر و سودآورتر ترجیح می‌دهند. آنها به تغییر چشم‌انداز ژئوپلیتیکی پس از سقوط رژیم اسد و تضعیف نفوذ تهران در خاورمیانه اشاره می‌کنند و می‌گویند که این لحظه فرصتی برای کردستان است تا تولید گاز در مقیاس بزرگ و در نهایت صادرات را بدون خطرات مشابه خرابکاری و انتقام‌جویی که در سال‌های اخیر این بخش را گرفتار کرده بود، آغاز کند.

با این حال، تحولات امنیتی اخیر، با وجود تضعیف نسبی نفوذ ایران و گروه‌های نیابتی آن، خطرات قابل توجهی را در کردستان تأیید می‌کند. از 16 ژوئن، حداقل هشت حمله توسط هواپیماهای بدون سرنشین مناطق کلیدی شهری و استراتژیک، از جمله اربیل، دهوک، سلیمانیه و گرمیان را هدف قرار داده است. این حوادث، ظرفیت پایدار برای ایجاد اختلال توسط بازیگران غیردولتی، به ویژه آنهایی که با منافع ایران همسو هستند، را برجسته می‌کند.

دولت اقلیم کردستان برخی از جناح‌های درون نیروهای بسیج مردمی، چتری از گروه‌های شبه‌نظامی شیعه همسو با ایران را به سازماندهی حملات و تلاش برای تضعیف ثبات کردستان متهم کرد. با این حال، بغداد این ادعاها را رد نموده و از نیروهای حشد الشعبی دفاع کرد.

این وضعیت همچنین یک نقطه عطف سیاسی را نشان می‌دهد. برای اولین بار، به نظر می‌رسد دولت فدرال عراق و یک گروه شبه‌نظامی وابسته، نه تنها از طریق انفعال، بلکه از طریق پیام‌رسانی سیاسی هماهنگ و موضع‌گیری نظامی، از نظر استراتژیک در مخالفت با حکومت اقلیم کردستان متحد شده‌اند. به علاوه، نگرانی‌هایی در مورد نیات استراتژیک بغداد ایجاد شده و حکومت اقلیم کردستان را بر آن داشته است تا نیروهای پیشمرگه را تقویت کرده و آنها را در حالت آماده‌باش قرار دهد.
 

بن‌بست قانونی با شرایط استراتژیک

 
درگیری طولانی مدت میان اربیل و بغداد، تجلی نهایی مسئله حل نشده حاکمیت مورد مناقشه بر منابع طبیعی است. در غیاب یک قانون جامع ملی هیدروکربن، که در آن اختیارات دولت فدرال و دولت منطقه‌ای به وضوح تعریف شده باشد، عراق همچنان در یک منطقه خاکستری قانونی فعالیت می‌کند. در نتیجه، با تغییر توازن قدرت ملی و قدرت ژئوپلیتیکی در سطح وسیع‌تر، پایه و اساس توافق بین اقلیم کردستان و دولت فدرال بر سر انرژی و بودجه در معرض تغییر است.

دولت فدرال در بغداد، همانطور که قابل پیش‌بینی بود، آخرین ابتکارات گاز طبیعی اقلیم کردستان را رد کرده است. وزارت نفت عراق با استناد به حکم دیوان عالی کشور در سال 2022 که قانون مستقل نفت و گاز اقلیم کردستان را خلاف قانون اساسی اعلام کرد، معاملات با شركت های آمریكایی را به عنوان نقض آشکار اختیارات فدرال محکوم کرده است.

در اختلاف نفت و گاز بین اربیل و بغداد، دولت فدرال به طور فزاینده‌ای به اهرم‌های مالی برای اعمال فشار بر دولت اقلیم کردستان تکیه کرده است. این رویکرد، منطق تحریم‌های بین‌المللی را منعکس می‌کند، جایی که محدودیت‌های اقتصادی برای وادار کردن به امتیازات سیاسی یا تغییر در انتخاب سیاست‌ها طراحی شده‌اند.

پس از تهدیدهای بغداد در ماه مه، انجمن صنعت نفت کردستان، که نماینده شرکت‌های کلیدی تحت حمایت ایالات متحده است، خواستار مذاکرات سه‌جانبه فوری با حضور اقلیم کردستان، بغداد و شرکت‌های بین‌المللی شد. این گروه هشدار داد که بیش از ۱ میلیارد دلار بدهی به اعضای آن پرداخت نشده است و عدم قطعیت طولانی مدت می‌تواند منجر به خروج سرمایه‌گذاران از عراق شود.

اقلیم کردستان در حال حاضر ۲۸۲۰۰۰ بشکه در روز تولید می‌کند كه شامل ۲۳۶۰۰۰ بشکه برای صادرات و ۴۶۰۰۰ بشکه برای مصرف داخلی است.

با این حال، نخبگان سیاسی شیعه عراق احتمالاً فشارهای بودجه‌ای، مالی و سیاسی بر اربیل را به عنوان ابزارهای انتخاباتی برای ایجاد انگیزه در پایگاه رأی‌دهندگان خود تشدید خواهند کرد، که دستیابی به توافق و حتی در صورت توافق، حفظ آن را دشوار می‌کند.

به گفته منابع عراقی، افزایش تقاضای شرکت‌های نفتی از بغداد، که هرگونه توافقی را پیچیده کرده است، این وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند. این شرکت‌ها اکنون از قیمت ۱۶ دلار در هر بشکه که در قانون بودجه ۲۰۲۵ برای پوشش هزینه‌های تولید و حمل و نقل تعیین شده است، ناراضی هستند.
به نظر می‌رسد صبر واشنگتن در مورد خط لوله عراق-ترکیه با توجه به پیامدهای اقتصادی و سیاسی تعطیلی خط لوله برای منافع ایالات متحده در منطقه که مانع از رسیدن حداقل ۳۰۰ هزار  بشکه نفت در روز به بازار می‌شود، رو به اتمام است.
 
 

تغییر آرایش منطقه‌ای با ابزار انرژی

 
برای واشنگتن، این معاملات چیزی فراتر از تنوع‌بخشی به منابع انرژی است. آنها به دیپلماسی تجاری و سیاست خارجی ترامپ اعتبار ‌بخشیده و استراتژی گسترده‌تری برای مهار و تغییر جهت نفوذ در خاورمیانه را در بر می‌گیرند. دولت ترامپ با حمایت از سرمایه‌گذاری‌های گسترده ایالات متحده در کردستان، به ویژه در مناطقی که از نظر تاریخی با ایران همسو بوده‌اند، قصد آشکار خود را برای ایجاد جایگزینی مناسب برای گرایش‌های تمرکزگرایانه بغداد و اقتصاد سایه تهران نشان می‌دهد.

این تغییر جهت استراتژیک، همراه با افتتاح برنامه‌ریزی‌شده یکی از بزرگترین کنسولگری‌های ایالات متحده در جهان، واقع در اربیل، بر تعمیق روابط بین واشنگتن و حکومت اقلیم کردستان تأکید می‌کند. تعامل دولت ترامپ با حکومت اقلیم کردستان بلندمدت و استراتژیک است و دیگر صرفاً به دولت فدرال در بغداد وابسته نخواهد بود.

علیرغم چشم‌انداز بلندپروازانه، کل این معماری استراتژیک همچنان متزلزل است. انتقام حقوقی و سیاسی بغداد، در صورت تداوم، می‌تواند مسیرهای صادرات را به طور مؤثر مسدود کند، مانع سرمایه‌گذاری بیشتر شده و وضعیت مالی اربیل را بدتر کند.

علاوه بر این، انتخابات آینده عراق می‌تواند تصویر سیاسی را به طور قابل توجهی تغییر دهد.

قراردادهای گازی حکومت اقلیم کردستان احتمالاً نه تنها در استراتژی انرژی آن، بلکه در موقعیت سیاسی آن، چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی، نقطه عطفی خواهد بود. با این حال، موفقیت نهایی این بازی جسورانه انرژی به حل مسائل دیرینه حاکمیتی، ایجاد شفافیت قانونی در مورد مدیریت منابع هیدروکربنی و هدایت ماهرانه روابط ناپایدار و مشکل‌ساز بین اربیل، بغداد و سایر ذینفعان منطقه‌ای بستگی دارد.
 
نویسنده: ایروان سعید
منبع: www. newlinesinstitute.org
مترجم: محسن داوری
دوشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۲۷
کد مطلب: 43724
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *