۰
آخرین تصمیم محمد شریعتمداری؛ حفظ اعتبار یا حفظ صندلی؟

شریعتمداری، گرفتارِ «قدرت‌ماندگی»

میز نفت - ادامه کشمکش بر سر مدیریت هلدینگ خلیج فارس، نام محمد شریعتمداری را بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار داده است. این یادداشت با بررسی رفتار مدیران در پایان مسئولیت، از پدیده‌ای با عنوان «قدرت‌ماندگی» می‌گوید؛ وضعیتی که گاهی می‌تواند اعتبار یک کارنامه چند ده‌ساله را بیش از هر برکناری یا جابه‌جایی مدیریتی تحت تأثیر قرار دهد.
محمد شریعتمداری | میز نفت
محمد شریعتمداری | میز نفت
وحید حاجی پور | سقوط اعتبار همیشه با یک تصمیم بزرگ آغاز نمی‌شود. گاهی فقط با یک «نه» شروع می‌شود. نه به رفتن، نه به پایان و نه به پذیرفتن اینکه هر مسئولیتی، روزی به آخر می‌رسد. از همان‌جا «قدرت‌ماندگی» آرام‌آرام جای تجربه را می‌گیرد و مدیر، صندلی را نه یک امانت، بلکه بخشی از هویت خود می‌بیند.
 
محمد شریعتمداری امروز بیش از آنکه درباره دوران مدیریتش قضاوت شود، با آخرین فصل آن سنجیده می‌شود. سال‌ها وزارت، معاونت رئیس‌جمهوری و مسئولیت‌های کلان، سرمایه‌ای نیست که هر مدیری در اختیار داشته باشد. اما گاهی آخرین صفحه یک کتاب، برداشت خواننده را از همه فصل‌های قبل تغییر می‌دهد.
 
اختلاف با وزیر نفت دیگر موضوع پنهانی نبود. حکم صادر و مدیر جدید معرفی شد و پیام تصمیم‌گیران هم ابهامی نداشت. با این حال، آنچه ادامه پیدا کرد بیش از آنکه شبیه دفاع از یک جایگاه باشد، به «پایان‌گریزی مدیریتی» شباهت داشت. انگار مسئله دیگر مدیریت نبود، خودِ ماندن بود.
 
در مدیریت، برکناری شکست نیست. حتی کنار گذاشته شدن هم پایان دنیا نیست. ولی تبدیل شدن به سوژه‌ای که همه درباره نرفتنش حرف بزنند، آغاز «اعتبارفرسایی» است. از جایی به بعد، کارنامه دیگر دیده نمی‌شود و همه نگاه‌ها به دربِ خروجی ساختمان دوخته می‌شود.
 
اعتبار، سرمایه‌ای نیست که با حکم انتصاب به دست بیاید و با حکم عزل از بین برود. آنچه آن را می‌سازد، رفتار مدیر در روزهای آخر است. « شأن‌سوزی مدیریتی » دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ زمانی که مدیر، خودش بزرگ‌ترین رقیب اسم و رسم خودش می‌شود.
 
در مدیریت یک قاعده نانوشته وجود دارد؛ هنر مدیریت فقط نشستن نیست، بلند شدن هم هست. بعضی مدیران تا زمانی که بر صندلی هستند، از اقتدار سخن می‌گویند اما هنگام تحویل همان صندلی، گرفتار «صندلی‌چسبی» می‌شوند. آن وقت احترام، آرام‌آرام جای خود را به لبخندهای معنادار و کنایه‌هایی می‌دهد که هیچ حکمی توان خاموش کردنشان را ندارد. این همان «شأن‌سوزی مدیریتی» است؛ آتشی که کسی از بیرون روشنش نمی‌کند.
 
می‌گویند احترام  امامزاده به متولی آن است. هیچ صندلی‌ای آن‌قدر ارزش ندارد که یک عمر سابقه وزارت و مدیریت، زیر سایه چند هفته «قدرت‌ماندگی» قرار بگیرد. شاید چند ماه بعد کسی جزئیات این اختلاف را به خاطر نداشته باشد. اما احتمالاً یک جمله در حافظه‌ها می‌ماند؛ اینکه مدیری با آن همه سابقه، می‌توانست با احترام برود، اما ترجیح داد درباره مقاومتش در برابر قانون، بیشتر از کارنامه‌اش صحبت شود.


 
سه شنبه ۹ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۸
کد مطلب: 48648
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *