۰
پیش درآمدی بر ملی شدن آرامکو

پیروزی نفتی فیصل بر شاه

آرامکو در ابتدا آماده بود در این معامله بیست درصد سهم مشارکت به سعودی ­ها پیشنهاد کند ولی آن ها یک چهارم تمام سهام را می­ خواستند با این قول که در آینده کنترل کامل را در دست گیرند. در نتیجه مدیران نفتی در جست و جوی یک پشتیبان سیاسی دست به دامن کاخ سفید شدند اما کاخ سفید توجهی نکرد تا سعودی ­ها 25 درصد مشارکت مورد درخواست خود را با این قول که در سال 1982 کنترل اکثریت 51 درصد سهام را در دست داشته باشند به ­دست آوردند و ملک فیصل موفق به کسب پیروزی خیره­ کننده­ ای شد.
پیروزی نفتی فیصل بر شاه
در تابستان سال 1971 چند هفته ­ای بعد از ملاقات شاه با نیکسون در تهران، سعودی ­ها رسماً اعلام کردند که می­ خواهند شرایط انحصار تولید نفتی را که آرامکو شرکت نفت عربستان و آمریکا از آن بهره ­مند می ­شود مورد تجدید نظر قرار دهند. ملک فیصل می­ خواست که شرکت­های نفتی با یک مالکیت شرکت موافقت کرده و تعهد کنند که کنترل امتیاز نفتی خود را در ظرف ده سال به عربستان واگذار کنند.

در نتیجه سعودی­ ها و شرکت­های شریک آرامکو بحث درباره شرایط قرارداد جدید را آغاز کردند؛ نتیجه مذاکرات طوری بود که برای نیازهای انرژی و امنیت ملی آمریکا مشکلاتی بلند مدتی را ایجاد می­ کرد. پیشتر یک اتحاد استراتژیک انرژی بین آمریکا و عربستان سعودی شکل گرفته بود.

واردات نفت آمریکا از عربستان سعوی که در سال 1970 به 13.5 میلیون دلار بالغ می­ شد در سال 1971 به شش برابر و به 76.8 میلیون دلار رسید. و در شش ماهه اول 1972 از مرز 79 میلیون دلار گذشت. در پاییز 1973 عربستان سعودی تولیدکننده مهمی برای سراسر جهان به شمار می­ رفت و به طوری­که تحلیل­گر صنعت نفت دانیل یرگین[1] نوشته این میزان 21 درصد تولید نفت جهان و بزرگ­ترین رقم صادرات نفت در دنیا محسوب می­ شد. ملک فیصل پادشاه عربستان سعودی نیز ماند شاه ایران برای کمک و اطمینان از پشتیبانی در مقابل رژیم­ های غیردوست در لیبی و مصر و عراق به واشنگتن امید داشت.

مقامات دولت آمریکا متوجه شده بودند که ملک فیصل استفاده از نفت را به عنوان یک وسیله باج­خواهی و سوءاستفاده سیاسی رد می­ کند و فقط طرفدار افزایش قیمت نفت به­ طور نسبتاً کم است. فیصل تکرار کرده بود که نفت اسلحه نیست بلکه یک نیروی اقتصادی است که به وسیله آن می­توانیم اسلحه خریداری کرده و در جنگ از آن استفاده کنیم.

وزیر نفت و منابع معدنی عربستان زکی یمانی سیاست کشورش را درباره بهای نفت این طور بیان می­ کند: نگرانی عمده من این بود که اگر ما بهای نفت را فوق­العاده افزایش دهیم تقاضای آن را در آینده کاهش خواهیم داد. من همیشه احساس کرده­ ام که افزایش قیمت نفت باید به مبالغ خیلی کم پیش آید. بالاخره ثبات اقتصادی و ثبات سیاسی غرب برای ما نهایت اهمیت را دارد. افزایش ناگهانی و بالای قیمت نفت اقتصادی کشور را مختل می­سازد. ولی افزایش­ های تدریجی را می­ توان جذب کرد. هنگامی که افزایش بهای نفت ناگهانی باشد مانند ضربه­ ای وارد شده و برای همه خطرناک خواهد بود.

سعودی­ ها با آرامکو از موضع قدرت وارد مذاکره شدند. تقاضای برای نفت روبه افزایش بود، قیمت کم­ کم بالا می­ رفت و بازارهای نفت در آن تاریخ انسجام چندانی نداشت. در نتیجه شرکت­های نفتی از کاخ سفید درخواست کمک کردند و به این موضوع اطمینان داشتند اگر تحت فشار قرار گیرند دولت مشکلات آن­ها را درک می­ کند. ولی بعداً معلوم شد که اعتماد آن­ها به رئیس­ جمهور و افراد او بیهوده بوده است.

در سال 1972 همه ­جای کاخ سفید چه داخلی و چه سیاست خارجی تحت­ الشعاع یک هدف بزرگتر یعنی پیروزی انتخابات در نوامبر بودند. دولت نیکسون فاقد سیاست انرژی ملی منسجم و سیاست اقتصادی خارجی مشخص بود. مجله نیوزویک گزارش داد که سیاست سوخت به اداره معاون، کمیسیون انرژی اتمی، سازمان حفاظت محیط زیست و به ­طور کلی به 64 سازمان دولتی مربوط است. ولی هیچ ­یک از مردان اطراف رئیس­ جمهور برداشت صحیحی از اقتصاد نفت و مشکلات ناشی از اتکای آمریکا به نفت خاورمیانه را نداشتند.

فرماندار سابق تکزاس جان کانالی اضافه بر این­که به عنوان قاصدی بین کاخ سفید و کاخ نیاوران درباره شورشیان کرد عراق عمل می­ کرد در مورد مذاکرات شرکت آرامکو با سعودی­ ها نیز مرد اول نیکسون بود. در جلد دوم از سه جلد خاطراتش تحت عنوان «سال­های آشوب» کیسینجر هرگونه دخالت مستقیم در جریان بین دولت عربستان و شرکت­های نفتی را انکار می­ کند. «من در مذاکرات دخالتی نداشتن ولی بر طبق تقاضای شرکت­های نفتی صحبت مفصلی با نماینده دولت عربستان داشتم. کیسینجر در این مورد بسیار کمرویی کرده است. متن نوشته شده صحبت­ های تلفنی کیسینجر نشان می ­دهد که او و کانالی عمیقاً در مذاکرات عقد قرارداد دخالت داشته ­اند که نه تنها باعث از دست دادن جای پای شرکت­های نفتی در صنعت نفت عربستان سعودی شد بلکه صدها میلیون دلار نیز در پرداخت­های مالی به آن­ها خسارت وارد آورد به طوری که دخالت ان­ها منجر به اشتباه فوق­العاده بزرگی شد.

در دوم آگوست 1972 کانالی به کیسینجر تلفن کرد تا مکالمه تلفنی را که در همان زمان با نماینده ­ای که از طرف ملک فیصل آمده بود، را شرح دهد.
معاون وزارت نفت عربستان سعودی به نام شاهزاده سعودالفیصل تازه وارد شهر شده و از کاخ سفید  تقاضای راهنمایی در مذاکرات با شرکت آرامکو کرده بود. کانالی به کیسینجر گفت «من به سعود گفتم که بهتر است آن­ها فعلاً همه ­چیز را تا بعد از انتخابات به حال تعلیق نگاه دارند. به او گفتم راستش را بخواهید، اینک وضعیت به نقطه ­ای رسیده که ما نمی­ خواهیم شرکت­های نفتی آمریکا برای ما درباره سیاست خارجی مذاکره کنند و به او گفتم که او و ما اینک عمیقاً درگیر سیاست خارجی شده­ایم و گفت به شاهزاده سعودی گفته است که آمریکا سالیان درازی برای ایجاد یک سیاست مشخص نفتی کوتاهی کرده است ولی این رئیس ­جمهور می­ خواهد آن را درست انجام دهد و ما هم قصد داریم آن را انجام دهیم ولی این کار را در ظرف دو هفته آینده نمی­ توان به اجرا درآورد.

سعودی­ ها اولتیماتومی برای اقدام تعیین کرده بودند و ما هم نمی­ خواهیم شما اقدامی انجام دهید که شما را در راهی قرار دهد که ناچاراً منجر به رویارویی با ما شود چون ما قرار است یک کشور مصرف­ کننده نفت بزرگی شویم و شما هم بزرگ­ترین تولیدکننده نفت در جهان خواهید شد.

آرامکو در ابتدا آماده بود در این معامله بیست درصد سهم مشارکت به سعودی ­ها پیشنهاد کند ولی آن ها یک چهارم تمام سهام را می­ خواستند با این قول که در آینده کنترل کامل را در دست گیرند. در نتیجه مدیران نفتی در جست و جوی یک پشتیبان سیاسی دست به دامن کاخ سفید شدند اما کاخ سفید توجهی نکرد تا سعودی ­ها 25 درصد مشارکت مورد درخواست خود را با این قول که در سال 1982 کنترل اکثریت 51 درصد سهام را در دست داشته باشند به ­دست آوردند و ملک فیصل موفق به کسب پیروزی خیره­ کننده­ ای شد.

استراتژی مذاکره پادشاه عربستان با استراتژی شاه ایران تفاوت داشت ولی هنگامی که به مسئله ملی کردن و افزایش قیمت­ها می­ رسید هر دو پادشاه هدف ­های مشابهی داشتند. یکی نقش لاک­ پشت و دیگری نقش خرگوش را بازی می ­کرد.

سال­ها بعد کیسینجر از روشی که جیمی سن و همکارانش در انجام مذاکرات با سعودی­ ها در پیش گرفته بودند به شدت انتقاد کرد و گفت: با تسلیم به شرایط سعودی­ ها شرکت­ها ملعبه دست ملت­هایی خواهند شد که منافع آن­ها لزوماً با ما در یک حالت موازی پیش نمی ­رود. ولی نوشته ­های مکالمه ­های تلفنی کیسینجر داستان دیگری را برای ما تعریف می­ کند. کیسینجر به کانالی محرمانه گفته بود که البته وی به سعودی ها چراغ سبز نشان داده بود تا علیه شرکت­های نفتی اقدام نمایند و در همان هنگام به او یادآوری کرده بود که فشار زیاد به آمریکا نیز چندان به نفع آن­ها نخواهد بود چرا اگر با ما وارد رویارویی شوند در آن صورت باید به دولت­هایی اتکا نمایند که منافع آن­ها موجب بی ­آبرویی­شان خواهد بود. کیسینجر صریحاً به کانالی اعتراف نمود که به نفع ما نبود به سعودی­ها قراردادی را تحمیل کنیم که نتیجه آن بدتر از نتیجه کشورهای دیگر باشد چون ما به ثبات­ها علاقمندیم. این روش کیسینجر برای تفهیم به ملک فیصل بود تا بداند دولت نیکسون احتیاج او را به افزایش درآمد نفتی برای ساختن نیروی نظامی عربستان درک می­ کند و وی با تحمیل شرایط سخت بر شرکت­ها نباید نگران واکنش شرکت­های نفتی باشد.

منبع: پادشاهان نفت
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۷
کد مطلب: 9082
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *