در تابستان سال 1971 چند هفته ای بعد از ملاقات شاه با نیکسون در تهران، سعودی ها رسماً اعلام کردند که می خواهند شرایط انحصار تولید نفتی را که آرامکو شرکت نفت عربستان و آمریکا از آن بهره مند می شود مورد تجدید نظر قرار دهند. ملک فیصل می خواست که شرکتهای نفتی با یک مالکیت شرکت موافقت کرده و تعهد کنند که کنترل امتیاز نفتی خود را در ظرف ده سال به عربستان واگذار کنند.
در نتیجه سعودی ها و شرکتهای شریک آرامکو بحث درباره شرایط قرارداد جدید را آغاز کردند؛ نتیجه مذاکرات طوری بود که برای نیازهای انرژی و امنیت ملی آمریکا مشکلاتی بلند مدتی را ایجاد می کرد. پیشتر یک اتحاد استراتژیک انرژی بین آمریکا و عربستان سعودی شکل گرفته بود.
واردات نفت آمریکا از عربستان سعوی که در سال 1970 به 13.5 میلیون دلار بالغ می شد در سال 1971 به شش برابر و به 76.8 میلیون دلار رسید. و در شش ماهه اول 1972 از مرز 79 میلیون دلار گذشت. در پاییز 1973 عربستان سعودی تولیدکننده مهمی برای سراسر جهان به شمار می رفت و به طوریکه تحلیلگر صنعت نفت دانیل یرگین[1] نوشته این میزان 21 درصد تولید نفت جهان و بزرگترین رقم صادرات نفت در دنیا محسوب می شد. ملک فیصل پادشاه عربستان سعودی نیز ماند شاه ایران برای کمک و اطمینان از پشتیبانی در مقابل رژیم های غیردوست در لیبی و مصر و عراق به واشنگتن امید داشت.
مقامات دولت آمریکا متوجه شده بودند که ملک فیصل استفاده از نفت را به عنوان یک وسیله باجخواهی و سوءاستفاده سیاسی رد می کند و فقط طرفدار افزایش قیمت نفت به طور نسبتاً کم است. فیصل تکرار کرده بود که نفت اسلحه نیست بلکه یک نیروی اقتصادی است که به وسیله آن میتوانیم اسلحه خریداری کرده و در جنگ از آن استفاده کنیم.
وزیر نفت و منابع معدنی عربستان زکی یمانی سیاست کشورش را درباره بهای نفت این طور بیان می کند: نگرانی عمده من این بود که اگر ما بهای نفت را فوقالعاده افزایش دهیم تقاضای آن را در آینده کاهش خواهیم داد. من همیشه احساس کرده ام که افزایش قیمت نفت باید به مبالغ خیلی کم پیش آید. بالاخره ثبات اقتصادی و ثبات سیاسی غرب برای ما نهایت اهمیت را دارد. افزایش ناگهانی و بالای قیمت نفت اقتصادی کشور را مختل میسازد. ولی افزایش های تدریجی را می توان جذب کرد. هنگامی که افزایش بهای نفت ناگهانی باشد مانند ضربه ای وارد شده و برای همه خطرناک خواهد بود.
سعودی ها با آرامکو از موضع قدرت وارد مذاکره شدند. تقاضای برای نفت روبه افزایش بود، قیمت کم کم بالا می رفت و بازارهای نفت در آن تاریخ انسجام چندانی نداشت. در نتیجه شرکتهای نفتی از کاخ سفید درخواست کمک کردند و به این موضوع اطمینان داشتند اگر تحت فشار قرار گیرند دولت مشکلات آنها را درک می کند. ولی بعداً معلوم شد که اعتماد آنها به رئیس جمهور و افراد او بیهوده بوده است.
در سال 1972 همه جای کاخ سفید چه داخلی و چه سیاست خارجی تحت الشعاع یک هدف بزرگتر یعنی پیروزی انتخابات در نوامبر بودند. دولت نیکسون فاقد سیاست انرژی ملی منسجم و سیاست اقتصادی خارجی مشخص بود. مجله نیوزویک گزارش داد که سیاست سوخت به اداره معاون، کمیسیون انرژی اتمی، سازمان حفاظت محیط زیست و به طور کلی به 64 سازمان دولتی مربوط است. ولی هیچ یک از مردان اطراف رئیس جمهور برداشت صحیحی از اقتصاد نفت و مشکلات ناشی از اتکای آمریکا به نفت خاورمیانه را نداشتند.
فرماندار سابق تکزاس جان کانالی اضافه بر اینکه به عنوان قاصدی بین کاخ سفید و کاخ نیاوران درباره شورشیان کرد عراق عمل می کرد در مورد مذاکرات شرکت آرامکو با سعودی ها نیز مرد اول نیکسون بود. در جلد دوم از سه جلد خاطراتش تحت عنوان «سالهای آشوب» کیسینجر هرگونه دخالت مستقیم در جریان بین دولت عربستان و شرکتهای نفتی را انکار می کند. «من در مذاکرات دخالتی نداشتن ولی بر طبق تقاضای شرکتهای نفتی صحبت مفصلی با نماینده دولت عربستان داشتم. کیسینجر در این مورد بسیار کمرویی کرده است. متن نوشته شده صحبت های تلفنی کیسینجر نشان می دهد که او و کانالی عمیقاً در مذاکرات عقد قرارداد دخالت داشته اند که نه تنها باعث از دست دادن جای پای شرکتهای نفتی در صنعت نفت عربستان سعودی شد بلکه صدها میلیون دلار نیز در پرداختهای مالی به آنها خسارت وارد آورد به طوری که دخالت انها منجر به اشتباه فوقالعاده بزرگی شد.
در دوم آگوست 1972 کانالی به کیسینجر تلفن کرد تا مکالمه تلفنی را که در همان زمان با نماینده ای که از طرف ملک فیصل آمده بود، را شرح دهد.
معاون وزارت نفت عربستان سعودی به نام شاهزاده سعودالفیصل تازه وارد شهر شده و از کاخ سفید تقاضای راهنمایی در مذاکرات با شرکت آرامکو کرده بود. کانالی به کیسینجر گفت «من به سعود گفتم که بهتر است آنها فعلاً همه چیز را تا بعد از انتخابات به حال تعلیق نگاه دارند. به او گفتم راستش را بخواهید، اینک وضعیت به نقطه ای رسیده که ما نمی خواهیم شرکتهای نفتی آمریکا برای ما درباره سیاست خارجی مذاکره کنند و به او گفتم که او و ما اینک عمیقاً درگیر سیاست خارجی شدهایم و گفت به شاهزاده سعودی گفته است که آمریکا سالیان درازی برای ایجاد یک سیاست مشخص نفتی کوتاهی کرده است ولی این رئیس جمهور می خواهد آن را درست انجام دهد و ما هم قصد داریم آن را انجام دهیم ولی این کار را در ظرف دو هفته آینده نمی توان به اجرا درآورد.
سعودی ها اولتیماتومی برای اقدام تعیین کرده بودند و ما هم نمی خواهیم شما اقدامی انجام دهید که شما را در راهی قرار دهد که ناچاراً منجر به رویارویی با ما شود چون ما قرار است یک کشور مصرف کننده نفت بزرگی شویم و شما هم بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان خواهید شد.
آرامکو در ابتدا آماده بود در این معامله بیست درصد سهم مشارکت به سعودی ها پیشنهاد کند ولی آن ها یک چهارم تمام سهام را می خواستند با این قول که در آینده کنترل کامل را در دست گیرند. در نتیجه مدیران نفتی در جست و جوی یک پشتیبان سیاسی دست به دامن کاخ سفید شدند اما کاخ سفید توجهی نکرد تا سعودی ها 25 درصد مشارکت مورد درخواست خود را با این قول که در سال 1982 کنترل اکثریت 51 درصد سهام را در دست داشته باشند به دست آوردند و ملک فیصل موفق به کسب پیروزی خیره کننده ای شد.
استراتژی مذاکره پادشاه عربستان با استراتژی شاه ایران تفاوت داشت ولی هنگامی که به مسئله ملی کردن و افزایش قیمتها می رسید هر دو پادشاه هدف های مشابهی داشتند. یکی نقش لاک پشت و دیگری نقش خرگوش را بازی می کرد.
سالها بعد کیسینجر از روشی که جیمی سن و همکارانش در انجام مذاکرات با سعودی ها در پیش گرفته بودند به شدت انتقاد کرد و گفت: با تسلیم به شرایط سعودی ها شرکتها ملعبه دست ملتهایی خواهند شد که منافع آنها لزوماً با ما در یک حالت موازی پیش نمی رود. ولی نوشته های مکالمه های تلفنی کیسینجر داستان دیگری را برای ما تعریف می کند. کیسینجر به کانالی محرمانه گفته بود که البته وی به سعودی ها چراغ سبز نشان داده بود تا علیه شرکتهای نفتی اقدام نمایند و در همان هنگام به او یادآوری کرده بود که فشار زیاد به آمریکا نیز چندان به نفع آنها نخواهد بود چرا اگر با ما وارد رویارویی شوند در آن صورت باید به دولتهایی اتکا نمایند که منافع آنها موجب بی آبروییشان خواهد بود. کیسینجر صریحاً به کانالی اعتراف نمود که به نفع ما نبود به سعودیها قراردادی را تحمیل کنیم که نتیجه آن بدتر از نتیجه کشورهای دیگر باشد چون ما به ثباتها علاقمندیم. این روش کیسینجر برای تفهیم به ملک فیصل بود تا بداند دولت نیکسون احتیاج او را به افزایش درآمد نفتی برای ساختن نیروی نظامی عربستان درک می کند و وی با تحمیل شرایط سخت بر شرکتها نباید نگران واکنش شرکتهای نفتی باشد.
منبع: پادشاهان نفت
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۷