به گزارش
میز نفت ، کاش بخشی از همان انرژی، اراده و جدیتی که برای کنار زدن شریعتمداری صرف شد، در جای دیگری از صنعت نفت هم به کار گرفته میشد؛ جایی که سالهاست نام برخی مدیران پرحاشیه، تصمیمهای بحثبرانگیز و ادعاهای مربوط به تخلفات و فساد، بیش از آنکه به یک مسئله جدی مدیریتی تبدیل شود، در حد حرف و حاشیه باقی مانده است.
ظاهراً در
صنعت نفت، کنار گذاشتن برخی افراد گاهی از رسیدگی به عملکردشان سادهتر است و تغییر مدیران نیز بیشتر از اصلاح ساختارها مورد توجه قرار میگیرد. اگر همان حساسیتی که برای حذف یک مدیر به خرج داده میشود، برای بررسی عملکرد مدیران مسئلهدار، شفافسازی پروندههای مورد مناقشه و برخورد با تخلفات احتمالی نیز وجود داشت، شاید امروز بخش قابل توجهی از مشکلات مدیریتی صنعت نفت را شاهد نبودیم.
مسئله فقط رفتن یا ماندن یک مدیر نیست؛ مسئله این است که چرا در برابر برخی حاشیهها و ادعاهای جدی، ارادهای هموزن تغییرات مدیریتی دیده نمیشود؟
اگر قرار است صنعت نفت اصلاح شود، شاید بد نباشد بهجای تمرکز دائمی بر جابهجایی چهرهها، کمی هم سراغ ریشه مشکلات رفت؛ جایی که اتفاقاً حاشیهها کم نیستند و پاسخهای روشنی هم برای بسیاری از آنها مطالبه میشود.