به گزارش
میز نفت، سریالهای طنز تلویزیونی ایران در سالهای گذشته تنها به شوخیهای مستقیم و موقعیتهای کمیک محدود نبودهاند و در بسیاری از موارد، سازندگان از کنایه، استعاره و موقعیتهای چندلایه برای انتقال مفاهیم اجتماعی استفاده کردهاند.
در همین زمینه، اخیراً مهراب قاسمخانی در گفتوگویی درباره یکی از سکانسهای سریال «پاورچین» روایتی را مطرح کرده که بار دیگر توجهها را به رابطه شخصیتهای فرهاد و مهتاب جلب کرده است.
به گفته قاسمخانی، ماجرای کوه رفتن مشترک فرهاد با بازی مهران مدیری و مهتاب با بازی سحر زکریا، از نگاه او معنایی فراتر از روایت معمول داستان داشته و پس از پخش چند قسمت، صداوسیما نسبت به استفاده از چنین تمهیداتی در فیلمنامه به نویسندگان تذکر داده است.
البته این روایت، همانطور که در گزارشهای منتشرشده نیز تأکید شده، یک ادعا و روایت از سوی قاسمخانی است و نمیتوان برداشتهای مطرحشده درباره آن را به عنوان واقعیت قطعی درباره پشت صحنه سریال در نظر گرفت.
سکانسهای «پاورچین»؛ شوخیهایی فراتر از داستان
بازخوانی دوباره «پاورچین» نشان میدهد برخی از سکانسهای این مجموعه سالها پس از پخش همچنان محل بحث و تفسیر مخاطبان هستند.
یکی از ویژگیهای این سریال استفاده از موقعیتهای روزمره برای بیان مسائل اجتماعی بود؛ اتفاقی که باعث میشد شوخیهای ظاهراً ساده، در لایهای دیگر به موضوعاتی مانند روابط اجتماعی، سبک زندگی و مناسبات محیط کار اشاره کنند.
آبگوشت خوردن فرهاد، داوود و سپهر
سکانس آبگوشت خوردن فرهاد، داوود و سپهر در «پاورچین» در ظاهر یک دورهمی ساده و طنزآمیز است، اما نوع طراحی صحنه و فضای حاکم بر آن، امکان برداشتهای دیگری را نیز ایجاد کرده است.
در این صحنه، آبگوشت میتواند صرفاً یک عنصر برای شکل دادن به فضای صمیمی داستان باشد یا از نگاه برخی مخاطبان، نمادی از یک فضای سنتی و غیررسمی تلقی شود.
همین امکان برداشتهای متفاوت، یکی از ویژگیهای ماندگار برخی سکانسهای طنز تلویزیونی است؛ صحنههایی که در زمان پخش ممکن است تنها یک شوخی معمولی به نظر برسند، اما سالها بعد دوباره مورد توجه قرار میگیرند.
«پاورچین» و شوخی با چاپلوسی در محیط کار
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه «پاورچین»، پرداختن به رفتار کارمندان در برابر مدیر و رئیس اداره است.
در برخی سکانسها، با ورود رئیس، رفتار کارکنان به شکل محسوسی تغییر میکند و هرکدام تلاش دارند میزان وفاداری و فعالیت خود را بیشتر از واقعیت نشان دهند.
شخصیت داوود نیز نمونه اغراقشدهای از این رفتار است؛ کارمندی که برای جلب رضایت مدیر، رفتارهایی افراطی از خود نشان میدهد و همین مسئله به یکی از محورهای طنز سریال تبدیل میشود.
اگرچه این موضوع در قالب کمدی روایت شده، اما در لایه اجتماعی خود به پدیده چاپلوسی و تظاهر در محیطهای اداری میپردازد؛ موضوعی که برای مخاطبان همچنان قابل لمس است.
«ساختمان پزشکان»؛ وقتی میلکشیک به یک عنصر داستانی تبدیل میشود
در سریال «ساختمان پزشکان» نیز برخی سکانسها از عناصر ساده برای ساختن موقعیتهای چندلایه استفاده میکردند.
سکانس حضور پزشکان در کافه و میلکشیک خوردن آنها یکی از نمونههایی است که در بازخوانیهای بعدی، فراتر از یک موقعیت کمیک دیده شده است.
رفتار شخصیتها در این صحنه و فاصله گرفتن آنها از فضای معمول کاری، میتواند به موضوعاتی مانند فشارهای شغلی، خستگی ذهنی و تلاش برای فاصله گرفتن موقت از مشکلات روزمره اشاره داشته باشد.
البته این برداشتها بیشتر در چارچوب خوانش فرامتنی مخاطبان قرار میگیرند و الزاماً به معنای تأیید یک تفسیر مشخص از سوی سازندگان نیستند.
«بزنگاه» و موقعیتهای چندلایه رضا عطاران
در میان سریالهای طنز تلویزیونی، آثار رضا عطاران نیز به دلیل استفاده از موقعیتهای اجتماعی و خانوادگی چندلایه، همچنان مورد توجه قرار دارند.
«بزنگاه» از جمله مجموعههایی است که بسیاری از موقعیتهای آن پس از سالها در شبکههای اجتماعی بازنشر میشوند و مخاطبان جدید، برداشتهای متفاوتی از آنها ارائه میکنند.
این بازخوانی دوباره نشان میدهد برخی آثار طنز، محدود به زمان پخش خود باقی نمیمانند و تغییر فضای اجتماعی میتواند معنای تازهای به برخی شوخیها و موقعیتهای آنها بدهد.
چرا سکانسهای قدیمی دوباره مورد توجه قرار گرفتهاند؟
گسترش شبکههای اجتماعی یکی از دلایل اصلی بازگشت بسیاری از سکانسهای قدیمی سریالهای طنز به فضای عمومی است.
ویدئوهایی که در زمان پخش تلویزیونی تنها چند دقیقه از یک قسمت بودند، امروز به صورت جداگانه در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند و مخاطبان درباره جزئیات آنها بحث میکنند.
از سوی دیگر، تغییر نگاه مخاطبان در طول زمان باعث میشود یک شوخی قدیمی، سالها بعد معنایی متفاوت پیدا کند. کنایهها، استعارهها و موقعیتهای غیرمستقیم نیز به مخاطب اجازه میدهند برداشت شخصی خود را از یک صحنه داشته باشد.
به همین دلیل، ماجرای مطرحشده درباره «پاورچین» تنها یک خاطره از یک سریال قدیمی نیست؛ بلکه بهانهای برای بازخوانی بخشی از تاریخ طنز تلویزیونی ایران و سکانسهایی است که هنوز هم قابلیت بحث و تفسیر دارند.