به گزارش
میزنفت، ایران فهرست روزانه مشتریان نفت خود را منتشر نمیکند. مشخص نیست هر محموله با چه کشتی، در چه روزی، با چه حجمی و به مقصد کدام خریدار حرکت کرده است. تحریمها نیز باعث شده بخشی از تجارت نفت ایران با پیچیدگی بیشتری انجام شود.
با این حال تقریباً هر ماه اعدادی درباره صادرات نفت ایران منتشر میشود. گاهی گفته میشود صادرات به ۱.۵ میلیون بشکه در روز رسیده و گاهی شرکت دیگری عددی متفاوت ارائه میکند.یکی از نامهایی که در کنار این برآوردها زیاد دیده میشود «کپلر» است.
کپلر یک نهاد دولتی یا سازمان بینالمللی نیست. این مجموعه یک شرکت خصوصی اطلاعات و تحلیل بازار کالا و کشتیرانی است که جریان نفت، فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی مایع و برخی دیگر از کالاهای جهانی را رصد میکند.اما سؤال مهم این است که وقتی قرارداد فروش نفت ایران محرمانه است، کپلر از کجا میفهمد چند بشکه نفت از ایران خارج شده است؟
نفتکش اولین سرنخ صادرات نفت است
نقطه شروع، کشتی است.بخش بزرگی از
تجارت جهانی نفت از طریق دریا انجام میشود و هر نفتکش مجموعهای از اطلاعات درباره هویت، موقعیت، مسیر و ویژگیهای فنی خود به جا میگذارد.یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی، سامانه شناسایی خودکار کشتیهاست. کشتیها از طریق این سامانه اطلاعاتی مانند موقعیت، سرعت، جهت حرکت و هویت خود را مخابره میکنند.
دادههای دریافتی از ایستگاههای ساحلی و ماهوارهها امکان دنبالکردن مسیر بسیاری از نفتکشهای جهان را فراهم میکند.اگر یک نفتکش وارد منطقه بارگیری نفت شود، مدتی در نزدیکی پایانه بماند و سپس با تغییر وضعیت حرکت خود از منطقه خارج شود، نخستین قطعات پازل کنار هم قرار میگیرند.اما این بهتنهایی اثبات نمیکند که کشتی چه مقدار نفت حمل میکند یا مقصد نهایی محموله کجاست.
میزان فرورفتگی کشتی یک سرنخ دیگر میدهد
نفتکش خالی و نفتکش پر رفتار فیزیکی متفاوتی روی آب دارند.وقتی صدها هزار تن نفت وارد مخازن کشتی میشود، بدنه آن بیشتر در آب فرو میرود. میزان این فرورفتگی که در
صنعت کشتیرانی با عنوان «آبخور» شناخته میشود، یکی از اطلاعات مفید برای تشخیص وضعیت بار کشتی است.
تغییر آبخور نفتکش قبل و بعد از حضور در یک منطقه بارگیری میتواند نشان دهد که کشتی بارگیری کرده است.البته آبخور بهتنهایی حجم دقیق نفت را مشخص نمیکند. اندازه کشتی، ظرفیت مخازن، نوع محموله و شرایط عملیاتی نیز باید در نظر گرفته شوند.اما وقتی اطلاعات آبخور در کنار ظرفیت نفتکش، موقعیت جغرافیایی و سابقه حرکت آن قرار میگیرد، تخمین مقدار محموله دقیقتر میشود.
خاموششدن نفتکش پایان ردیابی نیست
ماجرا برای نفت تحریمی پیچیدهتر میشود.برخی نفتکشها ممکن است سامانه موقعیتیابی خود را برای مدتی خاموش کنند یا انتقال اطلاعات آنها با وقفه مواجه شود. در چنین شرایطی روی نقشه دیجیتال به نظر میرسد کشتی ناگهان ناپدید شده است.اما خاموششدن سیگنال به معنای ناپدیدشدن فیزیکی یک نفتکش چندصدمتری نیست.
آخرین موقعیت ثبتشده، جهت حرکت، سرعت کشتی و نخستین موقعیتی که پس از بازگشت سیگنال مشاهده میشود، میتواند محدوده احتمالی حرکت آن را مشخص کند.سابقه رفتوآمد همان کشتی نیز اهمیت دارد. اگر نفتکشی بارها یک الگوی مشخص را تکرار کرده باشد، رفتار گذشته آن به تحلیل حرکت جدید کمک میکند.به همین دلیل خاموشی سامانه موقعیتیابی کار ردیابی را دشوار میکند، اما لزوماً آن را غیرممکن نمیکند.
ماهواره خلأ اطلاعات کشتی را پر میکند
در مناطقی که اطلاعات موقعیتیابی کافی نیست، تصاویر ماهوارهای اهمیت بیشتری پیدا میکنند.یک نفتکش غولپیکر میتواند بیش از ۳۰۰ متر طول داشته باشد. چنین جسم بزرگی حتی اگر موقعیت خود را مخابره نکند، در تصاویر مناسب ماهوارهای قابل مشاهده است.
تصاویر ماهوارهای میتوانند برای بررسی حضور کشتی در پایانههای نفتی، لنگرگاهها یا نقاطی که احتمال انتقال محموله وجود دارد مورد استفاده قرار گیرند.
این اطلاعات در کنار دادههای حرکت کشتی به تحلیلگران کمک میکنند بخشهایی از مسیر را که اطلاعات مستقیم درباره آنها وجود ندارد بازسازی کنند.در واقع تحلیل نفتکشها شبیه کنار هم گذاشتن چند منبع ناقص است. هیچ دادهای بهتنهایی تمام داستان را نمیگوید، اما ترکیب آنها میتواند تصویر بسیار روشنتری ایجاد کند.
انتقال کشتی به کشتی ردیابی را پیچیده میکند
یکی از دشوارترین بخشهای ردیابی نفت، انتقال محموله از یک کشتی به کشتی دیگر در دریاست.در این عملیات دو نفتکش در کنار یکدیگر قرار میگیرند و نفت بدون ورود به یک پایانه خشکی از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل میشود.
در تجارت عادی نیز چنین عملیاتی انجام میشود، اما در تجارت نفت تحریمی میتواند شناسایی منشأ محموله را دشوارتر کند.برای تحلیل چنین عملیاتی، رفتار دو کشتی بررسی میشود. کاهش سرعت، توقف طولانی در کنار یکدیگر، موقعیت جغرافیایی، تغییر آبخور دو نفتکش و مسیر حرکت آنها پس از جدایی میتواند سرنخهایی درباره انتقال محموله ایجاد کند.
اگر کشتی اول پس از ملاقات سبکتر و کشتی دوم سنگینتر شده باشد، احتمال انتقال بار افزایش پیدا میکند.اما اینجا نیز تحلیلگر با «قرائن» کار میکند و نه الزاماً سند قرارداد فروش نفت.
تغییر نام کشتی سابقه آن را پاک نمیکند
یکی دیگر از پیچیدگیهای
بازار نفت تحریمی تغییر نام، پرچم، مالک ثبتشده یا شرکت ادارهکننده نفتکش است.اما کشتی علاوه بر نام، یک شماره شناسایی بینالمللی دارد که برای شناسایی آن در طول عمر کشتی طراحی شده است.در نتیجه تغییر نام یک نفتکش الزاماً باعث نمیشود سابقه آن از سامانههای اطلاعاتی حذف شود.
پایگاههای اطلاعاتی کشتیرانی میتوانند سابقه نامهای قبلی، پرچمها، مالکان و مدیران کشتی را به یک شناور مشخص متصل کنند.به همین دلیل تحلیلگران فقط نامی را که روی بدنه نفتکش نوشته شده دنبال نمیکنند. هویت فنی کشتی اهمیت بیشتری دارد.
مقصد اعلامی همیشه مقصد واقعی نیست
یکی از اشتباهات رایج این است که مقصد درجشده در سامانه کشتی را مقصد قطعی محموله بدانیم.اطلاعات مقصد میتواند توسط خدمه وارد شود و همیشه برای تعیین مقصد نهایی کافی نیست.یک نفتکش ممکن است در مسیر توقف کند، مقصد خود را تغییر دهد، محموله را به کشتی دیگری منتقل کند یا ابتدا به یک نقطه واسطه حرکت کند.
به همین دلیل برای تعیین مقصد نفت، مسیر واقعی کشتی پس از بارگیری اهمیت بیشتری از یک عبارت ثبتشده در سامانه دارد.اگر کشتی پس از خروج از خلیج فارس از اقیانوس هند عبور کند، وارد تنگه مالاکا شود و سپس به سمت بنادر چین حرکت کند، تصویر مقصد بهتدریج روشنتر میشود.
ورود به بندر پایان بخش مهمی از پازل است
ردیابی تنها با خروج نفتکش از مبدأ تمام نمیشود.برای تعیین مقصد محموله باید دید کشتی در نهایت کجا تخلیه کرده است.ورود به محدوده بندری، مدت توقف، تغییر آبخور و حرکت بعدی کشتی میتواند نشان دهد آیا تخلیه انجام شده است یا خیر.
اگر نفتکش با آبخور بالا وارد منطقهای شود و پس از توقف با آبخور کمتر خارج شود، یکی از نشانههای تخلیه بار مشاهده شده است.اطلاعات پایانهها و بنادر نیز میتواند به تکمیل این تصویر کمک کند.
در نتیجه برای محاسبه صادرات نفت ایران تنها شمارش کشتیهایی که از آبهای ایران خارج میشوند کافی نیست. باید مشخص شود کشتی چه زمانی بارگیری کرده، تقریباً چه مقدار بار دارد و محموله در نهایت به کجا رسیده است.
حجم نفت از ظرفیت کشتی تخمین زده میشود
پس از شناسایی بارگیری، مسئله بعدی تعیین حجم محموله است.هر نفتکش ظرفیت مشخصی دارد. نفتکشهای بسیار بزرگ میتوانند در حدود ۲ میلیون بشکه نفت حمل کنند، اما به این معنی نیست که در هر سفر دقیقاً با ظرفیت کامل حرکت میکنند.
اطلاعات مربوط به اندازه کشتی، ظرفیت، آبخور و نوع محموله برای برآورد مقدار بار مورد استفاده قرار میگیرد.پس از تخمین محموله کشتیهای مختلف، حجم کل بارگیریشده در یک دوره زمانی محاسبه و بر تعداد روزهای آن دوره تقسیم میشود.
از همین مسیر است که عددی مانند «میانگین صادرات روزانه نفت ایران» شکل میگیرد.یعنی پشت یک عدد ساده روزانه ممکن است بررسی حرکت دهها نفتکش و صدها نقطه اطلاعاتی قرار داشته باشد.
صادرات با فروش نفت یک مفهوم نیست
یکی از مهمترین نکاتی که هنگام استفاده از آمار کپلر باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان «صادرات»، «تحویل» و «فروش» است.اگر نفتکشی امروز از ایران بارگیری کند، میتوان آن را در آمار بارگیری یا صادرات دریایی ثبت کرد. اما این به معنای آن نیست که پول محموله همان روز دریافت شده است.
حتی ممکن است نفت در مخازن شناور باقی بماند، در مسیر به کشتی دیگری منتقل شود یا مدتها بعد تخلیه شود.بنابراین دادههای ردیابی کشتی بیش از هر چیز جریان فیزیکی نفت را اندازهگیری میکنند.
این دادهها بهتنهایی نمیتوانند شرایط مالی معامله، میزان تخفیف، نحوه تسویه یا زمان دریافت پول را مشخص کنند.به همین دلیل عبارت «کپلر میگوید ایران روزانه فلان مقدار نفت فروخته» همیشه دقیقترین تعبیر نیست.در بسیاری از موارد بهتر است گفته شود «برآورد کپلر از صادرات یا جریان دریایی نفت ایران».
چرا اعداد شرکتهای ردیابی متفاوت است؟
گاهی کپلر یک رقم برای صادرات نفت ایران منتشر میکند و شرکت دیگری رقم متفاوتی ارائه میدهد.این اختلاف الزاماً به معنای اشتباه یکی از آنها نیست.شرکتهای مختلف ممکن است تعریف متفاوتی از صادرات داشته باشند. یکی بارگیری از مبدأ را مبنا قرار دهد و دیگری تخلیه در مقصد را بیشتر مورد توجه قرار دهد.
برآورد حجم محموله نیز میتواند متفاوت باشد. تشخیص انتقال کشتی به کشتی، نفت موجود در ذخیره شناور، نوع محموله و حتی تاریخ نسبتدادن یک سفر به ماه مشخص میتواند اختلاف ایجاد کند.
برای نفت کشورهای تحریمشده این عدم قطعیت بیشتر است، زیرا بخشی از تجارت عمداً با شفافیت کمتری انجام میشود.بنابراین اعداد شرکتهای ردیابی را باید برآوردهای اطلاعاتی دانست و نه آمار رسمی گمرکی.
کپلر قرارداد فروش نفت ایران را نمیبیند
این شاید مهمترین نکته برای درک جایگاه آمار کپلر باشد.کپلر الزاماً قرارداد میان فروشنده ایرانی و خریدار خارجی را در اختیار ندارد. حساب بانکی معامله را نیز مشاهده نمیکند و نمیتواند فقط از روی حرکت کشتی مشخص کند نفت با چه تخفیفی فروخته شده یا پول آن چگونه بازگشته است.
آنچه قابل مشاهده است، ردپای فیزیکی تجارت است.یک نفتکش وارد منطقه میشود، بارگیری میکند، آبخور آن تغییر میکند، حرکت خود را آغاز میکند، شاید برای مدتی خاموش شود، احتمالاً با کشتی دیگری ملاقات میکند و سرانجام در نقطه دیگری از جهان ظاهر میشود.شرکتهای اطلاعاتی این ردپاها را کنار هم قرار میدهند و از آنها تصویری از جریان نفت جهان میسازند.
نفتکش خاموش هم ردپا دارد
در نتیجه پاسخ به این سؤال که «کپلر از کجا میفهمد ایران چقدر نفت صادر کرده؟» یک منبع اطلاعاتی واحد نیست.موقعیت نفتکش، مشخصات فنی کشتی، ظرفیت حمل، آبخور، تصاویر ماهوارهای، اطلاعات بنادر، سابقه حرکت، انتقال کشتی به کشتی و محل تخلیه، قطعات مختلف یک پازل هستند.
هرچه تعداد این قطعات بیشتر باشد، اطمینان نسبت به برآورد افزایش پیدا میکند. هرچه کشتی مدت بیشتری خارج از پوشش اطلاعاتی باشد یا محموله چند بار جابهجا شود، عدم قطعیت نیز بیشتر خواهد شد.
به همین دلیل آمار کپلر درباره صادرات نفت ایران را نه باید معادل آمار رسمی وزارت نفت دانست و نه آن را حدسی ساده درباره چند کشتی روی نقشه تلقی کرد.این اعداد محصول ردیابی و مدلسازی جریان فیزیکی نفت هستند.
در تجارت نفت تحریمی ممکن است قرارداد دیده نشود، خریدار نهایی اعلام نشود و نفتکش برای مدتی سیگنال خود را قطع کند، اما جابهجایی میلیونها بشکه نفت بدون باقی گذاشتن هیچ ردپایی بسیار دشوار است.کشتی میتواند فرستنده خود را خاموش کند، اما نمیتواند ۳۰۰ متر بدنه و نزدیک به ۲ میلیون بشکه محمولهاش را از جهان فیزیکی حذف کند.