به گزارش
میزنفت، شش ماه جنگ و اختلال در جریان انرژی خاورمیانه اکنون یک صورتحساب سنگین برای اقتصاد جهانی بر جای گذاشته است. اویلپرایس در گزارشی تازه اعلام کرد جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل از ماه مارس تا اوت ۲۰۲۶ حدود ۳۳۰ میلیارد دلار هزینه اضافی به واردات جهانی نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایعشده تحمیل کرده است.
این برآورد براساس دادههای مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک انجام شده و مبنای محاسبه آن، مقایسه قیمتهایی است که واردکنندگان عملاً برای انرژی پرداخت کردهاند با قیمتهایی که بازارهای آتی پیش از آغاز جنگ برای همین دوره پیشبینی میکردند.
به این ترتیب، رقم ۳۳۰ میلیارد دلار به معنای کل خسارت اقتصادی جنگ نیست، بلکه فقط «پریمیوم جنگ» پرداختشده برای واردات دریایی سوختهای فسیلی را نشان میدهد. هزینههای بالاتر حملونقل دریایی و برخی هزینههای جانبی نیز در این رقم محاسبه نشدهاند؛ بنابراین فشار واقعی جنگ بر تجارت جهانی انرژی میتواند بیشتر باشد.
نفت خام نیمی از صورتحساب را ساخت
بزرگترین سهم هزینه اضافی مربوط به نفت خام بوده است. واردکنندگان طی شش ماه حدود ۱۶۴.۱ میلیارد دلار بیشتر از سطح مورد انتظار پیش از جنگ برای خرید نفت خام پرداخت کردهاند.
پس از نفت خام، گازوئیل و نفتگاز با ۷۳.۸ میلیارد دلار هزینه اضافی در جایگاه دوم قرار گرفتهاند. واردات بنزین نیز حدود ۳۵.۷ میلیارد دلار گرانتر تمام شده و هزینه اضافی واردات الانجی به حدود ۳۸ میلیارد دلار رسیده است.سوخت جت نیز حدود ۲۰ میلیارد دلار هزینه اضافی برای کشورهای واردکننده ایجاد کرده است.
در مجموع ترکیب هزینههای اضافی چنین بوده است:دادهها نشان میدهد اگرچه افزایش قیمت نفت خام کمتر از برخی سناریوهای اولیه پس از شروع جنگ بود، بازار فرآوردههای نفتی فشار شدیدتری را تجربه کرد. قیمت گازوئیل و نفتگاز نسبت به انتظارات پیش از جنگ حدود ۵۹ درصد بالاتر قرار گرفت و بنزین نیز حدود ۴۳ درصد گرانتر شد.
اروپا بزرگترین بازنده شد
اتحادیه اروپا با حدود ۷۸ میلیارد دلار هزینه اضافی، بیشترین فشار مالی ناشی از شوک انرژی جنگ را متحمل شده است.
وابستگی بالای اروپا به واردات نفت و گاز یکی از دلایل اصلی این وضعیت عنوان شده است. کاهش دسترسی اروپا به هیدروکربنهای روسیه در سالهای گذشته، وابستگی این منطقه به نفت خام و الانجی وارداتی از سایر نقاط جهان را افزایش داده و ظرفیت صادراتی نروژ نیز برای جبران کامل این وابستگی کافی نیست.
در نتیجه هر شوک بزرگ در بازار جهانی نفت و گاز مستقیماً در صورتحساب انرژی اروپا منعکس میشود.چین با حدود ۳۵ میلیارد دلار هزینه اضافی در رتبه دوم قرار گرفته است. چین بزرگترین واردکننده نفت خام جهان و یکی از بزرگترین خریداران الانجی است و افزایش قیمت انرژی میتوانست هزینه بسیار بیشتری به این کشور تحمیل کند.
با این حال پکن پس از جهش قیمتها، واردات خود را کاهش داد و بخشی از نیاز بازار را از ذخایر عظیم نفتی تأمین کرد. برآوردهای مورد اشاره در گزارش، ذخایر چین در ابتدای سال را حدود یک تا ۱.۴ میلیارد بشکه عنوان میکنند. کاهش تقاضای وارداتی چین نیز یکی از عواملی بود که مانع تبدیل بحران هرمز به یک جهش شدیدتر قیمت جهانی نفت شد.
هند سومین بازنده بزرگ
هند با حدود ۲۲ میلیارد دلار افزایش هزینه واردات انرژی در جایگاه سوم قرار گرفته است.اقتصاد هند وابستگی بالایی به واردات نفت خام دارد و بخش قابلتوجهی از نفت مورد نیاز این کشور پیش از بحران از خاورمیانه تأمین میشد. اختلال در جریان صادرات نفت منطقه و محدودیت تردد از تنگه هرمز، هند را مستقیماً در معرض افزایش قیمت قرار داد.
البته افزایش ناخالص هزینه واردات هند با اثر کاهش تقاضا یکسان نیست. برآورد دیگری از مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک نشان میدهد هزینه خالص اضافی هند در مجموع سوختهای فسیلی حدود ۱۴.۴ میلیارد دلار، معادل تقریباً ۰.۳۸ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور بوده است.
ماهانه ۵۵ میلیارد دلار هزینه اضافی
ابعاد شوک زمانی روشنتر میشود که رقم ۳۳۰ میلیارد دلار در دوره ششماهه تقسیم شود.واردکنندگان انرژی جهان از زمان آغاز بحران بهطور متوسط ماهانه حدود ۵۵ میلیارد دلار بیشتر از سطح مورد انتظار پیش از جنگ برای سوختهای فسیلی هزینه کردهاند.
مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک این وضعیت را بزرگترین شوک پایدار قیمت انرژی از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ ارزیابی کرده است.
با این حال اثر بحران در همه کشورها یکسان نبوده است. اقتصادهایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند، بخش بزرگتری از درآمد خود را صرف جبران افزایش قیمتها کردهاند.
کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط رو به پایین معادل حدود یک درصد تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۲۴ خود هزینه اضافی برای سوختهای فسیلی پرداخت کردهاند؛ در حالی که این فشار برای کشورهای پردرآمد حدود ۰.۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد شده است.
گازوئیل به نقطه حساس بحران تبدیل شد
یکی از مهمترین بخشهای گزارش به بازار گازوئیل مربوط میشود.از میان ۱۷۰ کشور بررسیشده، ۱۳۴ کشور برای واردات گازوئیل بیش از آنچه بازار پیش از جنگ انتظار داشت پرداخت کردهاند.
پریمیوم جنگ در بازار گازوئیل در پنج ماه از شش ماه بحران بالاتر از ۵۵ درصد باقی مانده است. این شاخص در ماه ژوئن تا حدود ۴۳ درصد کاهش یافت، اما در اوت دوباره به حدود ۶۵ درصد رسید.
اهمیت این مسئله فقط به قیمت سوخت خودروها محدود نمیشود. حملونقل جادهای، کشاورزی، صنایع و شبکه توزیع کالا در بسیاری از اقتصادها به گازوئیل وابستهاند و افزایش قیمت آن میتواند از طریق هزینه حملونقل وارد قیمت طیف گستردهای از کالاها شود.
الانجی همچنان گران میماند
بازار گاز نیز از جنگ مصون نمانده است.متوسط قیمت الانجی در بازار آسیا طی دوره مورد بررسی حدود ۷۵ درصد بالاتر از سطحی بوده که پیش از آغاز جنگ انتظار میرفت. این اختلاف در بازار اروپا حدود ۶۰ درصد برآورد شده است.
اویلپرایس هشدار داده فشار بازار گاز ممکن است حتی پس از کاهش درگیریها نیز ادامه پیدا کند. اروپا برای پر کردن ذخایر خود پیش از زمستان به خرید گاز نیاز دارد و کشورهای آسیایی نیز باید برای ماههای سرد ذخیرهسازی کنند.رقابت همزمان اروپا و آسیا برای محمولههای الانجی میتواند قیمتها را در سطح بالا نگه دارد.
مشکل فقط تنگه هرمز نیست
بخش دیگری از فشار بازار انرژی به ظرفیت پالایش جهانی مربوط میشود.آژانس بینالمللی انرژی پیشتر برآورد کرده بود که در جریان درگیریها تا حدود یکپنجم ظرفیت پالایش خاورمیانه تحت تأثیر قرار گرفته است. ظرفیت پالایشی منطقه حدود ۹.۶ میلیون بشکه در روز عنوان شده و آسیب به بخشی از این زیرساختها عرضه فرآوردههای نفتی را محدود کرده است.
در همین زمان، حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز بخشی دیگر از ظرفیت تولید سوخت جهان را تحت فشار قرار داده است.
ترکیب این دو عامل به این معناست که حتی در صورت کاهش تنش نظامی، بازسازی ظرفیت پالایشگاهی زمان خواهد برد و بازار فرآوردههای نفتی ممکن است دیرتر از بازار نفت خام به وضعیت عادی بازگردد.
انرژی پاک ۳۶ میلیارد دلار از هزینه کم کرد
در کنار صورتحساب ۳۳۰ میلیارد دلاری، گزارش یک عدد دیگر نیز ارائه میکند.افزایش ظرفیت تولید برق پاک از سال ۲۰۲۰ باعث شده کشورهای واردکننده طی ماههای نخست بحران حدود ۳۶ میلیارد دلار از هزینه بالقوه واردات زغالسنگ، نفت و گاز خود بکاهند.
از این میزان، حدود ۱۰.۶ میلیارد دلار صرفهجویی مستقیماً ناشی از افزایش قیمت انرژی در دوران جنگ بوده است؛ یعنی انرژیای که به دلیل توسعه منابع کمکربن دیگر نیازی به واردات آن وجود نداشته، در شرایط بحران ارزش مالی بیشتری پیدا کرده است.
صورتحساب جنگ هنوز بسته نشده است
عدد ۳۳۰ میلیارد دلار فقط هزینه اضافی شش ماه نخست بحران تا پایان اوت را نشان میدهد.قیمت نفت همچنان بالاتر از سطح مورد انتظار پیش از جنگ قرار دارد، بازار فرآوردههای نفتی با محدودیت ظرفیت پالایش مواجه است و قیمت الانجی در اروپا و آسیا نیز فاصله قابلتوجهی با پیشبینیهای پیش از بحران دارد.
به همین دلیل اویلپرایس معتقد است اثر اقتصادی جنگ بر بازار انرژی الزاماً با پایان درگیری نظامی تمام نمیشود. آسیب پالایشگاههای خاورمیانه، کاهش ظرفیت پالایشی روسیه، رقابت اروپا و آسیا برای الانجی و نیاز به بازسازی ذخایر انرژی میتواند «پریمیوم جنگ» را برای مدتی در بازار نگه دارد.
در شش ماه نخست، جهان بهطور متوسط هر ماه حدود ۵۵ میلیارد دلار بیشتر برای واردات انرژی پرداخت کرده است؛ صورتحساب بزرگی که نشان میدهد حتی بدون رسیدن نفت به قیمتهای بسیار بالایی که در ابتدای بحران پیشبینی میشد، اختلال طولانی در هرمز و شبکه پالایش جهانی توانسته هزینه سنگینی به اقتصاد کشورهای واردکننده انرژی تحمیل کند.