به گزارش
میز نفت، واردات گاز از روسیه در سالهای اخیر با وعدهای بزرگ وارد ادبیات انرژی ایران شد؛ انتقال روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز که معادل حدود ۱۰۹ میلیارد مترمکعب در سال بود. این طرح در دولت ابراهیم رئیسی بهعنوان بخشی از همکاری راهبردی تهران و مسکو مطرح شد و در دولت مسعود پزشکیان نیز مذاکرات درباره آن ادامه یافت.
با وجود گذشت چند سال از آغاز این مسیر، هنوز خبری از ورود گاز روسیه در مقیاس وعده اولیه نیست و حجم مورد بحث برای آغاز پروژه به حدود ۲ میلیارد مترمکعب در سال رسیده است.
آغاز همکاری تهران و مسکو
داستان
واردات گاز روسیه از سال ۱۴۰۱ و همزمان با گسترش همکاریهای اقتصادی ایران و روسیه جدیتر شد. شرکت ملی نفت ایران و گازپروم در آن مقطع تفاهمنامهای به ارزش حدود ۴۰ میلیارد دلار امضا کردند که حوزههایی مانند توسعه میدانهای نفت و گاز، سرمایهگذاری، خطوط انتقال و سوآپ گاز را دربرمیگرفت.
در آن زمان هنوز قرارداد مشخصی برای واردات گسترده گاز روسیه وجود نداشت، اما چارچوب سیاسی و اقتصادی همکاری میان دو کشور شکل گرفته بود.
یک سال بعد، ایده تبدیل ایران به هاب گازی منطقه نیز بیشتر مورد توجه وزارت نفت قرار گرفت. موقعیت جغرافیایی ایران و دسترسی به بازارهای منطقه، در کنار تحولات بازار گاز روسیه پس از جنگ اوکراین، زمینه را برای مطرح شدن مسیرهای تازه تجارت گاز فراهم کرد.
وعده انتقال روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب
نقطه اوج این وعدهها زمانی بود که جواد اوجی، وزیر نفت دولت رئیسی، از برنامه انتقال روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز روسیه به ایران سخن گفت.
این حجم در مقیاس سالانه به حدود ۱۰۹ میلیارد مترمکعب میرسید؛ رقمی که در صورت تحقق، پروژه گاز روسیه را به یکی از بزرگترین طرحهای واردات گاز در منطقه تبدیل میکرد.
چنین حجمی میتوانست فراتر از جبران ناترازی گاز ایران باشد. در صورت ایجاد زیرساختهای لازم، ایران میتوانست بخشی از
گاز وارداتی را در داخل مصرف و بخشی دیگر را به بازارهای منطقه منتقل کند. به این ترتیب، واردات گاز روسیه میتوانست در خدمت ایده تبدیل ایران به یک هاب منطقهای گاز قرار گیرد.اما فاصله میان یک تفاهم سیاسی و ایجاد جریان واقعی گاز، خیلی زود خود را نشان داد.
عدد ۱۰۹ میلیاردی کوچک شد
با آغاز دولت پزشکیان، مذاکرات درباره گاز روسیه متوقف نشد.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت، نیز این مسیر را دنبال کرد و گفتوگوها با طرف روس ادامه یافت.
نقطه مهم بعدی در دی ۱۴۰۳ و همزمان با سفر پزشکیان به مسکو رقم خورد؛ جایی که ولادیمیر پوتین از ارقامی بسیار پایینتر از وعده اولیه سخن گفت.
بر اساس این اظهارات، انتقال گاز میتوانست در مرحله نخست با حدود ۲ میلیارد مترمکعب در سال آغاز شود و در ادامه به ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال برسد.
مقایسه این ارقام، فاصله میان وعده اولیه و مرحله آغازین پروژه را بهخوبی نشان میدهد. در مقطعی از ظرفیت ۱۰۹ میلیارد مترمکعب در سال صحبت میشد، اما فاز نخست به حدود ۲ میلیارد مترمکعب رسیده است.
به بیان ساده، حجم اولیه مورد مذاکره برای آغاز پروژه بیش از ۵۴ برابر کمتر از ظرفیت سالانهای است که در زمان طرح وعده ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز مطرح شده بود.
آذربایجان در مسیر انتقال گاز روسیه
در ادامه مذاکرات، مسیر احتمالی انتقال گاز نیز روشنتر شد. عبور گاز روسیه از جمهوری آذربایجان و ورود آن به ایران بهعنوان یکی از گزینههای اصلی مطرح شد.
حجم اولیه در این مسیر حدود ۱.۸ تا ۲ میلیارد مترمکعب در سال اعلام شده است؛ رقمی که با فاز نخست مورد اشاره در مذاکرات تهران و مسکو همخوانی دارد.
البته تعیین مسیر تنها یک بخش از پروژه است. قیمت گاز، هزینه انتقال، تعرفه عبور، سرمایهگذاری مورد نیاز برای خطوط لوله، ظرفیت شبکه داخلی ایران، نحوه تسویه مالی و چگونگی مصرف یا انتقال گاز وارداتی، همگی باید در قرارداد نهایی مشخص شوند.هر یک از این موارد میتواند بر زمانبندی اجرای پروژه و حجم واقعی واردات اثر بگذارد.
گاز روسیه هنوز به وعده اولیه نرسیده است
در سال ۱۴۰۵ نیز پرونده واردات گاز روسیه همچنان باز است و مذاکرات و اقدامات مقدماتی آن ادامه دارد، اما جریان گاز در مقیاس روزانه ۳۰۰ میلیون مترمکعب شکل نگرفته است.
این وضعیت تفاوت میان «ظرفیت مورد تصور» و «حجم قابل اجرای پروژه» را برجسته میکند. وعده ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز تصویری از یک همکاری عظیم گازی میان تهران و مسکو ایجاد کرده بود؛ همکاریای که در صورت تحقق میتوانست بر تجارت گاز منطقه نیز اثر بگذارد.اما چند سال بعد، بحث اصلی بر سر آغاز پروژه با حدود ۲ میلیارد مترمکعب در سال است.
از این رو، نمیتوان پروژه گاز روسیه را صرفاً لغوشده یا شکستخورده دانست؛ مذاکرات همچنان ادامه دارد و مسیر انتقال نیز تا حدی مشخص شده است. با این حال، فاصله میان وعده اولیه و وضعیت فعلی قابل چشمپوشی نیست.
در یک طرف، وعده انتقال ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز در روز یا حدود ۱۰۹ میلیارد مترمکعب در سال قرار دارد و در طرف دیگر، فاز آغازین حدود ۲ میلیارد مترمکعبی.
این فاصله نشان میدهد که تبدیل یک تفاهم سیاسی بزرگ به جریان واقعی گاز، به زیرساخت، قرارداد اقتصادی، مسیر انتقال و توافق دقیق بر سر قیمت و شرایط تجارت نیاز دارد؛ عواملی که تعیینکننده سرنوشت نهایی پروژه گاز روسیه خواهند بود.