۰
وعده توزیع ثروت انرژی و روایت مبارزه با شبکه قاچاق

مافیای بنزین یا تکرار احمدی‌نژاد؟

میز نفت - اظهارات سقاب اصفهانی درباره مافیای بنزین و قاچاق سوخت، همراه با طرح توزیع سهمیه انرژی، شباهت‌های سیاست‌های او با ادبیات اقتصادی و سیاسی احمدی‌نژاد را برجسته کرده است.
سقاب اصفهانی و احمدی نژاد | میز نفت
سقاب اصفهانی و احمدی نژاد | میز نفت
به گزارش میزنفت، سقاب اصفهانی در تازه‌ترین اظهارات خود از حضور افراد وابسته به هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا در شبکه قاچاق سوخت سخن گفته است. او همچنین از هزینه افشای اسامی این افراد گفته و تصویری از قدرت بالای ذی‌نفعان قاچاق سوخت ارائه کرده است. فارغ از صحت اسامی مورد اشاره و جایگاه افراد حاضر در این فهرست، نفس این نوع روایت برای سیاست ایران بسیار آشناست.

محمود احمدی‌نژاد سال‌ها قبل یکی از مشهورترین نمونه‌های این شیوه سیاست‌ورزی را وارد ادبیات عمومی ایران کرد. سخن از اسامی، پرونده‌ها و اطلاعاتی بود که قرار بود در زمان مناسب افشا شوند. «بگم‌بگم» بعدها از یک عبارت انتخاباتی فراتر رفت و به نمادی برای یک روش سیاسی تبدیل شد؛ اعلام وجود اطلاعات مهم بدون انتشار کامل آن.

اکنون سقاب اصفهانی از مافیای سوخت می‌گوید. از اصلاح‌طلب و اصولگرا نام می‌برد، اما نام افراد را اعلام نمی‌کند. حتی از خطر احتمالی افشای اسامی سخن به میان می‌آورد. اینجا دیگر مقایسه با احمدی‌نژاد فقط محصول یک شباهت اتفاقی در سیاست اقتصادی نیست. شباهت به سطح ادبیات سیاسی رسیده است.
 

ثروتی که باید تقسیم شود


نخستین نقطه اشتراک، البته بسیار قدیمی‌تر است. یکی از پایه‌های گفتمان اقتصادی احمدی‌نژاد بر مسئله توزیع ثروت استوار بود. درآمد نفت متعلق به مردم معرفی می‌شد و دولت وظیفه داشت سهم مردم را مستقیم‌تر به دست آنها برساند. هدف اعلام‌شده، عدالت بود. ابزار اصلی نیز توزیع گسترده منابع و پرداخت‌های مستقیم شد.

اما اقتصاد فقط دفتر تقسیم ثروت نیست. اگر تولید، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری، کسری بودجه و تورم نادیده گرفته شوند، افزایش سهم اسمی خانوار الزاماً به افزایش رفاه واقعی منجر نمی‌شود. تجربه آن دوره نشان داد پولی که میان مردم توزیع می‌شود، می‌تواند بخشی از ارزش خود را زیر فشار تورم از دست بدهد. توزیع ثروت بدون خلق ثروت، در نهایت خطر توزیع فقر را به همراه دارد.

نگرانی درباره ایده بنزینی سقاب اصفهانی نیز از همین نقطه آغاز می‌شود. تبدیل سهمیه انرژی به یک دارایی قابل توزیع میان همه شهروندان، در ظاهر پاسخی به نابرابری موجود در یارانه بنزین است. پرسش اصلی اما درباره مرحله بعدی است. این سازوکار چه اثری بر قیمت‌ها، بودجه دولت، مصرف، بازار غیررسمی و انتظارات تورمی خواهد گذاشت؟عدالت در نقطه شروع کافی نیست؛ نتیجه نهایی سیاست هم باید عادلانه باشد.
 

مافیا وارد صحنه می‌شود


سخنان تازه سقاب اصفهانی یک لایه دیگر نیز به این مقایسه اضافه کرده است. سیاستمدار در این روایت تنها طراح یک اصلاح اقتصادی نیست. او در برابر شبکه‌ای قدرتمند از منافع قرار گرفته است. شبکه‌ای با اعضایی از هر دو جناح سیاسی.

سفاب اصفهانی و احمدی نژاد - میز نفت

ممکن است چنین شبکه‌ای واقعاً وجود داشته باشد. قاچاق سوخت در ایران یک مسئله واقعی و دارای منافع اقتصادی بزرگ است. اختلاف قیمت داخلی و خارجی سوخت نیز انگیزه کافی برای شکل‌گیری شبکه‌های سازمان‌یافته ایجاد می‌کند. مسئله اما از جایی آغاز می‌شود که یک مقام دولتی از شناخت افراد سخن بگوید، اما اطلاعات خود را در اختیار افکار عمومی یا مسیر قضایی شفاف قرار ندهد.

اگر اسامی و مستندات وجود دارد، راه مقابله با مافیا مشخص است؛ سند، پرونده، دستگاه قضایی و اعلام نتیجه.«لیست دارم» جایگزین مبارزه با فساد نیست.
 

بازگشت «بگم‌بگم»؟


اینجاست که خاطره احمدی‌نژاد جدی‌تر می‌شود. او نیز بارها خود را در مقابل حلقه‌های قدرت و ثروت قرار می‌داد. از اطلاعاتی سخن می‌گفت که دیگران از بیان آن هراس داشتند. این روش یک مزیت سیاسی مهم داشت؛ هر مخالفتی با سیاست دولت می‌توانست بخشی از مقاومت صاحبان منافع تصویر شود.همین خطر امروز نیز وجود دارد.

طرح بنزینی سقاب اصفهانی باید با عدد، مدل اقتصادی و پیامدهای قابل اندازه‌گیری سنجیده شود. منتقد این طرح الزاماً عضو مافیای بنزین نیست. موافق آن نیز الزاماً مدافع عدالت نیست. سیاست انرژی با تقسیم جامعه میان «مردم» و «مافیا» اصلاح نمی‌شود.

هنوز برای صدور حکم درباره تکرار تجربه احمدی‌نژاد زود است. سقاب اصفهانی، احمدی‌نژاد نیست و شرایط اقتصادی و سیاسی امروز نیز با دهه ۱۳۸۰ تفاوت‌های جدی دارد. با این حال، شباهت‌ها دیگر محدود به یک ایده اقتصادی نیستند.ابتدا سخن از توزیع برابر ثروت انرژی بود. اکنون سخن از مافیای پنهان و فهرست اسامی به میان آمده است.

اگر حلقه بعدی این زنجیره نیز تکمیل شود، دیگر صحبت از یک شباهت تاریخی جذاب نخواهد بود. آن زمان باید پرسید آیا ایران در آستانه آزمودن دوباره الگویی قرار گرفته که هزینه‌های نسخه قبلی آن هنوز از حافظه اقتصاد ایران پاک نشده است؟تاریخ همیشه عیناً تکرار نمی‌شود؛ گاهی فقط با واژه‌های تازه برمی‌گردد.
سه شنبه ۳ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۵۱
کد مطلب: 49865
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *