به گزارش
میز نفت، بررسی روند ذخایر راهبردی نفت آمریکا نشان میدهد موجودی این ذخایر در ابتدای دوره مورد بررسی ۴۱۵ میلیون و ۴۴۱ هزار بشکه بوده است. این رقم در ادامه با شیبی مستمر کاهش یافته و بهترتیب به ۴۱۳ میلیون و ۳۲۵ هزار بشکه، ۴۰۹ میلیون و ۱۸۱ هزار بشکه، ۴۰۵ میلیون و ۴۵ هزار بشکه، ۳۹۷ میلیون و ۹۲۴ هزار بشکه، ۳۹۲ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه، ۳۸۴ میلیون و ۹۵ هزار بشکه، ۳۷۴ میلیون و ۱۷۵ هزار بشکه، ۳۶۵ میلیون و ۱۱۲ هزار بشکه، ۳۵۷ میلیون و ۱۱۹ هزار بشکه، ۳۴۹ میلیون و ۱۹۲ هزار بشکه و ۳۴۰ میلیون و ۲۵۱ هزار بشکه رسیده است.
در زمان امضای تفاهمنامه نیز حجم ذخایر راهبردی نفت آمریکا ۳۳۱ میلیون و ۱۹۱ هزار بشکه ثبت شده بود؛ رقمی که در ادامه ابتدا به ۳۲۵ میلیون و ۶۵۵ هزار بشکه و سپس در آخرین آمار منتشرشده در ۱۲ تیر به ۳۱۹ میلیون و ۴۸۹ هزار بشکه کاهش یافت.
آیا آمریکا در حال پر کردن ذخایر نفت خود بود؟
مبنای استدلال مخالفان توافق این است که آمریکا در هفتههای پس از تفاهمنامه فرصت یافته تا
ذخایر راهبردی خود را افزایش دهد و از این طریق برای هرگونه اقدام نظامی احتمالی آماده شود. اما اعداد رسمی چنین روایتی را تأیید نمیکنند.
مقایسه موجودی ذخایر در زمان امضای تفاهمنامه با آخرین آمار نشان میدهد حجم ذخایر راهبردی آمریکا طی این مدت ۱۱ میلیون و ۷۰۲ هزار بشکه کاهش یافته است. اگر فرضیه بازسازی سریع ذخایر صحیح بود، انتظار میرفت آمارها روندی افزایشی را نشان دهند، در حالی که تمام دادههای منتشرشده حکایت از ادامه کاهش ذخایر دارند.
دادهها چه نتیجهای را نشان میدهند؟
آمارهای رسمی
اداره اطلاعات انرژی آمریکا بهتنهایی درباره دلایل برداشت از ذخایر یا اظهار نظر نمیکنند، اما برای راستیآزمایی این ادعا کفایت دارند. واقعیت این است که پس از امضای تفاهمنامه، نهتنها نشانهای از افزایش ذخایر راهبردی نفت آمریکا دیده نمیشود، بلکه موجودی این ذخایر نزدیک به ۱۲ میلیون بشکه کمتر شده است.
بنابراین، ادعای اینکه
توافق ایران و آمریکا فرصتی برای پر کردن ذخایر راهبردی نفت آمریکا و آمادهسازی این کشور برای حمله احتمالی به ایران فراهم کرده، دستکم بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده، از پشتوانه آماری برخوردار نیست. دادههای موجود روایت دیگری را بازگو میکنند؛ روایتی که از ادامه کاهش ذخایر راهبردی
نفت آمریکا حکایت دارد، نه از بازسازی و افزایش آنها