به گزارش
میز نفت ، پاسخ را باید در کنار هم قرار گرفتن چند اتفاق جستوجو کرد. افت تقاضای پالایشگاههای خصوصی چین، آغاز اورهال در برخی واحدها، کاهش حاشیه سود پالایش و در نهایت جذابتر شدن نفت روسیه برای خریداران چینی.
پالایشگاههای خصوصی چین خرید نفت ایران را پایین آوردند
در ماههای اخیر پالایشگاههای خصوصی چین که در بازار نفت به «تیپات» معروفاند، خرید نفت ایران را پایین آوردهاند. این پالایشگاهها مهمترین مشتری نفت ایران در چین هستند و هر تغییری در رفتار خرید آنها مستقیم روی صادرات نفت ایران اثر میگذارد. حالا این پالایشگاهها هم با افت سودآوری روبهرو شدهاند و هم بخشی از ظرفیت خود را به دلیل تعمیرات و اورهال از مدار خارج کردهاند. نتیجه روشن است. وقتی تیپاتها کمتر پالایش میکنند، خرید نفت از ایران هم پایین میآید.
آمارها هم این افت را تأیید میکند. واردات نفت ایران به چین در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسید. این رقم پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۵ توصیف شده است. این در حالی است که خرید نفت ایران از سوی پالایشگاههای مستقل چین در ماه مارس حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد شده بود. یعنی در فاصلهای کوتاه، بخشی از بازار نفت ایران در چین از دست رفته است.
روسها با تخفیف بیشتر تقاضای چین را از نفت ایران گرفتند
فشار روی تیپاتها فقط از سمت اورهال نیست. حاشیه سود این پالایشگاهها هم افت کرده و همین موضوع آنها را محتاطتر کرده است. گزارشها نشان میدهد بعضی از پالایشگاههای خصوصی چین نرخ بهرهبرداری خود را پایین آوردهاند و حتی در مواردی به محدوده حدود ۵۰ درصد رسیدهاند. برای پالایشگاهی که با حاشیه سود محدود کار میکند، طبیعی است که در چنین وضعی سراغ خوراک ارزانتر و کمدردسرتر برود.
اینجاست که پای روسیه به ماجرا باز میشود. در هفتهها و ماههای اخیر روسها با تخفیفهای جذابتر وارد بازار چین شدهاند و بخشی از تقاضایی را که پیشتر به سمت نفت ایران میرفت، جذب کردهاند. برای خریدار چینی تفاوت چند دلار تخفیف عدد کوچکی نیست. بهخصوص برای تیپاتها که حساب سود و زیان را با وسواس دنبال میکنند. وقتی نفت روسیه با تخفیف بیشتر عرضه میشود، بخشی از سفارشها از ایران جدا و به سمت روسیه میرود.
در واقع چینیها حالا میان دو نفت تحریمی در حال انتخاب هستند؛ نفت ایران و نفت روسیه. در این رقابت فعلاً دست روسها پرتر بوده است. هم تخفیف بیشتری دادهاند، هم در مقاطعی شرایط فروششان برای پالایشگاههای چینی جذابتر بوده است. همین مسئله باعث شده سهم روسیه در سبد خرید برخی پالایشگاههای مستقل چین بالا برود و در مقابل، خرید نفت ایران افت کند.
پالایشگرهای چینی با نفت ذخیرهشده نیاز خود را تأمین کردند
عامل مهم دیگر این است که چین در این مقطع فقط به واردات تازه تکیه نکرده و بخشی از نیاز خود را از محل ذخایر نفتی تأمین کرده است. وقتی پالایشگر چینی میتواند از نفت ذخیرهشده استفاده کند، طبیعتاً فشار خرید از بازار هم کمتر میشود. این یعنی تقاضای فوری برای نفت وارداتی پایین میآید و در چنین فضایی معمولاً نفت ایران بیشتر تحت فشار قرار میگیرد.
این اتفاق برای ایران فقط یک افت ساده در صادرات نیست. مسئله اینجاست که بازار چین مهمترین مسیر فروش نفت ایران است و هر کاهش در خرید پالایشگاههای خصوصی این کشور، مستقیم به درآمد نفتی تهران ضربه میزند. اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران برای حفظ سهم خود در بازار چین ناچار میشود تخفیف بیشتری بدهد. یعنی هم فروش سختتر میشود و هم درآمد نهایی پایینتر میآید.
خلاصه ماجرا این است که افت خرید چین از ایران یک دلیل واحد ندارد. این کاهش حاصل چند متغیر همزمان است؛ تیپاتهایی که با ظرفیت پایینتری کار میکنند، پالایشگاههایی که وارد دوره اورهال شدهاند، تقاضایی که ضعیفتر شده و روسهایی که با تخفیف بیشتر وارد میدان شدهاند. برنده فعلی این رقابت روسیه است و بازندهاش فعلاً نفت ایران.