به گزارش
میز نفت ، چین در حال گسترش نقش خود در حوزه پاییندستی و بخش هایی نظیر گازرسانی،
تولید محصولات پتروشیمی و سایر فعالیتهای ارزش افزوده است که نشاندهنده تغییر به سوی ادغام صنعتی بلندمدت است. این گذار با اولویتهای ملی قزاقستان همسوتر است و نه تنها از صادرات مواد خام، بلکه از ظرفیت تولید داخلی و تنوع اقتصادی نیز حمایت میکند.
آنچه در حال ظهور است، حرکت از معاملات انرژی به سمت یک مدل عمیقتر از توسعه مشترک و تقسیم ریسک در کل زنجیره ارزش انرژی است.
گسترش فعالیت های بالادستی با تقسیم ریسك
مجموعهای از توافقنامههای متمرکز بر اکتشاف میان قزاقستان و چین پس از برگزاری دومین اجلاس چین و آسیای مرکزی امضا شد. این توافقنامهها توسط
شرکتهای چینی که ستون فقرات استراتژی انرژی جهانی پکن را تشکیل میدهند و از نظر درآمد و نفوذ در میان بزرگترین شرکتهای نفت و گاز جهان قرار دارند، هدایت میشوند.
مشارکت آنها نشان میدهد که این توافقنامهها صرفاً سرمایهگذاریهای تجاری نیستند، بلکه ابتکارات استراتژیک با حمایت دولت هستند که برای تأمین منابع، تعمیق روابط دوجانبه و پیشبرد اهداف بلندمدت امنیت انرژی چین طراحی شدهاند.مثلا در پروژه نفت و گاز جولوی در منطقه آتیرائو، شرکت ملی نفت فراساحلی چین (CNOOC) از طریق یک سرمایهگذاری مشترک با کازمونایگس، شرکت ملی نفت و گاز این کشور، وارد بخش انرژی قزاقستان شد.
این روند در معاملات جدید دو شرکت بزرگ دولتی دیگر چینی نیز تکرار شده است. شرکت نفت و مواد شیمیایی چین (SINOPEC) یک قرارداد مشترک با شرکت کازمونایگس برای توسعه و تأمین مالی میدان نفتی و گازی برزوفسکی در غرب قزاقستان امضا کرد، در حالی که شرکت ملی نفت چین (CNPC) یک قرارداد همکاری با شرکت قزاقگاز، یکی دیگر از شرکتهای ملی گاز، برای اکتشاف بلوک گازی Northern-1 امضا کرد.
این توافقنامههای اکتشافی جدید، مزایایی را برای چین و قزاقستان به همراه دارد. برای قزاقستان - که با کاهش سرمایهگذاری خارجی در بخش نفت خود روبرو است - سرمایه و تخصص فنی چین فرصتی حیاتی برای احیای توسعه بالادستی ارائه میدهد.
شرکتهای چینی هزینههای اکتشاف را تقبل کردند
میادین تحت پوشش این توافقنامهها به ویژه از نظر زمینشناسی پیچیده هستند و شامل مخازن عمیق و پرفشاری هستند که توسعه آنها به تنهایی برای قزاقستان از نظر مالی و فناوری چالشبرانگیز خواهد بود. با این حال، بررسیهای لرزهنگاری اولیه به ذخایر قابل توجه و دستنخوردهای اشاره دارد که اهمیت استراتژیک این مکانها را برجسته میکند. در این زمینه، مشارکت چین، تخصص فنی و سرمایه مالی را
در اختیار قزاقستان قرار داده و مسیری را برای دستیابی به منابع انرژی جدید ایجاد میکند که در غیر این صورت، دور از دسترس باقی میماند.
علاوه بر این، هر سه توافقنامه شامل مفادی برای تأمین مالی کامل مرحله اکتشاف هستند، به این معنی که شرکتهای چینی هزینههای اولیه و ریسك های زمینشناسی مرتبط را بر عهده خواهند گرفت. این شرایط، مسیری کمخطر را برای قزاقستان فراهم میکند تا ذخایر انرژی جدید را بدون ایجاد فشار بر امور مالی عمومی خود، استخراج کند.
حضور روزافزون شرکتهای چینی همچنین جایگزین مناسبی برای شرکای انرژی غربی در اختیار رهبران آستانه قرار میدهد، به ویژه که قزاقستان با حدود ۱۶.۵ میلیارد دلار دعاوی داوری علیه کنسرسیومهایی از جمله اکسون موبیل، شل و توتال انرژیز به دلیل ادعاهای مربوط به هزینههای گزاف در بزرگترین میادین نفتی خود روبرو است.
این اختلافات - که بر بازیابی هزینهها، تقسیم سود و کنترل دولتی متمرکز است - تأثیر دلسردکنندهای بر سرمایهگذاری غربی گذاشته است. در مقابل، رویکرد پایدار، مورد حمایت دولت و ریسکپذیر چین به میزان فزایندهای برای آستانه جذاب شده است و نه تنها سرمایه، بلکه همسویی سیاسی و اختلافات عمومی کمتری بر سر شرایط ارائه میدهد.
مهمتر از همه، همکاری عمیقتر در بالادست با چین از هدف استراتژیک گستردهتر قزاقستان برای تنوع صادرات پشتیبانی میکند. با افزایش جریانهای انرژی به سمت شرق، قزاقستان وابستگی خود را به مسیرهای تحت کنترل روسیه کاهش داده و تابآوری خود را در برابر اختلالات احتمالی در راهروهای خط لوله غربی افزایش میدهد. بنابراین، افزایش صادرات نفت به چین میتواند به عنوان یک مانع ژئوپلیتیک در یک محیط منطقهای به صورت فزاینده نامطمئن عمل کند.
چین نفوذ خود را در کریدورهای ترانزیتی تقویت میکند
در مورد مزایای این سرمایهگذاریهای بالادستی برای چین، باید گفت که این سرمایهگذاریهای بالادستی ارزش استراتژیک قابل توجهی داشته و با استراتژی گستردهتر انرژی پکن در خارج از کشور همسو هستند. پکن با پوشش هزینههای اولیه در ازای درآمدهای تولیدی آینده، رویکردی برای تقسیم ریسک اتخاذ میکند که نه تنها دسترسی بلندمدت به منابع را تضمین میکند، بلکه روابط دوجانبه خود با قزاقستان را نیز تقویت میکند.
در حالی که پیچیدگی زمینشناسی این میادین ریسك بالایی را به همراه دارد، چین در بهرهبرداری از ذخایر دست نخورده در یک شریک سیاسی پایدار و مشارکتی، از مزیت پیشگامی برخوردار میشود. این سرمایهگذاریها فقط تجاری نیستند، بلکه در استراتژی امنیت انرژی چین که برای تنوعبخشی به منابع تأمین و تقویت نفوذ در کریدورهای ترانزیتی کلیدی مانند آسیای مرکزی طراحی شده است، گنجانده شدهاند.
در حالی که چین در حال حاضر تقریباً 95 درصد از نفت خط لوله خود را از روسیه وارد میکند، حمایت آنها از توسعه بالادستی در قزاقستان، یک عملکرد مهم تنوعبخشی استراتژیک را ایفا میکند. با وجود تعمیق همکاری استراتژیک میان پکن و مسکو، چین همچنان در مورد وابستگی بیش از حد به هر تأمینکننده واحد محتاط است. پکن با کمک به قزاقستان در شناسایی و توسعه ذخایر جدید نفت و گاز، به صورت مؤثر مسیرهای تأمین جایگزین را باز نگه داشته و نفوذ خود را در چشمانداز انرژی منطقهای افزایش میدهد.
علاوه بر این، شوکهای ژئوپلیتیک اخیر از جمله حملات حوثیها در دریای سرخ و تهدید تنگه هرمز در بحبوحه تنشهای ایران و اسرائیل، آسیبپذیری زنجیرههای تأمین انرژی دریایی را بار دیگر تأیید کردهاند.با تشدید رقابت ایالات متحده و چین که نگرانیهایی را در مورد امنیت زنجیرههای تأمین دریایی ایجاد میکند، پکن انگیزه بیشتری برای تنوع بخشیدن به واردات انرژی خود از طریق مسیرهای زمینی امن که کمتر در معرض محاصره دریایی یا گلوگاههای ژئوپلیتیک هستند، دارد.
قزاقستان با ارائه یک کریدور زمینی پایدار برای واردات نفت و گاز، افزایش امنیت انرژی چین و کاهش وابستگی آن به محمولههای دریایی که از مناطق مورد مناقشه مانند دریای چین جنوبی یا تنگه مالاکا عبور می نمایند، نقشی محوری ایفا میکند.
تلاش چین برای افزایش ارزش آفرینی در حوزه پاییندستی
فراتر از حوزه بالادستی، مشارکت فزاینده شرکتهای چینی در بخش انرژی پاییندستی قزاقستان نشان دهنده تغییر به سوی یک رابطه دوجانبه پیچیدهتر، ساختاریافتهتر و یکپارچهتر است.
یک نمونه کلیدی، توافق بین شرکت QazaqGaz و گروه انرژی شاندونگ برای ساخت یک کارخانه گازسازی زغال سنگ - که زغال سنگ را به گاز مصنوعی، سوخت پاکتری که برای تولید برق یا مواد شیمیایی استفاده میشود، تبدیل میکند - است که سالانه 2 میلیارد متر مکعب گاز تولید كرده و 1500 شغل دائمی ایجاد میکند.
برای قزاقستان، این پروژهها فرصتهای حیاتی برای ارزش افزوده ارائه میدهند. کارخانه گازسازی زغال سنگ نه تنها اشتغال ایجاد میکند، بلکه از تغییر جهت از زغال سنگ خام - یک کالای صادراتی بسیار آلاینده و کمارزش - به سوی تولید گاز پاکتر و متنوعتر نیز پشتیبانی میکند.
در همین حال، تأسیسات پیشنهادی تبدیل زغال سنگ به مواد شیمیایی، زمینه را برای صنعت پتروشیمی آینده فراهم میکند و چشماندازهایی را برای تولید با ارزش بالا و صادراتمحور فراهم میکند. هر دو طرح با اهداف سیاست صنعتی قزاقستان در ارتقای سرمایه انسانی، جذب فناوری و فرآوری مواد اولیه به محصولات پیچیده همسو هستند.
از دیدگاه چین، این پروژهها تقاضای محلی برای فناوریها، خدمات مهندسی و تجهیزات چینی ایجاد كرده و به تثبیت صادرات صنعتی آن در آسیای مرکزی کمک میکنند. این راهبرد تعهد پکن به مدلهای توسعه مشترک را نشان میدهند که فراتر از استخراج هستند و اعتبار آن را به عنوان یک شریک بلندمدت علاقهمند به رشد متقابل افزایش میدهند.
این رویکرد تا حد زیادی ناشی از تأکید روزافزون قزاقستان از سال ۲۰۱۵ میلادی بر جذب سرمایهگذاری برای افزایش ارزش افزوده و ترویج صنعتی شدن از طریق همکاری با چین است.پکن خواهان ایجاد روابط عمیقتر، تضمین دسترسی پایدار به بازار قزاقستان و حفظ روابط دوجانبه پایدار با دولت است.
این تلاشها همچنین با استراتژی گستردهتر چین برای ترویج مسیرهای سوخت فسیلی «پاکتر» مانند گازسازی زغال سنگ همسو است، که نه تنها در داخل کشور، بلکه در کشورهایی مانند قزاقستان به عنوان بخشی از دیپلماسی انرژی جهانی خود دنبال کرده است.
در نهایت، گسترش حضور چین در بخشهای بالادستی و پاییندستی بخش انرژی قزاقستان، منعکسکننده یک استراتژی آگاهانه است که در مناطق دیگر نیز دیده میشود: حضور خود در کل زنجیره ارزش انرژی دنیا برای تضمین نفوذ بلندمدت، اهرم فنی و بازده اقتصادی.
مشارکت انرژی در حال تحول میان چین و قزاقستان، نشاندهنده تغییر از یک رابطه مبتنی بر معامله و منابع به یک رابطه مبتنی بر وابستگی متقابل ساختاری و توسعه مشترک استراتژیک است.در حالی که سرمایهگذاریهای بالادستی، دسترسی متنوع به منابع را برای چین تضمین میکند، همکاریهای پاییندستی، پیوندهای صنعتی و ایجاد ارزش محلی را تقویت كرده و نفوذ پکن را از طریق ابزارهای اقتصادی گسترش میدهد.
نویسنده: یونس شریفلی
منبع: www. chinaglobalsouth.com
مترجم: محسن داوری