به گزارش
میزنفت، رسانههای بینالمللی طی روزهای اخیر از احتمال حمله به پالایشگاهها، نیروگاهها و مراکز تولید انرژی ایران خبر دادهاند. «میز نفت» در گفتوگو با سیدعبدالکریم هاشمی نخلابراهیمی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی، اهداف اقتصادی آمریکا و پیامدهای احتمالی این سناریو را بررسی کرده است.
هاشمی نخلابراهیمی بخش مهمی از فشارهای آمریکا علیه ایران را مبتنی بر نفت، گاز و مسیرهای انتقال انرژی دانست. از نگاه او، تهدید
زیرساختهای انرژی ایران بخشی از جنگ اقتصادی آمریکا برای کاهش درآمدهای نفتی و محدودکردن مسیر توسعه کشور است.
پاسخ ایران به هرگونه حمله
هاشمی نخلابراهیمی با اشاره به قواعد حقوق بینالملل گفت: «اصل مقابلهبهمثل و دفاع مشروع در روابط بینالملل به رسمیت شناخته شده است. هر اقدام متجاوزانه علیه ایران، پاسخ متناسب جمهوری اسلامی را در پی خواهد داشت. اهداف مشروع دولت متخاصم نیز در چارچوب دفاع مشروع قرار میگیرند. این روند تا ایجاد بازدارندگی لازم ادامه پیدا میکند.»
وی افزود آمریکا و اسرائیل در سالهای اخیر به ثبات منطقه کمک نکردهاند. جنگ، تجاوز و بیثباتسازی، بحرانهای خاورمیانه را افزایش داده و امنیت کشورهای منطقه را تضعیف کرده است.
این نماینده مجلس، صلح و ثبات مبتنی بر احترام به قوانین بینالمللی و حاکمیت کشورها را خواسته ایران و بسیاری از دولتهای مستقل دانست.
او تأکید کرد: «اقدام تازه آمریکا یا اسرائیل با پاسخ متناسب ایران روبهرو میشود. محور مقاومت نیز در برابر چنین اقداماتی سکوت نخواهد کرد.»
جنگ امروز بر سر نفت است
نماینده استان هرمزگان، تمرکز تهدیدها بر جنوب ایران و زیرساختهای انرژی را نشانه تغییر ماهیت درگیریها دانست.
هاشمی گفت: «انرژی، موتور اصلی توسعه کشورهاست. نفت، گاز، برق، بنزین، گازوئیل و دیگر فرآوردههای نفتی پایه حرکت اقتصاد جهان را تشکیل میدهند. شاهراههای انتقال انرژی نیز به همین دلیل اهمیت راهبردی پیدا کردهاند.»
به گفته او، حمله به نفتکشها،
تحریم نفت ایران و ایجاد محدودیت برای صادرات نفت ایران، اجزای یک راهبرد واحد هستند. آمریکا با اجرای این سیاست بهدنبال کاهش سرعت توسعه کشورهای مستقل و افزایش فشار اقتصادی بر آنهاست.
وی افزود: «جمهوری اسلامی بارها موضع خود را اعلام کرده است. زور، تحریم و اقدامات غیرقانونی نمیتوانند مانع توسعه ایران شوند. امنیت مسیرهای تأمین و انتقال انرژی نیز نمیتواند فقط برای یک طرف تضمین شود.»
زیرساختهای انرژی ایران در معرض تهدید
رسانههای غربی طی روزهای اخیر از بررسی حمله به پالایشگاهها، نیروگاهها، مخازن نفت و خطوط انتقال ایران خبر دادهاند. اجرای این سناریو، دامنه جنگ را از مراکز نظامی به شریانهای اقتصادی کشور میکشاند.
ایران یکی از بزرگترین دارندگان
ذخایر نفت و گاز جهان است. بخش مهمی از زیرساختهای تولید، پالایش و صادرات نفت ایران نیز در جنوب کشور قرار دارد.
هرگونه درگیری در این منطقه میتواند اقتصاد ایران، امنیت انرژی خلیج فارس، حرکت نفتکشها و قیمت جهانی نفت را تحت تأثیر قرار دهد. آسیب به پالایشگاهها یا پایانههای صادراتی، فقط تولید و صادرات نفت ایران را مختل نمیکند. چنین حملهای، ریسک عرضه انرژی در کل منطقه را افزایش میدهد.
اهمیت تنگه هرمز در امنیت انرژی
موقعیت تنگه هرمز حساسیت این معادله را افزایش داده است. بخش قابلتوجهی از نفت و فرآوردههای صادراتی کشورهای منطقه از این آبراه عبور میکند.
گسترش جنگ به زیرساختهای انرژی ایران میتواند امنیت تنگه هرمز را تهدید کند. افزایش هزینه بیمه نفتکشها، کاهش تمایل شرکتهای کشتیرانی برای ورود به منطقه و اختلال در جریان صادرات انرژی از پیامدهای احتمالی این وضعیت هستند.
در چنین شرایطی، امنیت انرژی فقط به
تولید نفت وابسته نیست. پالایشگاهها، خطوط لوله، پایانههای صادراتی، نفتکشها و مسیرهای دریایی نیز بخشی از زنجیره عرضه جهانی محسوب میشوند.
هدف ترامپ نفت و اقتصاد ایران است
هاشمی نخلابراهیمی در پاسخ به پرسشی درباره اهداف اقتصادی و نفتی دونالد ترامپ گفت: «بله، این موضوع نقش محوری دارد. مسائل اقتصادی یکی از مهمترین پایههای سیاست خارجی ترامپ و بسیاری از دولتهای آمریکا محسوب میشود. آنها برای تأمین منافع اقتصادی خود وارد جنگ میشوند.»
وی فروش تسلیحات، کنترل بازار انرژی، جلوگیری از رشد اقتصاد کشورهای مستقل و حفظ برتری اقتصادی آمریکا را از اهداف واشنگتن برشمرد.
از نگاه این نماینده مجلس، دولت آمریکا از جنگ و تحریم برای محدودکردن قدرتهای اقتصادی جدید استفاده میکند. کنترل منابع نفت و گاز نیز جایگاهی اساسی در این راهبرد دارد.
نفت فقط یک کالای صادراتی نیست. درآمدهای نفتی بر بودجه، توسعه زیرساختها، قدرت سیاسی و توان چانهزنی کشورها اثر میگذارند. کاهش صادرات نفت ایران میتواند یکی از ابزارهای آمریکا برای افزایش فشار اقتصادی بر تهران باشد.
جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران
هاشمی سیاست کنونی آمریکا را ادامه یک الگوی تاریخی دانست و گفت قدرتهای بزرگ همواره برای دسترسی ارزان به منابع خام کشورهای دیگر تلاش کردهاند.
او افزود: «این قدرتها منابع خام را با کمترین هزینه در اختیار میگیرند، آنها را به کالاهای دارای ارزش افزوده تبدیل میکنند و با قیمت بالاتر میفروشند. تلاش هر کشور برای برهمزدن این چرخه، تحریم، فشار اقتصادی یا حتی جنگ را به دنبال دارد.»
بر اساس این تحلیل، جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران فقط با هدف کاهش درآمدهای دولت اجرا نمیشود. محدودکردن جایگاه ایران در بازار انرژی، تضعیف قدرت اقتصادی کشور و افزایش هزینه توسعه نیز بخشی از اهداف این سیاست هستند.
تحریم نفت ایران، محدودیتهای بانکی، فشار بر خریداران نفت و تهدید زیرساختهای انرژی، حلقههای متصل همین راهبرد محسوب میشوند.
آمریکا به دنبال کنترل بازار انرژی
کنترل بازار انرژی، یکی از ابزارهای حفظ قدرت اقتصادی آمریکا در جهان است. تولید نفت، صادرات انرژی و امنیت مسیرهای انتقال بر قیمت جهانی نفت و مناسبات سیاسی کشورها اثر مستقیم دارند.
هاشمی معتقد است آمریکا از جنگ و تحریم برای جلوگیری از ظهور قدرتهای اقتصادی مستقل استفاده میکند. فشار بر نفت ایران نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
کاهش صادرات نفت ایران میتواند درآمد ارزی کشور را محدود کند. حمله به زیرساختهای انرژی نیز ظرفیت تولید، پالایش و انتقال را هدف قرار میدهد. ترکیب این دو ابزار، فشار اقتصادی و امنیتی را همزمان افزایش میدهد.
پیامد حمله به صنعت انرژی ایران
حمله به یک مرکز نظامی میتواند توازن میدانی را تغییر دهد. حمله به صنعت انرژی، اقتصاد ایران و بازار جهانی نفت را همزمان وارد جنگ میکند.
پالایشگاهها، نیروگاهها، خطوط انتقال و پایانههای صادراتی بخشهای اصلی زنجیره انرژی هستند. اختلال در هر بخش میتواند تولید، مصرف داخلی و صادرات نفت ایران را تحت فشار قرار دهد.
پیامدهای چنین حملهای به مرزهای ایران محدود نمیماند. افزایش قیمت نفت، رشد هزینه حملونقل، جهش نرخ بیمه نفتکشها و کاهش امنیت عرضه از مهمترین نتایج احتمالی این سناریو هستند.
کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز بخش بزرگی از نفت و گاز خود را از مسیرهای نزدیک به ایران صادر میکنند. گسترش درگیری، امنیت انرژی این کشورها را نیز تهدید خواهد کرد.
نفت در مرکز تقابل ایران و آمریکا
اظهارات عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، نفت و انرژی را در مرکز تحلیل تنشهای کنونی قرار میدهد. تحریم صادرات نفت ایران، تهدید پالایشگاهها، حمله به نفتکشها و افزایش ناامنی در مسیرهای انتقال، اجزای جداگانه یک بحران نیستند. همه این اقدامات در زنجیره فشار اقتصادی و امنیتی قرار دارند.
دولت ترامپ با افزایش فشار بر نفت ایران بهدنبال کاهش درآمدهای ارزی، محدودکردن توان اقتصادی و تغییر محاسبات تهران است. ایران نیز امنیت انرژی و مسیرهای انتقال نفت را بخشی از معادله بازدارندگی میداند.
در این شرایط، نفت دیگر فقط منبع درآمد یا کالای صادراتی نیست. نفت به یکی از مهمترین میدانهای تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است.